» نمایشگاه ب بسم‌الله؛ رجوع به اصل و اساس خوشنویسی است

پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی

  • اخبار
  • انتشارات
  • گروه‌های علمی
    • گروه علمی مطالعات رسانه و سینما
    • گروه علمی مطالعات اجتماعی و فرهنگی انقلاب اسلامی
    • گروه علمی حکمت هنر
    • گروه علمی سیاست‌گذاری فرهنگی و هنری
  • باشگاه هنر و اندیشه
  • نشریه بیناب
  • فروشگاه کتاب
  • نگارخانه
  • تماس با ما
  • اخبار
  • انتشارات
  • گروه‌های علمی
    • گروه علمی مطالعات رسانه و سینما
    • گروه علمی مطالعات اجتماعی و فرهنگی انقلاب اسلامی
    • گروه علمی حکمت هنر
    • گروه علمی سیاست‌گذاری فرهنگی و هنری
  • باشگاه هنر و اندیشه
  • نشریه بیناب
  • فروشگاه کتاب
  • نگارخانه
  • تماس با ما

نمایشگاه ب بسم‌الله؛ رجوع به اصل و اساس خوشنویسی است

۱۴۰۵-۰۷-۱۹ ۱۴۰۵-۰۷-۱۹ بازدید : 17

محفل گفت‌وگوی «الف‌بای ملکوت» هم‌زمان با نمایشگاه «بِ بسم‌الله» با نمایش ۲۳ اثر از استاد جلیل رسولی برگزار شد.

محفل گفت‌وگوی «الف‌بای ملکوت» هم‌زمان با نمایشگاه «بِ بسم‌الله» با نمایش ۲۳ اثر از استاد جلیل رسولی، هنرمند پیش‌کسوت خوش‌نویسی و نقاشی‌خط و عضو وابسته فرهنگستان هنر، از سوی پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی با حضور استاد جلیل رسولی، احمد پیله‌چی، استاد خوشنویسی و خطاط، دکتر سیدحسین شهرستانی، مدیر گروه حکمت هنر پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی، سعید زندی، قاری قرآن و عضو اصلی کارگروه خوشنویسی حوزۀ هنری قزوین و مدرس و رئیس اسبق انجمن خوشنویسان قزوین، حسن ملایی‌تهرانی، خوشنویس و گرافیست، حسن دیهیم، عضو اصلی کارگروه خوشنویسی حوزۀ هنری قزوین، بهادر خردمندکیا، خوش‌نویس و پژوهشگر هنر، مسعود ناصری، مدیر مجموعۀ فرهنگی هنری آسمان فرهنگستان هنر، برگزار شد.

مسعود ناصری، مدیر مجموعه فرهنگی هنری آسمانِ فرهنگستان هنر، در ابتدای نشست گفت: این جلسه به‌منظور گفت‌وگویی صمیمانه درباره آثار و نقاشی‌خط‌های استاد جلیل رسولی برگزار می‌شود. به اهتمام فرهنگستان هنر، نمایشگاهی با عنوان «ب بسم الله» برپا شده است و ما در گالری مجموعه آسمان در خدمت شما هستیم. این نمایشگاه شامل ۲۳ اثر با ابعاد بزرگ است که به شیوه نقاشی‌خط توسط استاد جلیل رسولی تهیه و خلق شده‌اند. از این ۲۳ اثر، ۱۶ اثر مربوط به سورۀ حمد و هفت اثر مربوط به سورۀ اخلاص است که توسط استاد خلق شده‌اند.

وی در ادامه بیان داشت: قرار بود این نمایشگاه در اردیبهشت ماه برگزار شود و ما در بهمن ماه سال گذشته خدمت استاد رسیدیم. همان‌گونه که می‌دانید، استاد بیشتر در تنهایی و خلوت خود آثار را خلق می‌کنند؛ از این رو، در ابتدا چندان راضی نبودند که نمایشگاهی برپا شود و آثار ارائه گردد. پس از چندین جلسه رفت‌وآمد و بازدید از گالری‌ها سرانجام استاد رضایت دادند که این مجموعه را در اختیار ما قرار دهند تا بتوانیم آن‌ها را عرضه کنیم و این آثار دیده شوند. به هر روی، به سبب جنگ چهل‌روزه، نمایشگاه در اردیبهشت ماه برگزار نشد؛ سپس در تابستان دوباره با استاد مشورت کردیم و توفیق یافتیم که نمایشگاه در ۳ مهرماه، همزمان با شب تولد استاد جلیل رسولی، افتتاح شود.

مدیر مجموعه فرهنگی هنری آسمان ادامه داد: این نمایشگاه، همان‌گونه که عرض کردم، شامل ۲۳ اثر با ابعاد بزرگ است. محور آثار، سورۀ حمد و سورۀ اخلاص است و بر مبنای خط شکسته شکل گرفته‌اند؛ محور اصلی آثار خط شکسته است، با الف‌های بلندقامت که در خط شکسته معمولاً مرسوم نیست و ریتمی با آوای خشک به تابلوها بخشیده است. اغلب تابلوها با رنگ طلایی و نقره‌ای کار شده‌اند و رنگ‌هایی که بیشتر به رنگ‌های عرفانی، شناختی و معرفتی شناخته می‌شوند، مانند لاجوردی و ارغوانی، تابلوها را زینت داده‌اند. نکته دیگر در این آثار، خوانایی این نقاشی‌خط‌هاست. استاد محور خوانایی تابلوها را حفظ کرده‌اند و به فرم، به معنای ارائه ترکیب‌بندی یا کمپوزیسیونی مطابق نقاشی‌خط‌های مرسوم، درگیر نشده‌اند و خوانایی را حفظ کرده‌اند. این ویژگی شاید از سنت دیرینه خوشنویسی ایران برمی‌آید و استاد نیز شاگرد همان مکتب و شاگرد استاد سید حسن میرخانی هستند. به نظر من، تابلوها بیشتر با همین ویژگی آراسته و ارائه شده‌اند و آشکار است که استاد با ارادتی خاص به اصل محتوا و متنی که می‌نویسند، این تابلوها را آفریده‌اند؛ چیزی ورای خلق اثر در تابلوها اتفاق افتاده است. اکنون در گفت‌وگوها، با کمک استادان، می‌کوشیم نکات جالب‌تری از این تابلوها دریابیم و دربارۀ آن‌ها گفت‌وگو کنیم.

احمد پیله‌چی، استاد خوشنویسی و خطاط، در ادامه اظهار داشت: بنده کوچک‌تر از آن هستم که درباره استاد رسولی و همچنین آثارشان سخن بگویم. اما از منظر زیبایی و لذت بردن از آثار ایشان، شاید نظر غیرکارشناسانه‌ای از کسی که پنجاه سال از عمر خود را در خوشنویسی گذاشته است، برای اهالی هنر جالب باشد. استاد از خاک پاک هنرخیز و ادب‌خیز همدان هستند. من وقتی وارد نمایشگاه شدم و آثار را دیدم، یاد این بیت باباطاهر افتادم که می‌فرماید: «خوشا آنان که الله یارشان بی / که حمد و قل هو الله کارشان بی». نمایشگاهی که از سورۀ حمد و سورۀ اخلاص فراهم آمده، دقیقاً همان چیزی است که باباطاهر گفته است؛ «خوشا آنان که دائم در نمازند.» واقعاً این‌ها عبادت بوده است. بنده معتقدم تک‌تک این آثار با ارادت کامل، با طهارت کامل و با قلم دل بر بوم آمده است و شکی در آن ندارم؛ ان‌شاءالله که مأجور باشند.

این هنرمند افزود: از آثار ایشان بسیار به یاد دارم. از خصوصیات بارز سبک و شیوه استاد این است که هر نمایشگاهی که در رابطه با آثار ایشان برگزار می‌شود، متفاوت است و بنده هیچ نمایشگاهی ندیده‌ام که آثاری تقلیدی از نمایشگاه دیگر در آن باشد. ان‌شاءالله عمرشان دراز باد؛ فکر می‌کنم نمایشگاه‌های بعدی ایشان نیز کاملاً متفاوت خواهد بود. اصلاً حال‌وهوایی دیگر و رنگ و بویی دیگر دارد. ایشان به‌کارگیری رنگ و نقش و حجم و بعد و فضا را بسیار استادانه انجام می‌دهند و واقعاً نمی‌توان حدی برای آن تصور کرد. از منظر خوشنویسی، ایشان اصیل می‌نویسند و عمر خود را در کار اصیل خوشنویسی سپری کرده‌اند. چنین نمایشگاه‌هایی، با چنین آثاری که اصالت هنر خوشنویسی در آن‌ها سالم مانده و با فرم و رنگ‌های خاصی همراه شده است، بسیار زیباست. ما نمایشگاه‌های مختلفی داریم که واقعاً بنده یک ساعت می‌ایستم و نمی‌فهمم اصلاً چیست؛ حرفی در آن نیست. برای امثال بنده که خوشنویسی را به تمام عیار و اصیل می‌پسندیم و می‌نویسیم، این نمایشگاه بسیار زیباست. قابلیت‌های خط نستعلیق و شکسته نستعلیق را با حال‌وهوای امروز نشان می‌دهد. این‌طور نیست که این خط متعلق به گذشته و سال‌های متمادی و اصیل‌پسند بوده باشد؛ امروز نیز خط نستعلیق و شکسته نستعلیق می‌توانند حال‌وهوای سلیقه مردم امروز را، به گونه‌ای که امروز بسیار زیبا می‌پسندند، برآورده کنند. و این از قابلیت‌های خط اصیل و هنری ایرانی ما، یعنی نستعلیق و شکسته نستعلیق است.

پیله‌چی در ادامه گفت: در آثار استادان دیگر نیز بنده چنین چیزی دیده‌ام؛ این ویژگی منحصر به این استاد بزرگوار نیست، ولی از شاخصه‌های آثار ایشان این است که گاهی در قالب اشکال زنده، مانند پرندگان و مثلاً سیمرغ، نمود پیدا می‌کند. نمایشگاهی را به یاد دارم که ایشان احادیثی نوشته بودند؛ تمام آن سیمرغ بود و تاج‌های سیمرغ را «قال رسول الله» و «قال صادق (ع)» نوشته بودند و بسیار زیبا بود. عرض کردم که ایشان بسیار متنوع از خطوط مختلف در کارهایشان استفاده کرده‌اند؛ این‌طور نیست که بنده عرض کنم فقط نستعلیق بوده است. به یاد دارم در اوایل انقلاب، تابلوی بزرگی نوشته بودند: «کلمه الله هی العلیا»؛ و این خط ثلثی بود که با حال‌وهوای ایرانی آمیخته شده بود. و آثاری از ایشان دیده‌ام که اصلاً خوشنویسی در آن نبوده؛ حالت چکه‌هایی از رنگ بر روی بوم، به صورت مدور، و آن نیز تجربه‌ای بوده است. به هر صورت، استاد، بزرگ و بزرگوار هستند و آثارشان ماندگار و جهانی است و نباید افرادی مثل بنده درباره آثارشان نظر بدهند. بنده فهم خود و لذتی را که از آثارشان برده‌ام عرض کردم و سپاسگزاری می‌کنم که چشمان ما را به آیات قرآن نورانی کردند و زیور دادند. واقعاً اگر بخواهیم نامی برای این نمایشگاه بگذاریم، «نور علی نور» است. آیات نورانی قرآن را با قلم نورانی، دل نورانی و نیت نورانی خود بر بوم آورده‌اند و به عقیده بنده، این آثار باید به تمام نقاط دنیا برود تا ببینند که هنر دینی، هنر قرآنی و هنر ایرانی می‌تواند دنیا را فتح کند و دل‌ها و چشمان جهانیان را نورانی کند.

سعید زندی، عضو اصلی کارگروه خوشنویسی حوزۀ هنری قزوین، در ادامه نشست بیان داشت: بنده فقط می‌خواستم جهت عرض ادب و خسته‌نباشید خدمت استاد برسم و این کار را انجام دادم. یکی از ویژگی‌های نقاشی‌خط استاد را می‌خواستم خدمت دوستان عرض کنم. یکی از ویژگی‌های خط استاد در نقاشی‌خط این است که هرگاه آثار استاد را در کنار آثار سایر استادان قرار دهیم و ببینیم، بدون آنکه به امضای اثر استاد نگاه کنیم، قابل تشخیص است. این بیانگر آن است که کار ایشان منحصر به فرد و بسیار زیباست؛ ما می‌توانیم آثار ایشان را از سایر آثار استادان دیگر تشخیص دهیم. ویژگی دوم ایشان آن است که در آثاری که خلق کرده‌اند، بحث مذهب و بحث قرآنی بیشتر در آثارشان دیده می‌شود. یعنی شاید بخواهم بگویم شاید ۹۰ درصد آثاری که بنده از استاد دیده‌ام، همه از کارهای قرآنی و احادیث استفاده شده است. این برای بنده کمترین، که در خدمت این جمع هستم، مایه مباهات است. باز خدمت عزیز بزرگوارمان خسته نباشید عرض می‌کنم.

حسن ملایی تهرانی، خوشنویس و گرافیست، در ادامه نشست گفت: من به خودم اجازه نمی‌دهم صحبت کنم، اما خاطره‌ای در ذهنم بود که خیلی کوتاه عرض می‌کنم. سال ۶۷ در انجمن خوشنویسان بودم. یکی از این عزیزان کتابی را آورد و در فروشگاه انجمن خوشنویسان روی میز گذاشت و گفت این کتاب استاد جلیل رسولی است؛ کتاب «جان جانان» بود. آن دو عزیز مشغول ورق زدنش بودند. من هم گفتم اجازه هست من هم کتاب را ببینم؟ گفتند بفرمایید. ما سه نفر کنار هم نشستیم و کتاب را ورق زدیم. حدوداً یک ساعت طول کشید. وقتی کتاب را کامل دیدیم، لذت بردیم. من آثار و زحمات استاد را طی این سی سال واقعاً پیگیری کرده‌ام؛ چه نمایشگاه‌هایی که در داخل برگزار شد و چه در خارج از کشور و چه کتاب‌هایشان.

او افزود: ویژگی‌های استاد رسولی بسیار زیاد است و شاید بنده توان یا شایستگی بیان آن را نداشته باشم. تفاوت آثار استاد رسولی، از یک سو به سبب جنبه مذهبی آن است و از سوی دیگر به خاطر آن دست مبارک و چشم بینایی که خداوند به ایشان داده است. ان‌شاءالله سالیان سال بهره ببریم و بار دیگر شاهد چنین آثار و نمایشگاه‌های متعددی در داخل و خارج از کشور باشیم. من خودم نمایشگاه‌های زیادی دیده‌ام. همه هنرمندان می‌خواهند روی کاغذ و بوم آثاری خلق کنند، اما آثارشان شاید از نظر خالق اثر خوب باشد؛ از نظر بیننده اما کم‌وبیش نقص و نواقصی دارد. بنده شاید بتوانم خوب و بد دو تابلو، کمیت و کیفیتش را تشخیص بدهم، اما یک بیننده فقط رنگ و جذابیت و ابعاد را می‌بیند و هنرمند را تحسین می‌کند. اما استاد رسولی در آثاری که من در کتاب‌هایشان دیده‌ام، آن‌قدر ریز و دقیق کار کرده‌اند که من با ذره‌بین نگاه می‌کردم. شاید نزدیک بیست تا بیست‌وچهار ساعت وقت صرف ریزه‌کاری حروف، آناتومی کلمات و چیدمان این کارها شده است. این خودش اصلاً فراتر از نقاشی است. ما یک نقاشی از طبیعت یا یک پرتره را می‌بینیم و احساس می‌کنیم برای صورت یا چهره بسیار کار شده است. اما در آثار استاد رسولی، آن چیدمان، قرینه‌سازی‌ها، فضاسازی‌ها و نقطه‌های عطف جلوت و خلوت را که کنار هم قرار می‌دهید، احساس می‌کنید هر یک از این تابلوها بیش از یک سال زمان برده تا این اثر شده است. چون چیدمان این کلمات و این تعداد حروف بسیار کار سختی است. شما اعداد خیلی کوچکی را جمع می‌زنید و خوشحال می‌شوید که بگویید ما این عدد را جمع زدیم و اعداد را به دست آوردیم؛ اما اگر بخواهند ثروت یک کشور را جمع کنند و تمام وزارت‌خانه‌ها را به یک نفر بسپارند تا آن‌ها را جمع کند، شاید یک دکترای حسابداری هم از عهده آن برنیاید. کار بسیار سنگینی است. من واقعاً تبریک می‌گویم. از زحمات استاد ممنونم.

بهادر خردمندکیا، خوش‌نویس و پژوهشگر هنر، در ادامه نشست گفت: نخست باید بگویم در سنت ما چندان رسم نیست که کوچک‌تر درباره بزرگ‌تر، چه خود او و چه آثارش، بحث کند؛ حتی اگر بخواهد خوب بگوید، باز هم چنین چیزی رسم نیست. بنابراین، به تعبیر علما، یک فرع علمی را بسیار مختصر و با ارجاع به بزرگان صورت‌بندی می‌کنم. جناب سلطان‌علی مشهدی در «صراط السطور»، در اواخر رساله، آنجا که می‌گوید اگر می‌خواهی خوشنویس شوی باید با نفس جدل کنی، قناعت پیشه کنی و حسد نورزی، در نهایت می‌رسد به این جا که «گوشۀ انزوا نشیمن کن، یادگیر این سخن ز پیر کهن». استدلال ایشان به سیره بزرگان است و به سیره علی بن ابی‌طالب ارجاع می‌دهند و می‌گویند ایشان در زمان خلافت، انزوا را شعار خود ساخته بود. از این رو، خط از انزوای حضرت عزت پیدا کرد. انزوا گرچه ظاهراً جنبه اخلاقی دارد، اما اگر فنی‌تر نگاه کنیم، شاید بتوان گفت در زمره اسباب کتابت است. اسباب کتابت نیز شاید صرفاً دوات و کاغذ و این‌ها نباشد.

او ادامه دارد: بزرگان می‌گویند دست‌کم سه نوع انزوا داریم. نخست انزوای ظاهری که جسم ما از دیگران فاصله می‌گیرد؛ یعنی از جماعت دور می‌ایستیم. این سطحی‌ترین حالت و سطحی‌ترین فهم از انزواست. مرتبه دوم انزوایی است که در آن از ذهن خود مراقبت می‌کنیم؛ شاید مسائل را چندان پیگیری نمی‌کنیم و درگیر شتاب روزگار نمی‌شویم، به‌ویژه در روزگار ما که روزگاری عجیب است. این مرتبه دوم انزوا برای ما ممکن می‌کند که با فاصله گرفتن از روزگار، از صدای هیاهو و سر و صدای روزگار فاصله بگیریم و صدای سنت را بهتر بشنویم. در واقع بقا و تداوم سنت در گرو چنین انزوایی است. البته روشن است که این انزوا آوارگی کوه و بیابان نیست؛ انزوا فاصله‌ای مطمئن با هیاهوی روزگار است. برای خوشنویسی همین میزان از انزوا کفایت می‌کند؛ همین که خلوتی برای خود داشته باشیم، کافی است تا بتوانیم خوشنویس خوبی باشیم. اما مرتبه سومی از انزوا نیز هست که کار هر کسی نیست؛ آن حتی انزوا از نفس خودمان است. یعنی ما حتی از فردیت و نفسمان فاصله می‌گیریم. برخلاف آنچه در هنر مشهور است که هر هنرمندی به دنبال فردیت است، در خوشنویسی مطلقاً چنین نیست. در خوشنویسی باید نخست از فردیت و نفس خود فاصله بگیریم، چنان‌که تمام بزرگان تاریخ خوشنویسی پیشاپیش از نفس فاصله گرفتند و سپس آن را اعاده کردند.

به‌عنوان پایان‌بندی بحثم، نقل‌قولی از استادمان می‌آورم؛ استاد خروش. استاد خروش معتقدند این انزوای خوشنویسی انزوای زاهدانه نیست و انزوای خشک نیست. استاد خروش با ارجاع به بیتی از حافظ، این انزوا را توضیح می‌دهند و می‌گویند؛ «گوشه ابروی توست منزل جانم / خوش‌تر از این گوشه پادشاه ندارد». استاد خروش چنین حس و حالی را برای این انزوا قائل‌اند.

حسن دیهیم، عضو اصلی کارگروه خوشنویسی حوزه هنری قزوین، در ادامه نشست بیان داشت: دست استاد جلیل رسولی را می‌بوسیم که با آفرینش این تابلوها، در این هیاهو، آرامش و سکینه‌ای بر دل ما نشاندند. من به این ۲۳ تابلویی که اشاره کردید نزدیک شدم و آن‌ها را از نزدیک دیدم، در حالی که این تابلوها باید از فاصله دو یا سه متری دیده شوند. سپس به نظرم رسید که هر کلمه، هر نشان و هر حرکت سر جای خود نشسته است. در خط قاعده‌ای داریم با عنوان حسن وضع و حسن تشکیل؛ یعنی این شاکله و مجموعه، اگر هر جزء آن ذره‌ای این‌ور یا آن‌ورتر باشد، تعادل آن به هم می‌ریزد. «پادشاه ممالک خطیم، صفحۀ مشق ما قلمرو ماست». این نشان می‌دهد که این تابلوها نخست در ذهن استاد نقش بسته است؛ یعنی تصویری مجسم از تک‌تک آن‌ها در ذهن استاد نشسته است. با اهتمامی که حضرت استاد دارند و زمانی ۱۱ تا ۱۲ ساله که برای تهیه این آثار صرف شده، به نظرم رسید که تمام این آثار نقش خود را دارند.

او افزود: می‌گویند میکل‌آنژ سفارشی از کلیسا می‌گیرد که سنگ مرمری پنج‌شش‌متری هست و باید مجسمۀ حضرت داوود را در آن بتراشد. سپس میکل‌آنژ در گوشه کلیسا آن سنگ خام و نتراشیده و زمخت را می‌بیند و بدون هیچ مقدمه‌ای شروع به تراشیدن می‌کند. نهایتاً وقتی کار با آن ظرافت و زیبایی تمام می‌شود، سفارش‌دهندگان از او می‌پرسند چگونه با این ظرافت این کار را انجام دادی؟ او می‌گوید که لحظه اولی که این سنگ را با این عظمت دیدم، شمایل حضرت داوود را در آن دیدم. من آمدم اضافی‌های آن را برداشتم، نه اینکه تراشیدم. این نشان می‌دهد که این ذهنیت خلاق و این دست توانا با هم هماهنگ‌اند و آن حسن وضع و حسن تشکیل، اثری به این زیبایی رقم زده است. دست‌مریزاد؛ دستتان درد نکند؛ واقعاً سپاسگزاریم. لذت بردیم. وام می‌گیرم از فرمایش شما در قزوین که آن مجری از شما پرسید که خیلی مذهبی می‌نویسید، خیلی آیات و روایات و احادیث و این حرف‌ها. سپس حضرت عالی فرمودید که اصلاً من یاد گرفتم که این‌ها را بنویسم. کلامتان بسیار لذت‌بخش و دل‌نشین بود و پیامتان را بسیار زیبا ابلاغ و اعلام کردید. من برای شما و همه هنرمندان ارزشمند، و استاد خودم، استاد پیله‌چی عزیز، آرزوی سلامتی و طول عمر دارم.

سیدحسین شهرستانی، مدیر گروه حکمت هنر پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی، در ادامه اظهار داشت: در زمانه‌ای که خوشنویسی، که پایه‌اش بر کتابت قرآن بوده، مسیرهای دیگری پیدا می‌کند  که اشکالی هم ندارد اما آن مسیرهای دیگر گویی با آن مبدأیی که در کتابت و خوشنویسی نهاده شده، در تعارض قرار می‌گیرد. این نمایشگاه در واقع رجوع به مبدأ خوشنویسی است. خوشنویسی ما مبدأش کتابت قرآن بوده، قرآن با سوره حمد شروع می‌شود و سوره حمد با «بسم الله الرحمن الرحیم» آغاز می‌گردد. مبدأ خوشنویسی ما «بسم الله الرحمن الرحیم» است و مشق و سرمشق همه استادان، در آغاز هر کار، «بسم الله الرحمن الرحیم» است. این نمایشگاه در واقع رجوع به اصل و اساس و پایه خوشنویسی است؛ البته پایه خوشنویسی نیست، پایه هستی است؛ یعنی پایه کتابت و پایه وجود است. خداوند کتابت می‌کند و صاحب قلم است. در این آثار، آنچه بیش از همه جلوه‌گر بود، الف‌ها بود؛ الف‌هایی که از آسمان به زمین نزول می‌کند و در واقع حقیقت هنر را  که همان حقیقت نزول امر قدسی در سرای طبیعت و سرای هستی طبیعی است جلوه‌گر می‌سازد. خود قرآن نیز حقیقتی است که نازل شده و خوشنویس در این نزول شرکت می‌کند و با کلامی که نازل می‌شود حضور پیدا می‌کند. چون کلام خدا حقیقتی است که نازل می‌شود، خوشنویس در واقع پیش از هر چیز این نزول را روایت می‌کند؛ اینکه هر چیزی از مبدأ و از امر قدسی نازل می‌شود و پایین می‌آید.

او در ادامه بحث خود گفت: مشق خوشنویس ما این بوده است، بدون هیچ تکلفی و بدون هیچ تصنعی؛ یعنی این امر، پیوسته با خوشنویسی، نظریه‌ای الصاق‌شده به خوشنویسی ما نیست. این ویژگی بیش از همه خود را در «الف» نشان می‌دهد. الف از بالا به پایین می‌آید و الف‌هایی که در این نمایشگاه ظهور یافته‌اند همین سیر نزول را نشان می‌دهند. همچنین آن تک‌نقطه‌ای که در بسیاری از آثار تنها یک نقطه داریم و آن نقطه، نقطه «بسم الله» است، همان نقطه وحدت است. همه عرفا و اهل حکمت اشاره کرده‌اند که این نقطه، نقطه وحدت است. «بسم الله» نیز از همان نقطه شروع می‌شود و آن نقطه مقام وحدت است. یک نقطه وجود دارد و همه چیز از این نقطه سرچشمه گرفته است. بنابراین این «ب» و «الف» و آن نقطه تحت «ب» و آن الف، در واقع بدون آنکه شعاری باشد، بدون آنکه بیان شود و بدون آنکه خودشان آن را بیان کنند، تداعی می‌شود. این معنا در فرم اثر نیز کار می‌کند و در واقع یادآور کتابت قرآن است. این امر با خطوط ریحان و محقق و مانند آن اتفاق می‌افتد. بنابراین در واقع اصل این نمایشگاه رجوع به فاتحهالکتاب است که افتتاح هنر و افتتاح خوشنویسی است. به نظر من این فرصتی است برای اینکه هنر ایرانی و هنر ملی ما که خوشنویسی در رأس همه هنرهای ملی و هنرهای اسلامی قرار گرفته است به مبدأ خودش، یعنی فاتحهالکتاب و کتابت قرآن، رجوع کند. این دعوتی است برای هنر ایرانی تا به اصل خود رجوع کند. ما بسیار خوشحالیم که هم‌عصر شما هستیم، آثار شما را می‌بینیم و در کنار شما این خلق زیبایی و جمال و حسن را تجربه می‌کنیم. ان‌شاءالله سایه‌تان مستدام باشد.

محمدرضا وحیدزاده، پژوهشگر هنر، در ادامه نشست گفت: من به حوزه نقاشی علاقه‌مندم و مخاطب آثار نقاشی هستم. از منظری بیرون از فضای خوشنویسی به این آثار نگاه می‌کنم. آنچه در این زاویه دید برای من اتفاق می‌افتد فارغ از بحث‌های تخصصی و نکات فنی که درباره خوشنویسی و خط می‌توان مطرح کرد، فرم این آثار است. هنگامی که در مواجهه با آثار هنری به ترکیب‌بندی، کمپوزیسیون، طیف‌های مختلف رنگ‌بندی و فرم اثر توجه می‌کنم، فارغ از آنکه چه اتفاق خوشنویسانه‌ای در آن رخ داده است، هیبت و زیبایی این آثار واقعاً چشم‌نواز است و مرا خیره می‌کند. نمی‌توانم بگویم این آثار به لحاظ استادی در چه موقعیت و جایگاهی هستند، اما در برابر عظمت این کارها حقیقتاً سر تعظیم فرود می‌آورم و کاملاً برای من هویدا و نمایان است که چه دست چیره‌دست و چه چشم باتجربه‌ای این فرم‌های هنری و این زیبایی‌های شگفت‌انگیز را بر بوم نقش می‌زند.

او افزود: گاهی درباره آثار تخصصی حوزه‌ای، مثلاً همان نقاشی که من اندکی بیشتر در آن کار کرده‌ام، یا در حوزه ادبیات گفت‌وگو می‌کنیم؛ درباره شعر شاعری با شاعر دیگر یا آثار نقاشی با نقاش دیگر، که مثلاً این از آن جهت قابل تأمل‌تر است یا آن یکی پیشرفته‌تر است. اما گاهی هنرمند در جایگاهی می‌ایستد که بدون هیچ اطلاعی از بحث‌های فنی و تخصصی شما، در همان نگاه اول عظمت کار را درمی‌یابید. مثلاً شعر حافظ را هر کسی که اندکی با زبان فارسی آشنا باشد، بدون آنکه بخواهد از سبک‌های مختلف ادبی اطلاع داشته باشد، بدون آنکه بداند تفاوت سبک عراقی و خراسانی چیست، یا سبک هندی چه ویژگی‌هایی دارد، وقتی می‌خواند، مخاطب شعر حافظ قرار می‌گیرد و خود را هم‌سخن شعر حافظ می‌داند. شاید با همین فاصله کوتاه شود؛ همین فاصله از موقعیتی دور به جایی می‌رسد که احساس می‌کند می‌تواند درباره شعر حافظ حرف بزند، از شعر حافظ لذت ببرد، آن را درک کند و هم‌دم خلوت خود سازد. من چنین نسبتی با این آثار دارم؛ در حالی که هیچ از خوشنویسی نمی‌دانم، احساس می‌کنم با آن‌ها مأنوسم. احساس می‌کنم این آثار آن‌قدر به من نزدیک‌اند که دلم می‌خواهد ساعت‌ها به هر یک خیره شوم، دلم می‌خواهد از آن‌ها عکس بگیرم و آن‌ها را برای خود داشته باشم، دلم می‌خواهد همین بروشوری که فرهنگستان آماده کرده و با دقت و کیفیت خوب چاپ شده است را با خود به منزل ببرم و ساعت‌ها به آن کارها نگاه کنم. از اینکه استاد رسولی این اجازه را به من می‌دهدکه منِ کمترین و غیرمتخصص بتوانم مخاطب این آثار باشم، حقیقتاً سپاسگزارم و از این ضیافتی که فراهم آوردید واقعاً ممنونم.

جلیل رسولی، هنرمند پیش‌کسوت و استاد خوشنویسی، آخرین سخنران نشست، در ابتدای سخنان خود گفت: نمی‌دانم از کجا شروع کنم و چه بگویم. اکنون شصت‌وپنج سال است که می‌نویسم. در این شصت‌وپنج سال، نخست با کتابت آغاز کردم. زمانی کار تبلیغاتی می‌کردیم و خط‌هایی با مرکب و کاغذ می‌نوشتیم و کارمان نیز بسیار خوب بود. آن زمان درآمد خوبی داشتیم، زیرا هنوز کامپیوتر و ابزارهای امروزی نبود و از این جهت خط ارج و قرب بسیاری داشت. سفارش‌دهنده نیز بسیار بود. سال‌ها کار کردیم. می‌خواهم بگویم پایه کار من اصلاً کلاسیک است. من شاگرد استاد سید حسن میرخانی رحمت‌الله علیه بوده‌ام و هنوز نیز خود را شاگرد ایشان می‌دانم. سپس دیدم موجی در نقاشی‌خط پدید آمد و چهار پنج تن از بزرگان آغازگر آن بودند. من نیز می‌دیدم که رنگ و فرم و این‌ها همیشه در ذهنم بود و مرا به هیجان می‌آورد؛ مثلاً دیدن کارهای پیشینیان برایم بسیار جذاب بود. از این رو دیدم خط کلاسیک دیگر برای من جذابیت چندانی ندارد و نمی‌تواند خواسته‌های مرا برآورده کند. در ضمن معتقدم کار کلاسیک ریشه همین کار است. اگر نتوانم مثلاً صفحه‌ای کتابت یا چلیپایی بنویسم، به نظر من هر کس دیگری نیز چنین کاری انجام دهد، کارش فاقد ارزش است؛ یعنی ارزش هنری ندارد. رنگی می‌زند و فرمی درمی‌آورد، اما این کارها اصالت ندارند. خوشنویس باید این را بداند. من به هر کسی که نقاشی‌خط کار می‌کند و کارش را برای من می‌آورد، می‌گویم که آقا، تو می‌توانی چلیپا بنویسی؟ بسیاری چون نتوانستند آن راه را بروند، به جاده خاکی زدند و نقاشی‌خط‌هایی بسیار سطح پایین کار می‌کنند که همه ما دیده‌ایم؛ با ماژیک و کارهای بسیار سطح پایین. همین امر موجب شده نقاشی‌خط را پایین بیاورند. البته کسانی که کار می‌شناسند، اهل معرفت و شناخت‌اند و چشمانشان به دیدن کارهای خوب عادت کرده است، به خوبی درک می‌کنند؛ اما گروهی که چنین نیستند ممکن است درک نکنند.

او افزود: چندی پیش فکر می‌کردم و می‌دیدم که به قول معروف روی پروژه‌ای کار می‌کنم. مثلاً مجموعه‌ای کار کردم با مضمون «مرغ باغ ملکوتم، نیم از عالم خاک»؛ چهار سال کار کردم و چهل تابلو خلق شد. خودم نیز چندان متوجه نیستم. بعدها وقتی می‌آیم و بعضی شب‌ها فکر می‌کنم که اصلاً چرا این کار را کردم، می‌بینم این خودش نوعی قدرت‌نمایی در کار است؛ یعنی آدم یک «مرغ باغ ملکوت» را در چند فرم می‌تواند بنویسد؟ من چهل فرم کار کردم که همه قابل توجه است و همه نیز مورد توجه هنرشناسان قرار گرفت. سپس کاری درباره نهج‌البلاغه، ترجمه فارسی نهج‌البلاغه، انجام دادم؛ سی اثر با نام «سیمرغ» کار کردم. پس از آن اثری با نام «نور علی نور» اجرا کردم؛ «الله نور السماوات و الارض» تا آخر آیه؛ این را نیز در چهل فرم کار کردم.

این استاد خوشنویسی در ادامه اظهار داشت: درباره الف‌های بلند و کشیده در شکسته‌نویسی، که همه استادان حاضر می‌دانند، در خط شکسته ما الف‌های بلند نداشتیم. من این کار را انجام دادم؛ به‌ویژه با جنس این آیه و جنس این سوره هم‌آوایی و هم‌خوانی بسیاری دارد. زیرا عرفا می‌گویند معنای تمام قرآن در سوره حمد است، سپس معنای آن در «بسم الله الرحمن الرحیم»، و معنای «بسم الله» در «ب» بسم الله. این نمایشگاه را به نام «ب بسم الله» برگزار کردیم؛ چند سالی نیز به دلایلی که گفتنشان چندان خوشایند نیست، عقب افتاده بود. سپس با جناب استاد ناصری عزیز مواجه شدیم که ما را متقاعد کردند آثار را بیاورم و عرضه کنم. در واقع دو سه سالی بود که پیش از ایشان نیز با من تماس می‌گرفتند، اما من واقعاً علاقه‌ای به برگزاری نمایشگاه نداشتم. ایشان با مدیریت فوق‌العاده‌ای که داشتند، این نمایشگاه را بسیار خوب اجرا و برپا کردند و فرهنگستان هنر هم بسیار زحمت کشید. نمایشگاه بسیار آبرومندی بود؛ زیرا این کار اصلاً از آنِ من نیست. صاحب این کار کسی دیگر است. سفارش آن را کسی دیگر به من داده و من مجری بوده‌ام؛ به‌عنوان مجری این کار را انجام دادم. و آن کسی که سفارش‌دهنده بوده، خودش کارها را درست می‌کند و خودش نشان می‌دهد؛ اصلاً نمی‌خواهد من زیاد حرف بزنم یا چیز دیگری بگویم. یکی از اعتقادات من این است که هنرمند نباید برای کارش توضیح بدهد؛ اگر چنین کند، کارش را پایین آورده است. اصولاً کار توضیح نمی‌خواهد. ببینید، اکنون شما می‌فرمایید که من با این کار چندان سر و کاری نداشتم؛ همین اندازه که توانسته دل شما را به دست بیاورد، به زبان ساده برای من کافی است. یعنی فکر می‌کنم در این کاری که انجام دادم، توفیقی بوده است. این توفیق از من نیست، از خود اوست. اصلاً هنر از آنِ خود اوست. این دست من به اراده او به حرکت درمی‌آید؛ من می‌نویسم، اما معتقدم هنر هدیه‌ای است که خداوند به من و امثال من داده است.

او در پایان گفت: حالا ما چه کنیم؟ کاری بکنیم که جامعه را سردرگم کند؟ کارهای اجق‌وجق و کارهایی که نه محتوا دارند. برخی اصولاً چیزهایی تحویل آدم می‌دهند که آدم را از زندگی بیزار می‌کند. هنر باید معنا داشته باشد، باید اصالت داشته باشد. بنابراین معتقدم این هنری که خداوند به من داده، آن را خرج خودش کردم و همین برای من کافی است؛ زیرا می‌دانم بعدها کار من بهتر دیده خواهد شد. «تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم / روزی سراغ وقت من آیی که نیستم».

من دست‌کم به چهل کشور رفته‌ام. چیزهای بسیاری دیده‌ام؛ درباره هنرمندان اروپایی، عرب و دیگران؛ تا زنده‌اند، ارج و قربشان چندان بالا نیست. همین که سرشان را زمین می‌گذارند، کم‌کم می‌گویند عجب فردی بود! دیگر آن «عجب»ها چندان به کار نمی‌آید.

محفل گفت‌وگوی «الف‌بای ملکوت» هم‌زمان با نمایشگاه «بِ بسم‌الله» با نمایش ۲۳ اثر از استاد جلیل رسولی برگزار شد.

محفل گفت‌وگوی «الف‌بای ملکوت» هم‌زمان با نمایشگاه «بِ بسم‌الله» از استاد جلیل رسولی-۱۵-۰۷-۱۴۰۵
محفل گفت‌وگوی «الف‌بای ملکوت» هم‌زمان با نمایشگاه «بِ بسم‌الله» از استاد جلیل رسولی-۱۵-۰۷-۱۴۰۵
امکانات
برچسب ها
ب بسم‌اللهجلیل رسولیخوشنویسینقاشی خط
ثبت دیدگاه
برای صرف‌نظر کردن از پاسخ‌گویی اینجا را کلیک نمایید.

فراخوان ارسال مقاله فصلنامۀ علمی «هنر، فرهنگ و رسانه»
کتاب‌های جدید پژوهشکده
بیناب، مجلۀ تخصصی فرهنگ‌وهنر
دیدگاه
نمایشگاه ب بسم‌الله؛ رجوع به اصل و اساس خوشنویسی است

نمایشگاه ب بسم‌الله؛ رجوع به اصل و اساس ...

۱۴۰۵-۰۷-۱۹
تأثیر ایده زوجیت بر سیاست‌گذاری و حکمرانی و حکمت عملی

تأثیر ایده زوجیت بر سیاست‌گذاری و حکمران...

۱۴۰۵-۰۷-۱۸
محفل گفت‌وگوی «الف‌بای ملکوت» همزمان با نمایشگاه «بِ بسم‌الله»

محفل گفت‌وگوی «الف‌بای ملکوت» همزمان با ...

۱۴۰۵-۰۷-۱۴
در شصت و یکمین محفل دیدار مطرح شد؛ در سنت سوگواری ما، سوگ فرومرده نداریم

در شصت و یکمین محفل دیدار مطرح شد؛ در سن...

۱۴۰۵-۰۷-۱۱
نگاهی به نمایشگاه نقاشی «مدرسۀ میناب»

نگاهی به نمایشگاه نقاشی «مدرسۀ میناب»

۱۴۰۵-۰۷-۰۵
در سومین نشست از سلسله رویدادهای «ایده ایران چیست؟» مطرح شد؛ آیا ایران تنها خاک زایش امت وسط است؟

در سومین نشست از سلسله رویدادهای «ایده ا...

۱۴۰۵-۰۷-۰۴
در چهارمین نشست کنکاش مطرح شد؛ میان انتقام و جنگ، اصالت به جنگ است

در چهارمین نشست کنکاش مطرح شد؛ میان انتق...

۱۴۰۵-۰۶-۳۰
«ایران تاریخی به مثابه تنها جغرافیای تأسیس امت وسط»

«ایران تاریخی به مثابه تنها جغرافیای تأس...

۱۴۰۵-۰۶-۳۰
فلسطین قربانی «تصویر منهای انسان» است؛ سلیمان منصور احیای دوباره انسان بود

فلسطین قربانی «تصویر منهای انسان» است؛ س...

۱۴۰۵-۰۶-۲۵
رسالت فرهنگ و هنر در پروژه انتقام چیست و چه باید باشد؟

رسالت فرهنگ و هنر در پروژه انتقام چیست و...

۱۴۰۵-۰۶-۲۲
پیشنهاد سردبیر
نمایشگاه ب بسم‌الله؛ رجوع به اصل و اساس خوشنویسی است

نمایشگاه ب بسم‌الله؛ رجوع به اصل و اساس ...

۱۴۰۵-۰۷-۱۹
تأثیر ایده زوجیت بر سیاست‌گذاری و حکمرانی و حکمت عملی

تأثیر ایده زوجیت بر سیاست‌گذاری و حکمران...

۱۴۰۵-۰۷-۱۸
محفل گفت‌وگوی «الف‌بای ملکوت» همزمان با نمایشگاه «بِ بسم‌الله»

محفل گفت‌وگوی «الف‌بای ملکوت» همزمان با ...

۱۴۰۵-۰۷-۱۴
در شصت و یکمین محفل دیدار مطرح شد؛ در سنت سوگواری ما، سوگ فرومرده نداریم

در شصت و یکمین محفل دیدار مطرح شد؛ در سن...

۱۴۰۵-۰۷-۱۱
نگاهی به نمایشگاه نقاشی «مدرسۀ میناب»

نگاهی به نمایشگاه نقاشی «مدرسۀ میناب»

۱۴۰۵-۰۷-۰۵
در سومین نشست از سلسله رویدادهای «ایده ایران چیست؟» مطرح شد؛ آیا ایران تنها خاک زایش امت وسط است؟

در سومین نشست از سلسله رویدادهای «ایده ا...

۱۴۰۵-۰۷-۰۴
در چهارمین نشست کنکاش مطرح شد؛ میان انتقام و جنگ، اصالت به جنگ است

در چهارمین نشست کنکاش مطرح شد؛ میان انتق...

۱۴۰۵-۰۶-۳۰
«ایران تاریخی به مثابه تنها جغرافیای تأسیس امت وسط»

«ایران تاریخی به مثابه تنها جغرافیای تأس...

۱۴۰۵-۰۶-۳۰
فلسطین قربانی «تصویر منهای انسان» است؛ سلیمان منصور احیای دوباره انسان بود

فلسطین قربانی «تصویر منهای انسان» است؛ س...

۱۴۰۵-۰۶-۲۵
رسالت فرهنگ و هنر در پروژه انتقام چیست و چه باید باشد؟

رسالت فرهنگ و هنر در پروژه انتقام چیست و...

۱۴۰۵-۰۶-۲۲
مطالب پربازدید
  • دنیای «کسان» و «هیچ‌کسان» - 987 بازدید
  • نشست رونمایی از کتاب “میراث مقدس و... - 980 بازدید
  • محفل چهل‌و‌هشتم “دیدار” با ن... - 979 بازدید
  • کتاب «واقعیت متورم؛ انسان در آستانه متاو... - 966 بازدید
  • در نشست «کالبدشکافی یک رویا: امید و مسئل... - 958 بازدید
  • متن‌خوانی و شرح مقالات کتاب “فردای... - 940 بازدید
  • در کشاکش ویلاسازی و آپارتمان‌ها؛ نقد و ب... - 927 بازدید
  • فصل دوم درس‌گفتار « تاریخ هنر معاصر ایرا... - 922 بازدید
  • نشست مجازی ” خانواده و بازی‌های را... - 918 بازدید
  • شهادت برای سیدحسن نصرالله به زیباترین حا... - 900 بازدید
    • برنامه های پژوهشی
    • هیئت علمی
    • چارت
    • درباره ما
    • تماس با ما
    • کتابخانه الکترونیک
    کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی است.
    LemonTheme