» در «عصر معمار» مطرح شد؛ شرح زندگی و بازخوانی میراث فکری استاد نقره‌کار

پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی

  • اخبار
  • انتشارات
  • گروه‌های علمی
    • گروه علمی مطالعات رسانه و سینما
    • گروه علمی مطالعات اجتماعی و فرهنگی انقلاب اسلامی
    • گروه علمی حکمت هنر
    • گروه علمی سیاست‌گذاری فرهنگی و هنری
  • باشگاه هنر و اندیشه
  • نشریه بیناب
  • فروشگاه کتاب
  • نگارخانه
  • تماس با ما
  • اخبار
  • انتشارات
  • گروه‌های علمی
    • گروه علمی مطالعات رسانه و سینما
    • گروه علمی مطالعات اجتماعی و فرهنگی انقلاب اسلامی
    • گروه علمی حکمت هنر
    • گروه علمی سیاست‌گذاری فرهنگی و هنری
  • باشگاه هنر و اندیشه
  • نشریه بیناب
  • فروشگاه کتاب
  • نگارخانه
  • تماس با ما

در «عصر معمار» مطرح شد؛ شرح زندگی و بازخوانی میراث فکری استاد نقره‌کار

۱۴۰۵-۰۲-۱۹ ۱۴۰۵-۰۲-۱۹ بازدید : 125

با هدف گرامیداشت یاد و خاطره مهندس استاد عبدالحمید نقره‌کار و همچنین مروری بر آثار و اندیشه ایشان، رویدادی تحت عنوان «عصر معمار» برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی؛ پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی با همکاری مرکز معماری اسلامی حوزه هنری، با هدف گرامیداشت یاد و خاطره مهندس استاد عبدالحمید نقره‌کار و همچنین مروری بر آثار و اندیشه ایشان، رویدادی تحت عنوان «عصر معمار»، با حضور مهدی چمران، رئیس شورای شهر تهران، مجید شاه‌حسینی، رئیس فرهنگستان هنر، غلامرضا اسلامی، دانشیار دانشگاه تهران، حیدر جهانبخش، عضو هیئت علمی دانشگاه سوره، محمدرضا بمانیان، استاد دانشگاه تربیت مدرس، محمدرضا پورجعفر، عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس، عبدالحمید قدیریان، نقاش و مدیر هنری سینما، امیر محمدخانی، رئیس سابق دبیرخانه هنر معماری، مهدی حمزه‌نژاد، استادیار معماری دانشگاه علم و صنعت ایران، مجتبی انصاری، استاد دانشکده هنر و معماری دانشگاه تربیت مدرس، محمدمنّان رییسی، نماینده مجلس، نصرالله آبادیان، معاون شهرسازی و معماری شهرداری تهران، امین مقومی، رئیس شورای مرکزی و رئیس سازمان نظام مهندسی و جمع دیگری از اساتید، معماران و شاگردان ایشان، در روز سه‌شنبه پانزدهم اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵در تالار مهر حوزه هنری برگزار کرد.

صالح نقره‌کار، فرزند مرحوم استاد نقره‌کار، در ابتدای نشست گفت: به رسم ادب و شاگردی، خدمت شما بزرگواران عرض سلام دارم و این سنت قدرشناسی نسبت به سرمایه‌های اجتماعی و انسانی و ملی کشورمان را ارج می‌نهم و دست یکایک شما عزیزان را می‌بوسم. در باب پدر به خصوص خصلت پارسایی پدر هرچه بگویم واقعاً قصور و تقصیر هست. من پیشینۀ خیلی کوتاهی از پدر می‌گویم و بخشی از وصیت‌نامه ایشان را می‌خوانم.

او ادامه داد: در خانواده‌ای متدین و اصیل به دنیا آمد. پدر مرحوم، حاج علی‌اکبر نقره‌چی، از معتمدین و متدینین بازار بزرگ تهران و مادرش مرحوم قمرتاج مظفریان از زنان پاکدامن و معتقد به قرآن و عترت بود. او برای خانواده، پدری مهربان و با عشق و همسری فداکار و پدربزرگی با عطوفت بود. سلوک او با خانواده و اطرافیان خصوصاً در نیازمندی دیگران بی‌دریغ و متعهدانه بود. محال بود کمکی از وی برآید و گره‌گشایی‌ای بتواند اما امتناع کند. به حد وسع در صحنه کمک به همسایه و دوست و شاگرد و فامیل دستگیری می‌کرد و شهره بود. در مدرسه مروی تهران درس خواند و از حجره بازار به حجره علم رهیافت. در اواسط دهه ۴۰ در دانشکدۀ ملی وقت، دانشکده معماری پذیرفته شد و دفتر معماری سمرقند را راه‌اندازی کرد. از مؤسسین انجمن اسلامی دانشگاه شهید بهشتی یا ملی وقت بود. ضد طاغوت و آزادی‌خواه بود و در حلقه شاگردان دکتر علی شریعتی و محفل حسینیه ارشاد قرار داشت. با انگاره‌های مذهبی اسلام انقلابی و مبارزه آرمان‌خواهانه را در سیمای امام خمینی و مکتب حسینی یافت. بدین‌سان به جرگه یاران امام پیوست و توسط ساواک بارها دستگیر و همواره تحت تعقیب بود. در سال ۱۳۵۷ مدیر روابط عمومی ستاد استقبال امام شد. اندیشه‌‌وری مسئولیت‌شناس و انقلابی‌ای پاک‌باز بود که برای انقلاب اسلامی فداکاری‌های بی‌دریغ می‌کرد. چندین بار جانباز شد و تا مرز شهادت پیش رفت. هم شخصیتی انقلابی و ضد استکبار و استبداد داشت و هم جایگاه علمی و پژوهشی قوی. تا روز آخر قلم و کاغذ و تألیف پدر ترک نشد. قائم‌مقام شهید رجایی در آموزش و پرورش بود و مسئول گزینش کشور. انجمن اسلامی معلمان را به مثابه یک حزب در عوان انقلاب رهبری می‌کرد. بعدها مسئولیت‌های اجرایی نپذیرفت و عطای پیشنهاد وزارت و سفارت و وکالت را به لقایش بخشید و صرفاً به قلمرو تتبع علمی در سپهر تخصصی و دانشگاهی خود یعنی حکمت و هنر اسلامی و ایرانی و معماری اسلامی پرداخت. مؤسس بسیج اساتید و مسئولیت در حوزه فرهنگی هنری و علمی را در کارنامه خود داشت. به مال و منال به شدت بی‌توجه بود. در همان خانه قبل انقلاب خود زندگی می‌کرد و بعد از انقلاب به داراییش نیفزود و خیرات و مبرات را بر ثروت‌اندوزی و قدرت‌خواهی و شهرت و شهوت‌پرستی ترجیح داد. او به معنای حقیقی استاد تمام دنیا نخواهی و پرهیزکاری بود. دنیا را واقعا دوست نداشت و مبدأ و معاد باور بود. طی ۴۵ سال سمت استادی در دانشگاه با نگاهی معناگرایانه و ارزش محور به معماری و شهرسازی، سبکی نو در قلمرو تخصصی خود ایجاد کرد و مؤلف ده‌ها کتاب و مقاله علمی و فرهنگی و هنری در حوزه حکمت هنر اسلامی ایرانی و پژوهشگری نمونه و حائز جوایز ملی بود. صدها اثر فاخر معماری به جا مانده از وی نظیر توسعه حرم عبدالعظیم، مصلی شهرری، مشاوره معماری نجف و کربلا، تالار قرآن همدان، مساجد دانشگاه علامه طباطبایی و علم و صنعت، بخشی از کارنامه پدر است. اما مهم‌ترین وصف از شخصیت پدر همین پرهیزکاری و ریا ستیزی بود.

صالح نقره‌کار در ادامه به وصیت‌نامه پدر اشاره کرد و بخشی از آن را خواند: «از عبدالله برای خانواده و دوستان عزیز. خداوند را سپاسگزارم که بعد از عمری طولانی اکنون که به گذشته می‌اندیشم هرچه را از حضرت او دیده‌ام خیر و رحمت و عدالت بود و از خود کوتاهی و قصور. به یگانگی‌اش با یقین شهادت می‌دهم به آخرین و سرآمد پیامبرانش حضرت محمد درود می‌فرستم و به ۱۴ خورشید عالم تاب ولایت علوی اعتقاد و ارادت راسخ دارم. آخرین عروه الوثقای الهی در زمین، امام زمان حضرت مهدی را ارج می‌نهم. من بنده خدا حقیقت اسلام را در تشیع یافته‌ام و مسلمان شیعه بودن را با همه هستی و وجود ادراک کرده‌ام. وصیت قبل از رحلت، سنت نبوی است و دوست دارم برای خانواده‌ام، اقوام و دوستانم هدیه‌ای از اعتقاداتم که عصاره جانم می‌باشد باقی گذارم. بعد از ستایش خداوند وصیت خود را به موعظه قرآن مجید شروع می‌کنم که فرمود: «قُلْ إِنَّمَا أَعِظُکُمْ بِوَاحِدَهٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى وَ فُرَادَى». اکنون که بعد از سال‌ها عمر به گذشته می‌نگرم حقیقت این اندرز یگانه سراسر وجودم را سیراب می‌کند و به اثر تعالی بخش آن اعتراف می‌نمایم. به آخرین توصیه پیامبر اکرم، شما را ترک می‌کنم با دو میراث عظیم؛ کتاب خداوند و عترت. قرآن مجید که صراط مستقیم است و اگر هواهای نفسانی و القائات شیطانی مانع درک عظیم آن است که این‌گونه است، اهل بیت پیامبر با اراده الهی از جهل و نقص پاکند و این چراغ‌های تابناک و استوار راه ما را از بیراهه و کج‌راهه اعراض می‌دهند و غفلت از این گوهر عظیم به واقع باعث انحراف است. وصیت مولایمان امام علی که جان پیامبر بود و نهج البلاغه او تفسیر قرآن است در سراسر زندگی را تابلوی عبرت کنید. سراسر نهج البلاغه در همه حوادث زندگی فردی و اجتماعی نور تابناک هدایت و رستگاریست. آن گنج لایزال و ممیز حق و باطل. در این جایگاه به فرزندانم و دوستانم توصیه می‌کنم لااقل وصیت حضرت را به عزیزانش حسنین بارها بخوانید که درس مسلمان زیستن است. قدر جمهوری اسلامی را بدانید و برای آن فداکاری کنید. جمهوری اسلامی مقدمه‌ای برای استقرار جامعه عدل جهانی و ظهور تاریخی آن یگانه دوران حاضر است.»

مهندس مهدی چمران، رئیس شورای شهر تهران، دومین سخنران این نشست، اظهار داشت: سخن گفتن از یک فردی که سال‌ها در کار و مسئله تخصصی، ارتباط نزدیک و صمیمی و گاهی اوقات هم بحث‌های طولانی با او داشتیم، کار ساده‌ای نیست. عموماً وقت‌گیر است. ولی به هر حال، آنچه از او باقی مانده، یک روح بلند و یک معنای پرطمطراقی از همه خوبی‌هاست که در خودش جمع کرده بود.

وی افزود: ایشان در زمینه معماری، دارای یک ایده خاص یا روش خاص بود و آن را از ابتدا تا انتها دنبال می‌کرد و به آن معتقد بود. آنچه را هم که عمل می‌کرد، بیانگر و تفسیر همان اعتقادات او بود و این خیلی مهم بود. شاید در دنیای معماری و دنیای هنر، کمتر انسانی بتواند اشخاصی را بیابد که هم از لحاظ معنا و مفهوم و هم از نظر اجرا، دارای یک تفکر و اعتقاد خاص و به‌ویژه آن اعتقادات مکتبی اسلامی باشند.

چمران در ادامه بیان داشت: مرحوم نقره‌کار کتب خاص و تحقیقاتی که در این زمینه عنوان کرد و عرضه داشت شاید تاکنون صورت نپذیرفته بود و به این میزان ارائه نشده بود. صحبت‌ها زیاد بوده، ولی عملاً اینکه آنها را تئوریزه کنند و ارائه دهند در یک کتاب یا در یک نوشتار – و کتب زیاد – و همان‌ها را اجرا بکنند، این کار ساده‌ای نیست.

او سپس ادامه داد: در برخی از مسائل با ایشان شاید اختلاف نظر هم داشتیم و بحث می‌کردیم و این طبیعی هم بود. شاید به اختلاف هم می‌رسیدیم، ولی او عبایی از اینکه آنها را بپذیرد و بحث بکنیم نداشت و این خیلی اهمیت دارد.

رئیس شورای شهر تهران تأکید کرد: به خصوص در دنیای هنر و کسانی که در زمینه هنر تحقیق کردند و به جایی رسیدند – خوب هنرمندان یک شرایط خاصی دارند و اعتقادات خاصی و روش‌های خاصی که در جامعه همه می‌بینیم خیلی کم همدیگر را قبول دارند – پذیرفتن یک ایده‌ای که با او هماهنگ نیست و روش بحث کردن، این خیلی ارزشمند است و می‌رساند که همه این تلاش‌ها برای رسیدن به واقعیت‌ها بوده، نه برای اینکه به خودش برسد یا بخواهد خودش را تثبیت کند.

مهندس چمران در ادامه اظهار داشت: این خیلی مهم است که آدم بخواهد خودش را تثبیت کند یا اینکه بخواهد واقعیت‌ها را تثبیت کند؛ واقعیت‌هایی که ارتباط پیدا می‌کند با خدای بزرگ، با الله و آن اصل و رمز همه تلاش‌های ماست. ما اگر برای خدا کار بکنیم و برای او گام برداریم، خودمان را فراموش می‌کنیم. من فکر می‌کنم ایشان یکی از کسانی بود که واقعاً خودش را در این زمینه فراموش کرده بود و آنچه مهم بود، رسیدن به همان تعالی و آن بزرگی بود که در هنر احساس می‌کرد، به ویژه در معماری و می‌خواست به آنها دست بیابد.

در ادامه نشست مجید شاه‌حسینی، رئیس فرهنگستان هنر، گفت: شخصاً توفیق زیارت استاد عبدالحمید نقره‌کار بسیار دیر نصیبم شد و تنها در چند سال اخیر در فرهنگستان هنر بود که توانستم از نزدیک با ایشان همکاری کنم، هرچند پیش از آن با آثار قلمی ایشان انس داشتم و از طریق نوشته‌هایشان به عمق نگاه و شخصیت این استاد بزرگ پی برده بودم.

شاه‌حسینی با اشاره به تجربه‌ای که برای بسیاری از علاقه‌مندان بزرگان علم و هنر پیش می‌آید، گفت: وقتی آثار قلمی بزرگان را می‌خوانیم، جهان آن بزرگوار آن‌قدر شگفت‌انگیز می‌شود که طالب دیدار نزدیک او می‌شویم تا ببینیم صاحب این قلم آیا صرفاً نوشته یا در آن جهان زیست می‌کند. این تجربه برای بنده وقتی اتفاق افتاد که ایشان محبت کردند و ریاست گروه معماری فرهنگستان هنر را پذیرفتند و کاملاً برای من به لطف خدا محقق شد و دیدم ایشان اصلاً شهروند آسمان است.

رئیس فرهنگستان هنر افزود منظر استاد نقره‌کار به مقوله معماری، معماری آسمانی بود و آنچه در کتاب «حکمت اسلامی در خلق آثار هنری» از ایشان می‌خوانیم تنها قطره‌ای از دریاست. وقتی خود ایشان را زیارت کردم و با ایشان هم‌صحبت شدم، حس کردم جنس نگاه، سلوک، عرفان و منظر ایشان به جهان، بخشی‌اش در آثار قلمی جاری شده است.

شاه‌حسینی به برخی از مباحث مطرح‌شده در کتاب اشاره کرد؛ از جمله کثرت در وحدت، رابطه پلان مربع در قاعده مسجد با ساختار مدور گنبد که یکی زمین و دیگری آسمان را نمایندگی می‌کند، و همچنین بررسی ارتباط معماری با خدا، انسان، خانواده، اخلاق و هنر و نقش آن در تزکیه نفس. وی تأکید کرد پیش از این، هیچ کتاب معماری را با این حد از صراحت و به این صورت کلاس اخلاقی ندیده بوده و برایش بسیار شگفت‌انگیز بود.

شاه‌حسینی با اشاره به اینکه صحبت‌هایش در هفته معلم ایراد می‌شود، گفت: حیفم آمد به شأن معلمی ایشان اشاره نکنم. نوشتن کتابی برای متعلمان یک رشته، آن هم به عنوان چراغ راه، از نظر بنده اتفاق بسیار مبارکی بود و تقریباً در همه نشست‌هایی که در فرهنگستان با ایشان داشتم، دغدغه معلمی داشتند و اینکه باید کارگروه‌هایی برای پاسخگویی به همه دانشجویان رشته معماری در سطح کشور در مورد پایان‌نامه‌ها و کارهای پژوهشی تشکیل شود. دوستانی که در آن کارگروه با ایشان همکاری داشتند، شاهدند که ایشان چقدر برای این معنا می‌تپیدند که بتوانیم تا حد امکان به همه سؤالات دانشجویان معماری از سراسر کشور پاسخ دهیم. جالب است که در کتابشان نیز به چند سؤال احتمالی خواننده پاسخ داده شده است و فقط یک معلم واقعی این‌گونه کتاب می‌نویسد؛ کسی که سال‌ها تدریس کرده و از او سؤال پرسیده‌اند و او پیشاپیش پاسخ‌ها را داده است.

رئیس فرهنگستان هنر در ادامه به مباحث دیگری از استاد نقره‌کار اشاره کرد؛ از جمله پیروی از سنن و اصول ثابت الهی در سبک معماری و شهرسازی، الهام از منطق نور و منطق نوری در معماری، و پرهیز از نقش و تأثیر شیاطین در معماری.

وی گفت این‌ها مطالبی است که بیانشان شهامت می‌خواهد. ایشان مطالعات قرآنی عالی داشتند و برای مثال به آل فرعون اشاره می‌کنند. فرعون در قرآن با صفت «ذی الاوتاد» (صاحب ستون‌ها) و اهل تبرج و برج‌سازی و معماری‌های بزرگ یاد شده است و بخشی از کفر او در عظمت سازه‌های معماری اوست که هنوز در مصر ردپایی از آن باقی است. پس معماری می‌تواند بخشی از تفرعن ظالمان باشد اگر از نور و مسیر هدایت دور بیفتد.

شاه‌حسینی اظهار داشت: ندیده بودم کسی در کتاب درسی معماری با این شهامت و این حد از صراحت از مفاهیم قرآنی سخن بگوید. گرچه ممکن است اساتید مسلم این رشته کتاب‌های دیگری را نیز به این شیوه معرفی کنند، اما در حد مطالعات محدود بنده، این تجربه‌ای منحصر‌به‌فرد بود از منظر استاد معماری که کتاب درسی آن رشته را به رشته تحریر درآورده است.

وی افزود: معنای نور در عرفان اسلامی، نسبت این نور با معماری، تعامل انسان با فضا و هندسه و محیط پیرامونی، تأثیر و تأثر متقابل انسان و این هندسه پیرامونی، رابطه صورت و معنا در مناسک حج تمتع، منطق طواف گرد کعبه و نیز ارزیابی و نقد برخی از رویکردها و آثار معماری غربی، همه نکاتی بود که در آن کتاب برای بنده بسیار ارزشمند بود. مهم این است که در جایگاه مرتفع قرار بگیریم و این‌گونه حکیمانه سخن بگوییم و در حجاب تکنیک باقی نمانیم و از حکمت هنر سخن به میان آوریم.

رئیس فرهنگستان هنر با اشاره وضعیت موجود در رشته هنر گفت: الان کتاب‌هایی مثل «تاریخ زشتی» و «تاریخ زیبایی» اومبرتو اکو بسیار معروف می‌شوند و همه آنها را می‌خوانیم، اما اینکه یک حکیم معمار از زشتی و زیبایی منطبق با اصول قرآنی سخن بگوید و این معنا را با هنر معماری در تقارن قرار دهد، به نظرم کار بسیار بدیع و نویی بود.

در ادامه نشست، غلامرضا اسلامی، دانشیار دانشگاه تهران، به بیان دیدگاه‌های خود در مورد ابعاد تخصصی معماری اسلامی و همچنین تجلیل از مقام استاد فقید عبدالحمید نقره‌کار پرداخت. وی در این باره گفت: حدود ۳۰ سال است که با مهندس نقره‌کار در زمینه نظریه‌پردازی بحث و گفت‌وگو داشته است. او برای روشن شدن ابعاد موضوع، با دو مدل سخن خود را آغاز کرد. مدل اول به هرمنوتیک مربوط می‌شود که در آن چهار واحد وجود دارد: مؤلف، متن، مخاطب و بستر تشکیلاتی که حامی این ارتباط است؛ مانند وزارتخانه‌ها، سازمان‌ها و نهادهای بسترساز.

وی افزود: وقتی به گفتار استاد نقره‌کار دقت می‌کنیم، می‌بینیم ایشان بر معمار تأکید زیادی دارد؛ اینکه معمار باید الهی باشد، درست فکر کند، انسان کامل باشد.

اسلامی تأکید کرد معماری فقط به معمار مربوط نمی‌شود؛ قوانین و برنامه‌های کوتاه‌مدت و بلندمدت سازمان‌هایی مانند وزارت مسکن و شهرداری نیز وجود دارند که هر کدام با وضع قوانین خود می‌توانند جهت‌های معماری را تغییر دهند. از این رو، آنجاها نیز باید رنگ و بویی اسلامی پیدا کند. وی گفت: استاد نقره‌کار قوانین دست و پاگیر شهرداری یا قوانینی که اجازه می‌دهد بلندمرتبه‌سازی شود و تفکر عمودی و قشربندی اجتماعی در جامعه به وجود آید را نقد می‌کرد. ایشان گاهی این اعتراضات را می‌نوشت و با یک نوشته فکر می‌کرد که مثلاً سازمانی تغییر کند یا اساسنامه‌اش عوض شود. اقدام انقلابی خود را انجام می‌داد در حالی که بسیاری از ما فقط می‌نشستیم و در جلسات اصلاح می‌کردیم. ایشان این کار را به عنوان یک تکلیف می‌دید.

دانشیار دانشگاه تهران با اشاره به نظام مهندسی پس از انقلاب گفت: قبل از انقلاب اسلامی، نظام معماری داشتیم، اما بعد از انقلاب، مرحوم بازرگان نظام مهندسی را ایجاد کرد که معماری و شهرسازی در آن ادغام شد و در میان هفت قلم آن، یکی معمار است. به همین دلیل، رأی معمارها بسیار محدود است و آنچه تأثیر می‌گذارد، اقتصاد و قوانین اجرایی است، نه هنر، زیبایی‌شناسی، اندیشه‌های عمیق و فرهنگ. در این شرایط، نظام معماری که به نظام مهندسی تبدیل شده، به نظر می‌رسد غیراسلامی شده و فرهنگ را تضعیف می‌نماید. سپس محصول معماری کالایی می‌شود که استانداردسازی می‌شود؛ پژوهشکده‌ها تعیین می‌کنند چه چیزی خوب است و چه چیزی بد. مردم نیز به سمت چیزهایی می‌روند که تبلیغاتی است و معماران به سمت ژورنالیسم معماری و آنچه در کتاب‌ها و تلویزیون ساخته می‌شود، رفته‌اند و فرهنگ نیز تغییر کرده و غیراسلامی شده است.

اسلامی افزود: در این فضای پیچیده، استاد نقره‌کار در بخش معمارساز حضور داشت و سپس کتاب حکمت اسلامی و بعد شورای تحول را به وجود آورد. ایشان در شورای تحول علوم انسانی بسیار زحمت کشید. علوم انسانی ایرانی نیست و اسلامی هم نیست. شاید اکثریت معماران بعد از انقلاب نیت‌های خوبی دارند اما روش‌ها سازنده نیست، چون موضوع بسیار پیچیده است.

اسلامی تأکید کرد: حضور اجرایی و عینی ایشان تنها محدود به ساخت مسجد نبود؛ حضور ایشان در شوراها و جلسات، یک فرآیند پوست‌اندازی بود. رهبر شهید گفته بودند که معماری تهران مورد رضایت نیست و انتظار می‌رود از جمهوری اسلامی که حکمت هنر اسلامی باید در آن جاری و ساری باشد. متفاوت با کشورهای دیگر مانند امارات که تحت تأثیر مکاتب فکری امپریالیستی پدید آمدند.

اسلامی در ادامه گفت: دیدگاه‌های مدیریتی را می‌توان به سه دسته تقسیم کرد؛ گذشته‌نگر (که انقلابی هستند و در پی اصولی‌اند که از دست رفته یا کمرنگ شده)، حال‌نگر (که مصلح هستند و می‌خواهند وضع موجود را ساماندهی و بهبود بخشند) و آینده‌نگر (که دنبال ایده‌آل‌هایی هستند که در آینده باید محقق شود و نمونه گذشته ندارد و آنها نیز انقلابی‌اند). استاد نقره‌کار در دسته گذشته‌نگران انقلابی قرار می‌گیرد؛ زیرا به ریشه‌ها و اصول اسلامی فکر می‌کرد و به مصادیقی از معماری صفوی و قاجار اشاره می‌نمود، اما در عین حال انقلابی بود بدین معنا که ایده جدیدی را دنبال می‌کرد که باید محقق شود.

در ادامه این نشست، محمدرضا بمانیان، به آیه ۲۳ سوره احزاب که در این نشست توسط آقای چمران قرائت شد اشاره کرد: «مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِیلاً». وی تأکید کرد که همین یک آیه می‌تواند برای تبیین مسیر زندگی انسان کافی باشد و بسیار از صفات و شاخصه‌های شخصیتی مهندس نقره‌کار در همین آیه جمع شده است.

او نخستین ویژگی مرحوم نقره‌کار را «ایمان» دانست و با استناد به عبارت «مِنَ الْمُؤْمِنِینَ» تصریح کرد که ایمان، بنیان شخصیت ایشان بود؛ یقینی که در وصیت‌نامه وی ـ که در این مراسم توسط فرزندشان قرائت شد ـ نیز به روشنی نمایان بود.

بمانیان دومین ویژگی را «صدق و صداقت» عنوان کرد و با اشاره به عبارت «رِجالٌ صَدَقُوا» گفت: صادق بودن، از برجسته‌ترین صفات ایشان بود. وی در این زمینه به آیه شریفه «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَکُونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ» اشاره کرد و افزود: همراهی با صادقان، سفارش قرآن کریم است.

وی در ادامه، «وفاداری به عهد الهی» را سومین ویژگی مهندس نقره‌کار برشمرد و با اشاره به عبارت «ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ» اظهار داشت: ایشان با خداوند پیمان بسته بودند و تا پایان عمر بر این عهد استوار ماندند. «فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ» بیانگر کسانی است که به عهد خود وفا کردند و تا آخرین لحظه حیات بر پیمان الهی پایبند بودند.

وی همچنین با اشاره به عبارت «وَ مِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ» گفت: این بخش از آیه، خطاب به ماست؛ اینکه ما نیز باید در مسیر وفاداری به عهد الهی استوار بمانیم و در زمره منتظران راستین قرار گیریم.

بمانیان در ادامه، رمز و پیام اصلی این آیه را در عبارت «وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِیلاً» دانست و تأکید کرد: مهم‌ترین شاخصه شخصیت مهندس نقره‌کار، ثبات قدم و عدم تغییر در مسیر حق بود؛ ویژگی‌ای که تا پایان عمر در وجود ایشان متجلی بود.

محمدرضا بمانیان در ادامه این نشست، به بیان خاطراتی از آشنایی خود با مرحوم مهندس نقره‌کار پرداخت و سابقه این آشنایی را مربوط به بیش از ۴۱ سال پیش عنوان کرد. وی با اشاره به دوران تحصیل خود در دانشکده معماری دانشگاه علم و صنعت پیش از انقلاب اسلامی اظهار داشت: در آن زمان دانشکده حدود ۳۰ عضو هیئت علمی داشت، اما پس از انقلاب فرهنگی و تحولات آن دوره، این تعداد به شش نفر کاهش یافت. با کاهش شدید اعضای هیئت علمی، نگرانی‌های جدی درباره آینده دانشکده شکل گرفت. در همان دوره برخی دانشکده‌های دیگر، از جمله دانشگاه شهید بهشتی و دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران، تحت مدیریت نیروهای فعال در جریان انقلاب فرهنگی اداره می‌شدند. در چنین شرایطی حتی سخن از تعطیلی دانشکده معماری علم و صنعت نیز مطرح بود.

بمانیان افزود: به همراه برخی همکاران، از جمله مسئول دفتر فرهنگی دانشکده علوم پایه، تصمیم گرفتیم برای حفظ و تقویت دانشکده اقدام کنیم. از این‌رو، گروهی تشکیل دادیم و به شناسایی معماران متعهد و متخصص پرداختیم تا بتوانیم آنان را برای عضویت در هیئت علمی معرفی کنیم. در این مسیر با افراد متعددی دیدار و گفت‌وگو شد و گزینه‌های مختلفی مورد بررسی قرار گرفتند.

وی خاطرنشان کرد: یکی از افرادی که در این روند شناسایی شد، مرحوم مهندس سیفیان بود که با بزرگواری همکاری کردند. با این حال، همچنان در پی فردی بودیم که بتواند مسئولیت مدیریت دانشکده را بر عهده گیرد. در ادامه این پیگیری‌ها و با معرفی برخی مسئولان وقت، دیداری با مهندس نقره‌کار در منزل ایشان در منطقه تهران‌نو برگزار شد. منزل ساده و روحیه متواضعانه ایشان بسیار تأثیرگذار بود و منش اخلاقی ایشان یادآور سادگی و اخلاص شهید رجایی بود.

او تواضع، پشتکار و روحیه مسئولیت‌پذیری را از ویژگی‌های برجسته مرحوم نقره‌کار برشمرد و افزود: با وجود جایگاه مدیریتی، ایشان هیچ‌گاه در پی امتیاز شخصی نبودند و حتی برای انتخاب واحد درسی خود نیز با فروتنی رفتار می‌کردند. در جلسات، بیش از آنکه سخن بگویند، با دقت و حوصله به دیدگاه‌های دیگران گوش می‌دادند.

وی همچنین به نقش فعال مهندس نقره‌کار در مجامع علمی و فرهنگی اشاره کرد و گفت: ایشان شخصاً پیگیر برگزاری جلسات بودند، با اعضا تماس می‌گرفتند و شرایط حضور آنان را فراهم می‌کردند. این روحیه پیگیری و تعهد، تا سال‌های پایانی عمر در ایشان مشهود بود.

بمانیان در پایان تأکید کرد: هنوز برای درک کامل ابعاد فقدان ایشان زود است و به مرور زمان روشن‌تر خواهد شد که جامعه علمی و دانشگاهی چه سرمایه ارزشمندی را از دست داده است.

در ادامه نشست، محمدمنّان رئیسی، نماینده مجلس، به بیان خاطرات خود از آشنایی با استاد فقید عبدالحمید نقره‌کار پرداخت. وی گفت: تقریباً ۲۵ سال توفیق آشنایی با ایشان را داشتم. سال ۱۳۷۹ که وارد دانشگاه علم و صنعت شدم، با استاد نقره‌کار آشنا شدم. اگرچه دوره کارشناسی ارشد خود را در دانشگاه تهران گذراندم، اما مقطع کارشناسی و دکتری را در دانشگاه علم و صنعت طی کردم و استاد راهنمای بنده در نگارش رساله دکتری، استاد نقره‌کار بود.

رئیسی افزود: به دلیل علایق مذهبی که داشتم، با استاد بسیار مأنوس بودم و حتی در مواردی که پیشنهادهای کاری به بنده می‌شد، از استاد مشورت می‌گرفتم. به عنوان مثال، حدود سه یا چهار سال پیش که شهردار تهران از بنده دعوت کرد تا در مرکز مطالعات شهرداری فعالیت کنم، با استاد تماس گرفتم و مشورت خواستم و دیدم که روحیه انقلابی‌گری در مشورت‌های ایشان کاملاً لحاظ می‌شد. استاد همواره امثال بنده را تشویق می‌کرد که اگر می‌توانیم خدمتی مؤثر انجام دهیم و منشأ اثر باشیم، وارد میدان شویم. این روحیه را تا آخرین روزهای زندگی حفظ کردند.

او در ادامه گفت: حدود دو هفته پیش از فوت استاد، با دکتر حمزه‌نژاد تماس گرفتم و احوال استاد را پرسیدم. گفتند که حال ایشان خوب نیست و بسیار کم صحبت می‌کند. با نزدیک شدن روز معلم، به خود گفتم استاد ناخوش است، بگذارم روز معلم فرا برسد و در آن روز با ایشان تماس بگیرم، اما دو سه روز مانده به روز معلم، خبر درگذشت استاد را شنیدم.

رئیسی تأکید کرد: اساتید بسیاری داشتیم و توفیق شاگردی نظریه‌پردازان متعددی نصیبمان شده است، اما استادی با این روحیه انقلابی در جامعه هنری و معماری ما بسیار نادر بود و به راستی جای خالی ایشان احساس می‌شود.

در ادامه این نشست، محمدعلی خان‌محمدی، دانشیار دانشگاه علم و صنعت ایران، به ایراد سخنانی در بزرگداشت مهندس نقره‌کار پرداخت و از تجربیات چندین‌ساله همکاری با ایشان سخن گفت. خان‌محمدی در ابتدای کلام خود اظهار داشت: این توفیق را داشتم که در مدت‌مدیدی و در تجربیاتی بسیار متنوع، در کنار این مرد بزرگ، این موحد، این مبارز نستوه و این محقق دلداده کشور، دلداده انقلاب، دلداده وطن و دلداده هنر و معماری، نفس بکشم. اگر قرار باشد مجموعه این تجربیات چندین‌ساله را در یک جمله خلاصه کنم، باید بگویم که مهندس نقره‌کار برای ما واسطه فیض الهی بودند. همان‌گونه که رحمت‌های الهی جلوه‌های گوناگون دارند، ایشان نیز در ساعات مختلف حضور با برکت خود، دارای جلوه‌های متنوعی بودند. بسیاری از ما معمولاً به یک حوزه فعالیتی و یک دغدغه مشخص محدود می‌شویم، اما مهندس نقره‌کار به لحاظ شمول شخصیت، بسیار متنوع بودند.

وی در ادامه به حضور مهندس نقره‌کار در دانشکده اشاره کرد و گفت: ایشان در حالی وارد دانشکده شدند که در محیطی غریب بودند و بافت پیش از انقلاب دانشکده از نظر اساتید، هم‌جهت با نگاه انقلابی ایشان نبود. نخستین تلاش ایشان در حوزه جذب نیروهای متعهد بود. از جمله نخستین کسانی که به یاد دارم ایشان به دانشکده آوردند، دکتر مظلومی بودند. مهندس نقره‌کار در عین حال که معلم بزرگی بودند، روحیه یادگیری مستمر داشتند و همچون شاگردی نوآموز، با وجود جایگاه برجسته خود، در درس حکمت جناب آقای مظلومی حاضر می‌شدند و همکاری می‌کردند. ایشان به علم، عالم و تعهد، بسیار ارج می‌نهادند.

دانشیار دانشگاه علم و صنعت ایران با اشاره به فرایند جذب نیرو و برنامه‌ریزی درسی تصریح کرد: افرادی که بعداً در دانشکده جذب شدند، یک‌به‌یک با احساس مسئولیت و دقت انتخاب گردیدند. در کنار جذب نیروها، مسئولان در برنامه‌ریزی درسی، به شکلی طاقت‌فرسا انرژی می‌گذاشتند تا درباره محتوای تک‌تک دروس و نحوه ارائه آنها بحث و هماهنگی شود تا جهت‌گیری صحیحی که باید در دانشکده پیاده گردد، هم به لحاظ نظری شکل بگیرد و هم به شکل عملی تحقق یابد.

خان‌محمدی در ادامه به فعالیت‌های مهندس نقره‌کار در دوران دفاع مقدس اشاره کرد و افزود: پس از شکل‌گیری دانشکده، در دوران جنگ، ایشان نهادهای مرتبط با جبهه و جنگ را در دانشکده فعال کردند. از جمله دفتر فنی را به منظور حمایت از فعالیت‌های جبهه و جنگ سازماندهی نمودند. هم خودشان حضور داشتند و هم مدیریت و سازماندهی کردند و در آن حوزه نیز منشأ برکات زیادی شدند.

وی در خصوص دغدغه‌های پژوهشی و عملی ایشان اظهار داشت: در کنار آموزش و شکل‌دهی به یک نهاد علمی و آموزشی مبتنی بر مبانی اسلامی و آرمان‌های انقلابی، پژوهش در جهت شکل‌دهی به نظریات مرتبط با معماری اسلامی و معماری در تراز مکتب، یکی از دغدغه‌های همیشگی ایشان بود. در کنار مباحث پژوهشی و اجرایی مرتبط با دانشکده و حضور مسئولانه در فعالیت‌های جبهه و جنگ، از هر فرصتی برای تجربه عملی این نظریات استفاده می‌کردند. حضور مستمر در صحنه طراحی و اجرای پروژه‌های مختلف داشتند، به‌گونه‌ای که کار عملی و طراحی ایشان مستقل از مبانی نظری و پژوهش‌هایشان نبود، بلکه در راستای تحقق آنها صورت می‌گرفت.

استاد دانشگاه علم و صنعت ایران با اشاره به پروژه «توسعه حرم حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام» خاطرنشان کرد: این توفیق حاصل شد که در کنار ایشان از این طرح مبارک بهره‌مند شویم و شاگردی کنیم و نهایتاً الحمدلله به برکت وجود ایشان، آن طرح به شکلی آبرومند و نیکو به نتیجه رسید.

خان‌محمدی در پایان به ابعاد اجتماعی شخصیت مهندس نقره‌کار پرداخت و گفت: در کنار ابعاد آموزشی و پژوهشی، ایشان از نظر حضور اجتماعی و مسئولیت اجتماعی، روحیه‌ای بسیار حساس نسبت به رویدادها داشتند. در تمام وقایع، با حساسیت حضور می‌یافتند؛ آنجا که نیاز به حمایت بود، حمایت می‌کردند؛ آنجا که مشارکت لازم بود، مشارکت می‌نمودند؛ و آنجا که خلافی مشاهده می‌کردند، بسیار قاطعانه و سریع اعلام حضور و موضع می‌کردند و اعلام نظر می‌نمودند. اگر بخواهم در یک جمله ایشان را خلاصه کنم، می‌گویم ایشان «یک موحد انقلابی در صراط مستقیم در طول عمر بودند.» من خود در طول این سال‌ها، بارها تحت تأثیر شرایط محیطی، دچار سستی اراده یا تغییر گرایش شده‌ام؛ اما مهندس نقره‌کار، متکی بر ایمان و تعهد انقلابی خود، چه پیش از چهل سال، در صراط مستقیم به عنوان مجاهد تلاش کردند، شاگردان بسیار خوبی تربیت نمودند و آثار ارزشمندی از خود به یادگار گذاشتند.

در ادامه این نشست، محمدرضا پورجعفر، عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس، اظهار داشت: از سوی خدا آمده‌ایم و به سوی او بازمی‌گردیم، اما چگونگی زیستن در این دنیا بسیار مهم است. همه ما می‌آییم، اما برخی چون ستاره‌هایی هستند که سال‌هاست جسمشان در میان ما نیست، اما نورشان همچنان دیده می‌شود. مهندس نقره‌کار از همین جنس بود. ایشان در میان ما نیست، اما به گمان من نور آثارشان سالیان سال می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد.

وی در ادامه به آشنایی خود با این شخصیت بزرگ اشاره کرد و گفت: من از سال ۱۳۷۰ با این شخصیت بزرگ و بزرگوار آشنا شدم. ایشان مشوق بزرگی برای من بودند که در زمینه مورد علاقه هر دوی ما کار کنم. هر زمان و هر جا جلسه‌ای بود، ایشان بزرگواری می‌کردند و با من تماس می‌گرفتند و مرا به نوشتن تشویق می‌کردند. اگر امروز در گوگل یا از هوش مصنوعی بپرسیم که در مورد شهر اسلامی یا نظریه شهر و معماری اسلامی چه کسانی کار کرده‌اند و نامی از من برده می‌شود، این موفقیت را مدیون این بزرگوار هستم. مهندس نقره‌کار به معنای واقعی کلمه یگانه بود؛ تنها کسی که به آنچه می‌گفت واقعاً اعتقاد داشت. بزرگانی درباره ویژگی‌های ایشان سخن گفته‌اند. من واقعاً واژه کم می‌آورم و می‌خواهم درباره ایشان صحبت کنم، اما احساس فقدان ایشان در من بسیار شدید است.

عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس با اشاره به تشویق‌های ایشان افزود: می‌گفتند پورجعفر شاگرد اول کلاس است. همین تشویق‌ها موجب می‌شد که ما نیز کار کنیم. یکی از ویژگی‌های بارز ایشان، شاگردپروری به روش استاد-شاگردی بود. اگر نکته‌ای را می‌گفتیم، مثلاً اینکه در شهر، فلان اتفاق در حال رخ دادن است و این کار خوبی نیست، ایشان می‌گفتند: «چرا نمی‌نویسی؟» اگر می‌گفتم «آقای مهندس، اما…» می‌گفتند: «نه، بنویس، بنویس.»

پورجعفر در ادامه به جرأت و شجاعت مهندس نقره‌کار در ابراز مواضع اشاره کرد و گفت: ایشان نامه‌هایی به شهردار و رئیس‌جمهور می‌نوشتند. گاهی می‌گفتم آقای مهندس، کمی نرم‌تر. می‌گفتند: خب باشه، بگو اگر مسئله‌ای هست، بگو، پورجعفر رعایت می‌کنم. می‌گفتم نکات مثبتی در معماری مدرن هم هست. می‌گفتند: آره، خب باشه، بگو، بگو، چرا نمی‌گویی؟ اما من چنین جرأتی نداشتم، چون حس می‌کردم ایشان چنان باوری به موضع خود دارند که من یارای گفتن نداشتم. به راستی وجود ایشان در مباحث معماری و شهرسازی اسلامی یگانه بود.

وی در ادامه به دسته‌بندی نظریه‌پردازی‌های موجود در حوزه شهر اسلامی پرداخت و اظهار داشت: در طول عمرم به یافته‌هایی رسیده‌ام. در زمینه نظریه‌پردازی شهر اسلامی، به پنج دسته مختلف دست یافته‌ام هرچند هنوز این یافته‌ها را منتشر نکرده‌ام، چرا که از این کار خسته شده‌ام و تنها در کلاس‌ها یا برخی کنفرانس‌ها مطرح می‌کنم؛ دسته نخست کسانی هستند که شهر اسلامی را چنان عجیب و غیرقابل‌دستیابی می‌دانند که گویا اساساً چنین چیزی شدنی نیست و می‌گویند ساکنانش باید همه پاک و بی‌عیب و نقص باشند. دسته دوم کسانی هستند که اساساً شهر اسلامی را قبول ندارند و می‌گویند مگر شهر مسیحی یا یهودی هم داریم؟ معماری، علم است دیگر. دسته سوم کسانی هستند که شکل ظاهری شهر اسلامی را قبول دارند؛ دیواری با چند دروازه، مسجدی، بازاری و چند محله. دسته چهارم کسانی هستند که هر جا پروژه و پولی باشد، خود را اسلامی نشان می‌دهند و اگر نباشد، چنین نمی‌کنند. دسته پنجم که به نظر من گروه واقع‌گرایان اسلامی هستند، بر این باورند که پیامبر اکرم (ص) هرگز نگفتند من از جانب خداوند آمده‌ام، با جبرئیل در ارتباطم و اکنون نقشه‌ای به من وحی شده که بر اساس آن مدینه را تخریب می‌کنیم و شهر اسلامی کاملاً جدیدی برایتان می‌سازم. چنین چیزی هرگز اتفاق نیفتاد. در زمان حضرت علی (ع) نیز چنین رخدادی نداشتیم.

پورجعفر تأکید کرد: من به عنوان دنبال‌کننده و به تعبیر امروزی فالوور مهندس نقره‌کار، از همین دسته پنجم یعنی واقع‌گرایان اسلامی هستیم. ما به تبعیت از این بزرگوار کار می‌کردیم به گونه‌ای که قابلیت استفاده در زمان حال را داشته باشد. به درستی ایشان صاحب مکتب بودند و با جرأت و شجاعتی که داشتند، واقعاً حکیمانه به معماری می‌نگریستند.

در ادامه این نشست، عبدالحمید قدیریان، نقاش و مدیر هنری سینما، اظهار داشت: بنده پیش از این آشنایی مستقیم زیادی با ایشان نداشتم. نام و جایگاه مهندس نقره‌کار را از متونی که مطالعه کرده بودم می‌شناختم، اما حضوراً با ایشان آشنا نبودم تا چند سال پیش که در جلسه داوری حضور داشتم. در آن جلسه، دیدم که نقطه نظر ایشان چه جایگاه رفیعی دارد، چرا که حس معلمی بسیار نیرومندی داشتند و با توجه به سنشان، این حس را به وضوح بروز می‌دادند. با اینکه خود را در کنار ایشان صاحب‌جایگاهی نمی‌دانستم، جرأت کرده و درخواست گفت‌وگویی کوتاه کردم. به بیرون از جلسه رفتیم و در باغی حدود یک ساعت با یکدیگر به بحث نشستیم. پس از آن، چند جلسه دیگر نیز تشکیل شد؛ حتی ایشان به آتلیه من آمدند و ساعتی درباره حکمت اسلامی گفت‌وگو کردیم.

وی افزود: در آن جلسه، من طرح مسئله‌ای مطرح کردم. گفتم مهندس، تصور من چنین است که صرفاً تکیه بر «نگاه فضل» و دعوت مخاطب به حرکت فضل‌گونه به سوی آسمان، هرچند جایگاهی والا دارد، اما به نظر من ترجمه دقیقی از حرکتی که امام خمینی (ره) ایجاد کردند نیست. من عنصر «حرکت» را مطرح کردم. گفتم در نوشته‌های شما، همواره دعوت به آسمانی شدن وجود دارد و انسان احساس می‌کند مخاطب به نردبانی فرا خوانده می‌شود تا از آن بالا رود و به فضای فضل الهی نزدیک گردد. اما تصویری که من از انقلاب و عملی که امام جاری ساختند در ذهن دارم، آن است که این نردبان فضل که به سوی آسمان است، امام آن را به سوی آینده کج کرد. یعنی در عین حال که گام به گام در فضای فضل بالا می‌رود، به سویی نیز حرکت می‌کند. این فضا، فضایی مقصددار است. بحث بر سر آن بود که چگونه می‌توان در فرم به قوامی رسید که هر دو مؤلفه را به طور همزمان داشته باشیم؛ هم اوج گرفتن در فضای فضل الهی که معماری به عنوان ساختاری رفیع می‌تواند آن را بگشاید و حل کند و هم حرکت به سوی آینده.

قدیریان با اشاره به مباحث حکمی عمیق میان خود و مهندس نقره‌کار خاطرنشان کرد: ایشان به آتلیه من تشریف آوردند و بحث‌های حکمی را آغاز کردند. یکی دو ساعت پای تخته می‌نوشتند و به خوبی مطالب را تبیین می‌کردند. خاطرات بسیار خوب و بحث‌های چالشی سنگینی با هم داشتیم که بسیار ثمربخش بود.

وی در ادامه به آخرین ملاقات خود با مهندس نقره‌کار اشاره کرد و گفت: آخرین دیدار من با ایشان در نمایشگاهی بود که در دی‌ماه امسال برگزار کرده بودم. این نمایشگاه را برای خواص، اهل علم، علما و دانشگاهیان برپا کرده بودم تا بحثی را مطرح کنم. بحث من این بود که خداوند دارد نور خود را افزایش می‌دهد. داستان دیگر صرفاً «رفتن به آسمان» نیست؛ گویا آسمان در حال نزول است و نور خداوند جاری می‌شود. در آن نمایشگاه تأکید کرده بودم که دو عنصر به زودی رخ خواهد نمود؛ نخست عنصر شیاطین که به میدان خواهد آمد و ما را با چالش مواجه می‌کند، و دوم و مهم‌تر، افزایش چنان عظیم نور الهی که دیگر نه فقط اهل علم و معنا، بلکه همه مردم درباره نور سخن خواهند گفت.

قدیریان افزود: نمایشگاه من چند روز پیش از ۱۸ دی به پایان رسید. سپس آن اتفاق فجیع در ۱۸ و ۱۹ دی رخ داد؛ شیاطین به میدان آمدند و بعد از آن، نبرد آغاز شد. حس و حالی که اکنون مردم در خیابان‌ها دارند، همان حس لذت بردن از بودن با خداست؛ گویی همه به وضوح حضور خدا را احساس می‌کنند.

وی در پایان گفت: مهندس نقره‌کار به نمایشگاه من آمدند و وقت گذاشتند. در آنجا نشست علمی نیز برگزار شد و ایشان سخن گفتند. بعداً در گفت‌وگوی خصوصی به من گفتند: من بسیار نگران بودم که این داستانی که با هم درباره آن بحث داشتیم – یعنی گره‌زدن فضای فضل به فضای حرکت و به‌روز کردن آن در تصویر – در قالب نقاشی جوابگو نباشد. نگران بودم که مینیاتور، که بحث ملکوت و حرکت به سوی آسمان در آن هست، توانایی بیان حرکت به سوی آینده را نداشته باشد. اما در این نمایشگاه دیدم که بحمدالله نمونه خوبی از این ترکیب ارائه شده است. برای من بسیار جذاب بود که ایشان آن نوع نگاه فرمیک را که هم بیانگر فضل الهی بود و هم حرکت به سوی آینده – همان دو عنصر اصلی تشیع یعنی مسیر و مقصد – مورد تأیید قرار دادند.

در ادامه این نشست، حیدر جهانبخش، عضو هیئت علمی دانشگاه سوره، در ابتدای سخنان خود گفت: روزی که من از این واقعه مطلع شدم، از طریق پیام آقای دکتر حمزه‌نژاد بود که مرتباً با یکدیگر در تماس بودیم و احوال استاد را جویا می‌شدیم. ایشان ساعت پنج صبح پیام دادند که هم پدر معنوی و هم پدر طبیعی خود را از دست داده‌ایم. در همان روز، بی‌اختیار و به دلیل تأثر شدید از این خبر، راهی حرم حضرت عبدالعظیم (ع) شدم. به یاد روزهایی افتادم که با استاد بر روی طرح توسعه حرم کار می‌کردیم، صحبت می‌کردیم، قلم می‌زدیم و قدم می‌زدیم. من که شاگردی بسیار ناچیز و کوچک بودم و آن مجموعه زیر نظر استاد نقره‌کار، استاد بمانیان و استاد خان‌محمدی پیش می‌رفت. خوشبختانه از همان ایام هم تلمذ کردیم و هم بهره‌ها بردیم.

وی افزود: در رویدادهای زندگی، عادت دارم دنبال نشانه‌هایی برای آینده خود و اطرافیانم باشم. تا روز جمعه که مراسم استاد در مسجد دانشگاه علم و صنعت برگزار شد، یکی دو نشانه برای من روشن گردید. نخست، تقارن درگذشت ایشان با هفته معلم و روز معلم بسیار برایم درس‌آموز بود. ایشان چهل سال بود که من سعی می‌کردم شاگردی ایشان را بکنم؛ نه فقط در حوزه دانشگاه، بلکه در حوزه کار، تخصص حرفه‌ای و زندگی. هنوز هم نشانه‌هایی در زندگی خود می‌بینم که همگی ردپای ایشان در آنها دیده می‌شود. دومین نشانه، خود مسجد دانشگاه بود. فرصتی که ایشان به بنده برای کار در مسجد دانشگاه داد، زندگی مرا متحول کرد؛ هم زندگی علمی و تخصصی و هم زندگی خانوادگی. امروز نیز صحبت‌های اساتید بزرگوار، این نشانه‌ها را برایم کامل می‌کند.

وی در ادامه به سه ویژگی برجسته مهندس نقره‌کار اشاره کرد و گفت: نخستین ویژگی، مرگ‌آگاهی ایشان بود؛ همان فضیلتی که شهید آوینی همواره برای بشر مطرح می‌کرد. از زمانی که همسر مکرمه ایشان بیمار شدند و به رحمت خدا رفتند، ایشان درباره مرگ سخن گفتند و تذکر می‌دادند. خودشان فرمودند من خودم این قبر را خریدم و آماده کردم. به همسرم گفتم امسال آخرین سال من است. همه‌چیز را بسته‌ام، همه‌چیز روشن است و همه‌چیز مشخص. این ویژگی یک استاد معمولی نبود؛ استادی که همیشه دغدغه داشت، در همه جزئیات وارد می‌شد و همه موضوعات را پیگیری می‌کرد. همان‌گونه که استاد پورجعفر اشاره کردند، نامه‌هایی که ایشان به مسئولان نوشتند – از رئیس‌جمهور و وزیر فرهنگ و علوم گرفته تا رئیس صداوسیما و حتی رهبر معظّم انقلاب – در انتهای کتاب اخیرشان با عنوان «حکمت اسلامی در هنر، معماری و شهرسازی» منتشر شده است. این نشان می‌دهد که ایشان در هیچ موضوعی دچار غفلت نبودند؛ فردی پرتلاش، باانگیزه، مصمم، دقیق و در عین حال با مرگ‌آگاهی آماده سفر.

جهانبخش دومین ویژگی را اندیشه مبتنی بر حکمت اسلامی و معناگرایانه دانست و خاطرنشان کرد: ایشان سه پایه اصلی را برای ارزیابی آثار هنری، معماری و شهرسازی مطرح می‌کردند؛ اول، تعالیم اسلامی بر پایه کتاب الله و عترت که در مبانی نظری خود به تفصیل درباره آن سخن گفته‌اند؛ دوم، ولایتی تمدن‌ساز؛ و سوم، معماری معناگرا که به تعبیر استاد، آسمانی است و در جهت تکمیل طبیعت و کمال انسان تعریف می‌شود. این منظومه فکری، امروز باوجود سال‌ها همکاری و تألیف کتاب و مقالات مشترک، باز هم برایم جذاب و تازه بود، به ویژه با بهره‌مندی از صحبت‌های آقای دکتر اسلامی.

وی سومین و مهم‌ترین ویژگی را دغدغه تمدن‌سازی ایشان برشمرد و گفت: یک بار از استاد پرسیدم این همه موضوعاتی که مطرح می‌کنیم به کجا می‌رسد؟ به نظر من، استاد دنبال مصادیق جزئی نبودند، بلکه دنبال تمدن‌سازی و تمدن نوین اسلامی بودند؛ همان‌گونه که مقام معظّم رهبری بر آن تأکید داشتند. خاطر دارم پس از آن، در کنفرانسی در شیراز، ایشان سخنرانی بسیار ارزشمندی داشتند درباره نسبت فرایندهای انسانی و معنایی در معماری و حکمت هنر با تمدن‌سازی. اگر قرار باشد ما تنها به وجود با برکت ایشان در زندگی خود بسنده کنیم، به ایشان جفا کرده‌ایم. خودشان همیشه می‌گفتند که باید دنبال تمدن نوین باشیم. بحث فقط معماری نیست؛ تمدنی است که فراتر از معماری است و تلاش می‌کند خود را به الگویی که مقام معظّم رهبری ترسیم کرده‌اند، نزدیک سازد.

در ادامه این نشست، مهدی حمزه‌نژاد، استادیار معماری دانشگاه علم و صنعت ایران، به بیان دیدگاه‌های خود درباره مراحل فکری و روش‌شناسی مهندس نقره‌کار در طول سه دهه همکاری پرداخت. حمزه‌نژاد در ابتدای سخنان خود اظهار داشت: من تقریباً سه دهه توفیق داشتم از محضر استاد بهره ببرم. از حدود سال ۱۳۷۳ که دانشجو شدم، در محضر ایشان بودم. به نظر من، در این سه تا چهار دهه می‌توان روش و الگوی کاری استاد را به دوره‌هایی متمایز تقسیم کرد که برای ما درسی آموزنده دارد.

وی افزود: در دوره‌های نخست، اساتیدی که با ایشان بودند و شاگردی می‌کردند، بیشتر در کنار ایشان حضور داشتند و بعدها به مروج و مبلغ نظریه‌پردازان تبدیل شدند. در کلاس‌های ایشان، آثاری چون فیلم‌های آقای قمشه‌ای، آقای رحیم‌پور و کتاب‌های مجموعه مقالات اساتید مختلف ارائه می‌شد. در آن دوران، استاد کتاب تألیفی خود را ارائه نمی‌کردند، بلکه مجموعه مقالاتی از اساتید را گردآوری و عرضه می‌نمودند.

حمزه‌نژاد با اشاره به دوره بعدی حضور خود در محضر استاد گفت: در دوره بعد، ایشان روشی داشتند که بارها تکرار می‌کردند؛ روش لا اله الا الله. یعنی وقتی می‌خواهی چیزی را اصلاح کنی، ابتدا باید اشکالات و نظریات دیگران و فضای موجود را بررسی کنی. ایشان این روش را «لا اله الا الله» می‌نامیدند. در این دوره، ایشان به نقد و بررسی آرای معماران و اندیشمندان می‌پرداختند و فضایی چالش‌برانگیز در کلاس‌ها حاکم بود. این رویکرد مقابله‌گرایانه ایشان، گاه دعوت‌هایی که از سوی برخی دانشگاه‌ها صورت گرفته بود را نیز شامل می‌شد.

استادیار معماری دانشگاه علم و صنعت ایران در ادامه به تحول تدریجی اندیشه ایشان اشاره کرد و افزود: در دوره بعدی کم‌کم نظریه‌پردازی‌ها آغاز شد. ایشان در هیئت حمایت از نظریه‌پردازی، چند نظریه را پیش بردند، از جمله «نظریه سلام» که نظریه‌ای فرایندی بود و «نظریه سلول بنیادی». این نظریه‌ها با نقدهای فراوانی مواجه می‌شدند، اما ایشان با تلاش و اصلاح دیدگاه‌های خود، به کار ادامه می‌دادند. مقام معظّم رهبری بارها بر جدی گرفتن نظریه‌پردازی تأکید کرده‌اند تا راه برای بیان حرف‌ها باز شود؛ چه نظریه‌های نقدی (که جنبه منفی دارند)، چه نظریه‌های ترویجی (که جنبه مثبت دارند) و چه نظریه‌های تألیفی که کار بزرگی است.

حمزه‌نژاد با ارائه تحلیلی نمادین از سیر فکری مهندس نقره‌کار تصریح کرد: به نظر من می‌توان این چهار دوره را همچون تسبیحات اربعه (سبحان‌الله، الحمد‌لله، لا اله الا الله و الله اکبر) در نظر گرفت. تسبیحات اربعه ذکری قدسی است. دوره‌های «لا اله الا الله» و «الله اکبر» ایشان از این جهت قابل تأمل است که به نظر می‌رسد ایشان پس از دوره‌ای که به حقیر و دیگران مسئولیت می‌دادند نظریه‌ها را جمع‌آوری کنیم و به کلاس بیاوریم – و حتی به مخالفان نمره بیشتری می‌دادند – الگوی خود را تغییر دادند. الگوی ایشان در آن دوره‌ها، الگوی استاد مطهری بود؛ بارها می‌گفتند مطهری از غرب شروع می‌کند، بعد با اسلام حلش می‌کند. اما در دوره بعدی که به نظریه‌پردازی پرداختند، این رویکرد کمرنگ‌تر شد و به سمت اندیشه خالص حرکت کردند. در کلاس‌ها آن‌قدر بحث می‌کردیم که حالت کلامی و انتقادی پیدا می‌کرد و حجم زیادی از بحث به طرح و نقد نظریات دیگران می‌گذشت. در دوره سوم – همان دوره «لا اله الا الله» – ایشان می‌گفتند هرکس از هر موضوع و هر جریان فکری دوست دارد بیاید صحبت کند. در دوره‌های نهایی، نظریه‌پردازی را به شکل خالصانه‌تری ادامه می‌دادند. به نظر من در ده سال آخر، ایشان بیشتر آثار آقای جوادی آملی را مطالعه می‌کردند که مشرب علم اسلامی دارند اما رویکردی خالص‌گرایانه‌تر دارند.

حمزه‌نژاد در پایان سخنان خود خاطرنشان کرد: سخن خود را چنین جمع‌بندی می‌کنم که لازم است ما کمی عقب‌تر برگردیم، اما با نگاهی وسیع‌تر و پاسخگو. زمانی مهندس نقره‌کار با کتاب‌هایی چون آثار رجبعلی مظلومی یا حاشیه بر «هنر چیست» تولستوی آغاز می‌کرد. اکنون اسناد معماری اسلامی تدوین شده، کتاب‌ها و تألیفات فراوانی در حوزه شهر و معماری وجود دارد و بسیار پیشرفت کرده‌ایم. اما در آموزش، به آنجایی که این پژوهش‌ها رسیده است نرسیده‌ایم. در آموزش باید این آثار را مبنا قرار دهیم. این کار به قدرت و همت بالایی نیاز دارد.

در پایان این نشست، سلمان نقره‌کار، عضو هیئت علمی دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه شهید رجایی (ره) و فرزند مرحوم مهندس نقره‌کار، به عنوان آخرین سخنران، ضمن تشکر از حاضران و همه کسانی که در این مدت با ارسال پیام، حضور بر سر مزار یا شرکت در مراسم، لطف و محبت خود را ابراز داشته‌اند، به بیان خلاصه‌ای از اندیشه استاد و تشریح برنامه‌های یادبود و تداوم راه ایشان پرداخت.

سلمان نقره‌کار سپس به عنوان یادآوری برای علاقه‌مندان به اندیشه استاد، خلاصه‌ای از نظریه محوری ایشان را ارائه داد و گفت: آنچه حاصل اندیشه مهندس نقره‌کار بود، در «نظریه سلام» تجلی یافته است. بر اساس این نظریه، فرایندهای انسانی در پنج مرحله خلاصه می‌شود: ۱. اندیشه انسان، ۲. انگیزه انسان، ۳. عمل انسان، ۴. اثر معماری و هنری، و ۵. تأثیری که بر خود انسان، محیط زیست و عالم برزخ می‌گذارد. استاد معتقد بودند همه فرایندهای زندگی، آثار معماری و هنری ما از این پنج مرحله پیروی می‌کنند. اندیشه‌ای داریم، بر اساس آن انگیزه‌ها و نیات شکل می‌گیرد، سپس عمل می‌کنیم، آثاری خلق می‌کنیم و این آثار بر رشد خودمان، زندگی دیگران، محیط زیست و در نتیجه بر عالم برزخ تأثیر می‌گذارد. به عبارت دیگر، معماری برزخ خود را نیز رقم می‌زنیم.

وی افزود: استاد معتقد بودند آموزه‌های اسلام برای سه مرحله نخست (اندیشه، انگیزه و عمل) اصول ثابتی دارند. اثر و تأثیر نیز همچون میوه درخت است که وقتی بر اساس اندیشه و انگیزه‌ای عمل انجام دهیم، ناگزیر میوه آن را می‌چینیم و طعم آن را می‌چشیم. خلاصه همه سخنان استاد در «نظریه سلام» خلاصه می‌شد و کتاب «حکمت اسلامی در هنر، معماری و شهرسازی» محتوای این پنج مرحله را به تفصیل توضیح داده است.

سلمان نقره‌کار در ادامه به دو برنامه کوتاه‌مدت و بلندمدت برای تداوم راه استاد اشاره کرد و گفت: ما به عنوان شاگردان استاد – نه صرفاً به عنوان فرزندان ایشان – وظیفه خود می‌دانیم که نهالی را که ایشان کاشته‌اند باغبانی، آبیاری و پرورش دهیم. کار کوتاه‌مدت، تدوین یک یادبود برای استاد است که ان‌شاءالله تا چهلمین روز درگذشت ایشان آماده شود. از همه عزیزانی که خاطره، نکته، نقد، نظر، برداشت یا هر مطلبی که می‌تواند وجهی از شخصیت، منش، روش و بینش استاد را بازنمایی کند، دعوت می‌شود آن را برای بنده ارسال فرمایند.

وی در خصوص برنامه بلندمدت تصریح کرد: کار اصلی و بلندمدت، تأسیس «اندیشکده حکمت اسلامی در معماری و شهرسازی» است. در این اندیشکده، به تولید علم، ترویج علم، تبیین اندیشه استاد و پرورش نظریات جدید و اندیشمندان جوان خواهیم پرداخت. هدف، شکل‌گیری معماریِ تسهیل‌گر حیات طیبه انسانی است؛ معماری که یکی از قطعات پازل تمدن نوین اسلامی به شمار می‌رود. جمهوری اسلامی به عنوان طلایه‌دار تمدن نوین اسلامی، باید الگو و مصداق آن معماری را به تدریج شکل دهد. این مهم نیازمند تولید علم، ترویج و تبلیغ آن، و تولید محتوای آموزشی متناسب است.

لازم به ذکر است که استاد نقره‌کار در سال گذشته دو درس‌گفتار حکمت اسلامی هنر در معماری و شهرسازی را در پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی برگزار کردند که از آن با عنوان وصیت‌نامه تصویری معماری خود یاد کرده بودند.

عصر معمار؛ یادبود استاد عبدالحمید نقره‌کار-۱۵-۰۲-۱۴۰۵-
امکانات
برچسب ها
عبدالحمید نقره کار-معماری- حکمت-هنر اسلامی
ثبت دیدگاه
برای صرف‌نظر کردن از پاسخ‌گویی اینجا را کلیک نمایید.

فراخوان حمایت از پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد و رساله‌ دکتری
فراخوان ارسال مقاله فصلنامۀ علمی «هنر، فرهنگ و رسانه»
کتاب‌های جدید پژوهشکده
بیناب، مجلۀ تخصصی فرهنگ‌وهنر
دیدگاه
در سومین گفت‌وگوی کنکاش مطرح شد؛ «رویداد خود یک اثر است؛ هنر باید آینه‌اش باشد»

در سومین گفت‌وگوی کنکاش مطرح شد؛ «رویداد...

۱۴۰۵-۰۳-۲۶
در پنجاه و یکمین نشست «مسأله شهر» مطرح شد: مردم باید در طراحی خیابان سهیم شوند

در پنجاه و یکمین نشست «مسأله شهر» مطرح ش...

۱۴۰۵-۰۳-۱۹
«آیا ساختارهای فرهنگی، توان به دوش کشیدن این رسالت را دارند؟»

«آیا ساختارهای فرهنگی، توان به دوش کشیدن...

۱۴۰۵-۰۳-۱۷
بحران حکمرانی اینترنت؛ از فقدان دیدگاه بلندمدت تا شرکتی‌سازی رانتی

بحران حکمرانی اینترنت؛ از فقدان دیدگاه ب...

۱۴۰۵-۰۳-۱۳
تأملی در تبدیل مفهوم بعثت امت به فرم طراحی شهری

تأملی در تبدیل مفهوم بعثت امت به فرم طرا...

۱۴۰۵-۰۳-۱۲
فراخوان ارسال مقاله فصلنامۀ علمی «هنر، فرهنگ و رسانه»

فراخوان ارسال مقاله فصلنامۀ علمی «هنر، ف...

۱۴۰۵-۰۳-۱۱
«اینترنت؛ حاکمیت ملی و آزادی فردی»

«اینترنت؛ حاکمیت ملی و آزادی فردی»

۱۴۰۵-۰۲-۲۸
فراخوان حمایت از پایان‌نامه‌های کارشناسی‌ارشد و رساله‌های دکتری

فراخوان حمایت از پایان‌نامه‌های کارشناسی...

۱۴۰۵-۰۲-۲۷
با گفت‌وگو دربارۀ زندگی‌نامه داستانی و روایت ایرانی؛ در جست‌وجوی روایت ایرانی به ایستگاه پایانی رسید

با گفت‌وگو دربارۀ زندگی‌نامه داستانی و ر...

۱۴۰۵-۰۲-۲۳
چه چیزی از رخداد می‌ماند؟ نقد نهادمندسازی حضور خیابانی

چه چیزی از رخداد می‌ماند؟ نقد نهادمندساز...

۱۴۰۵-۰۲-۲۳
پیشنهاد سردبیر
در سومین گفت‌وگوی کنکاش مطرح شد؛ «رویداد خود یک اثر است؛ هنر باید آینه‌اش باشد»

در سومین گفت‌وگوی کنکاش مطرح شد؛ «رویداد...

۱۴۰۵-۰۳-۲۶
در پنجاه و یکمین نشست «مسأله شهر» مطرح شد: مردم باید در طراحی خیابان سهیم شوند

در پنجاه و یکمین نشست «مسأله شهر» مطرح ش...

۱۴۰۵-۰۳-۱۹
«آیا ساختارهای فرهنگی، توان به دوش کشیدن این رسالت را دارند؟»

«آیا ساختارهای فرهنگی، توان به دوش کشیدن...

۱۴۰۵-۰۳-۱۷
بحران حکمرانی اینترنت؛ از فقدان دیدگاه بلندمدت تا شرکتی‌سازی رانتی

بحران حکمرانی اینترنت؛ از فقدان دیدگاه ب...

۱۴۰۵-۰۳-۱۳
تأملی در تبدیل مفهوم بعثت امت به فرم طراحی شهری

تأملی در تبدیل مفهوم بعثت امت به فرم طرا...

۱۴۰۵-۰۳-۱۲
فراخوان ارسال مقاله فصلنامۀ علمی «هنر، فرهنگ و رسانه»

فراخوان ارسال مقاله فصلنامۀ علمی «هنر، ف...

۱۴۰۵-۰۳-۱۱
«اینترنت؛ حاکمیت ملی و آزادی فردی»

«اینترنت؛ حاکمیت ملی و آزادی فردی»

۱۴۰۵-۰۲-۲۸
فراخوان حمایت از پایان‌نامه‌های کارشناسی‌ارشد و رساله‌های دکتری

فراخوان حمایت از پایان‌نامه‌های کارشناسی...

۱۴۰۵-۰۲-۲۷
با گفت‌وگو دربارۀ زندگی‌نامه داستانی و روایت ایرانی؛ در جست‌وجوی روایت ایرانی به ایستگاه پایانی رسید

با گفت‌وگو دربارۀ زندگی‌نامه داستانی و ر...

۱۴۰۵-۰۲-۲۳
چه چیزی از رخداد می‌ماند؟ نقد نهادمندسازی حضور خیابانی

چه چیزی از رخداد می‌ماند؟ نقد نهادمندساز...

۱۴۰۵-۰۲-۲۳
مطالب پربازدید
  • در حاشیه نمایشگاه کتاب مراکز فرهنگ‌پژوهی... - 993 بازدید
  • خرده روایت‌های هنرمندان از اربعین ۱۴۰۲ ر... - 981 بازدید
  • در سی‌و‌ششمین محفل عصرنشینی هنر و اندیشه... - 962 بازدید
  • در نشست «طرح طوفان» مطرح شد: غزه نقطه عط... - 961 بازدید
  • آیا خیابان در جنگ رمضان می‌تواند به بازا... - 96 بازدید
  • نشست “شورش شیرین در خیابان‌ها̶... - 940 بازدید
  • واژه دیپلماسی سایبر در ایران فهم نشده و ... - 930 بازدید
  • نشست «سَفر آخر آوینی در سِفر پیدایش فکه»... - 923 بازدید
  • با نگاهی به دیوارنگاری در میدان ولیعصر؛ ... - 920 بازدید
  • اولین همایش ملی فرهنگ شهرت؛ آغازی بر مطا... - 907 بازدید
    • برنامه های پژوهشی
    • هیئت علمی
    • چارت
    • درباره ما
    • تماس با ما
    • کتابخانه الکترونیک
    کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی است.
    LemonTheme