» دی‌ماه ۱۴۰۴ در آینه روایت‌های نمایشی؛ بازنمایی پهلوی و خلأ روایت انقلاب در تصویر معاصر

پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی

  • اخبار
  • انتشارات
  • گروه‌های علمی
    • گروه علمی مطالعات رسانه و سینما
    • گروه علمی مطالعات اجتماعی و فرهنگی انقلاب اسلامی
    • گروه علمی حکمت هنر
    • گروه علمی سیاست‌گذاری فرهنگی و هنری
  • باشگاه هنر و اندیشه
  • نشریه بیناب
  • فروشگاه کتاب
  • نگارخانه
  • تماس با ما
  • اخبار
  • انتشارات
  • گروه‌های علمی
    • گروه علمی مطالعات رسانه و سینما
    • گروه علمی مطالعات اجتماعی و فرهنگی انقلاب اسلامی
    • گروه علمی حکمت هنر
    • گروه علمی سیاست‌گذاری فرهنگی و هنری
  • باشگاه هنر و اندیشه
  • نشریه بیناب
  • فروشگاه کتاب
  • نگارخانه
  • تماس با ما

دی‌ماه ۱۴۰۴ در آینه روایت‌های نمایشی؛ بازنمایی پهلوی و خلأ روایت انقلاب در تصویر معاصر

۱۴۰۴-۱۲-۰۳ ۱۴۰۴-۱۲-۰۳ بازدید : 15

نشست سوم «جنگ آشوب»، روز چهارشنبه، بیستم‌ونهم بهمن‌ماه در سرای شهید آوینی پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی برگزار شد.

نشست سوم «جنگ آشوب» به منظور بررسی تحلیلی وقایع دی‌ماه ۱۴۰۴، «بازنمایی تصویر پهلوی در آثار نمایشی» با حضور سید علی سیدان، ‎روزنامه‌نگار فرهنگ و علوم انسانی و سردبیر ماهنامه سوره و نادر سهرابی، نویسنده و فعال حوزۀ رسانه و کتاب، به دبیری محمدرضا وحیدزاده، استاد دانشگاه، روز چهارشنبه، بیستم‌ونهم بهمن‌ماه در سرای شهید آوینی پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی برگزار شد.

در ابتدای این نشست، محمدرضا وحیدزاده، دبیر جلسه، بیان داشت: امروز می‌خواهیم سومین جلسه از سلسله نشست‌های «جنگ آشوب» را با عنوان «بازنمایی تصویر پهلوی در آثار نمایشی» برگزار کنیم. این سلسله جلسات به بررسی تحلیلی وقایع دی‌ماه ۱۴۰۴ اختصاص دارد و تلاش می‌کند با حضور جمعی از کارشناسان، ابعاد گوناگون اجتماعی، فرهنگی و تاریخی این رویدادها را مورد بحث و گفتگو قرار دهد.

دبیر جلسه در ادامه به اهمیت موضوع اشاره کرد و گفت: یکی از ابعاد مهم وقایع دی‌ماه، بازنمایی تصویر پهلوی در رسانه‌هاست که به تدریج ذهنیتی خاص را در جامعه، به ویژه در میان نسل جدید، شکل می‌دهد. مشاهده شد که در شعارهای مطرح‌شده در خیابان‌ها، فضای مجازی و رسانه‌ها، مطالبه و آرزوی بازگشت حکومت پهلوی طنین‌انداز بود. این پدیده از منظر تاریخی بسیار جای تأمل دارد که چگونه جامعه‌ای که نزدیک به نیم‌قرن پیش با گفتمان حاکم وقت وداع گفت و آن را کنار زد، اکنون بخشی از آن (با هر میزان از تأثیرگذاری) به بازخوانی و فراخوانی آن رو می‌آورد.

وحیدزاده با تأکید بر اهمیت واکاوی این مسئله افزود: چگونگی شکل‌گیری این ذهنیت در مخاطب امروز که به دلایل گوناگون، از جمله شتاب وقایع و اقتضائات رسانه‌ای عصر جدید، نوعی گسست از پیشینه تاریخی خود را تجربه می‌کند، پرسش مهمی است. به نظر می‌رسد بخشی از این تصویرسازی متأثر از آثار نمایشی، سینمایی و مجموعه‌های تلویزیونی است. قابل تأمل آن‌که شماری از این آثار توسط نهادها و ارگان‌های دولتی جمهوری اسلامی ایران تولید یا پشتیبانی شده‌اند. پرسش اساسی آن است که این بازنمایی‌ها تا چه اندازه در شکل‌دهی به تصویر کنونی از دوران پهلوی مؤثر بوده‌اند، چه عواملی در این میان نقش داشته‌اند؟

نادر سهرابی، نویسنده و فعال حوزه رسانه و کتاب، به عنوان نخستین سخنران این نشست، به ایراد دیدگاه‌های خود پرداخت. وی در ابتدای سخنان خود با طرح تمایز میان دو مدیوم رمان و سینما در مواجهه با گذشته، اظهار داشت: در فرم رمان، هنگامی که به سراغ بازنمایی گذشته می‌رویم، اساساً در پی گشودن گره‌های کور و یافتن ریشه‌های شکست و ویرانی امروز شخصیت‌ها هستیم. این رویکرد را می‌توان در آثاری همچون رمان‌های «سال بلوا»، «سمفونی مردگان» یا نوشته‌های رضا قاسمی و ابراهیم گلستان مشاهده کرد. اما سازوکار سینما در مواجهه با گذشته متفاوت است.

سهرابی در ادامه به معیارهای ارزیابی آثار داستانی از حیث زمانی اشاره کرد و گفت: معمولاً دو معیار برای بررسی این آثار مد نظر قرار می‌گیرد؛ نخست، وحدت زمان و انسجام رویدادها در بستر زمانی، و دوم، میزان تطابق قصه و شخصیت‌ها با مقتضیات و فضای همان عصر. مشکل آنجاست که فیلم‌ساز ایرانی به دلیل ضعف در قصه‌گویی و فقدان فیلم‌نامه منسجم، از درک این جهان و روایت آن عاجز می‌ماند. در نتیجه، به جای تمرکز بر داستان و مسئله‌محوری، دچار نوعی مرعوبیت در برابر عناصر بصری و تزئینی همچون طراحی صحنه، طراحی لباس و پالت‌های رنگی می‌شود.

این پژوهشگر رسانه تصریح کرد: سینما یا رؤیا می‌سازد یا کابوس. اگر اثر خوبی تولید شود، صرفاً به کارت پستال و مقوا تبدیل نمی‌شود، اما به طور کلی کارکرد اصلی مدیوم تصویر نمایشی در قبال گذشته، رؤیاسازی یا کابوس‌سازی است. ساخت کابوس مستلزم توانایی روایت رنج آدم‌ها در نسبت با عصرشان است؛ اما رؤیاسازی، به دلیل اهمیت اغراق‌آمیز طراحی صحنه، گزینه سهل‌الوصول‌تری است که فیلم‌ساز بی‌قصه به آن پناه می‌برد.

سهرابی برای تبیین دیدگاه خود به علت وقوع انقلاب اسلامی اشاره کرد و افزود: انقلاب ما از آن رو رخ داد که در دوران پهلوی، امکان قهرمانی به جز در شخصیت استثنایی امام خمینی (ره) از میان رفته بود. اما در سریال‌هایی مانند «تاسیان» که ظاهراً به بازنمایی آن دوره می‌پردازند، شاهد مرعوبیت فیلم‌ساز در برابر طراحی صحنه و لباس هستیم. در این سریال، قهرمان، شخصیتی غیرانقلابی و محصول همان عصر معرفی می‌شود؛ کسی که لباس‌های مدرن می‌پوشد، عاشق دختری هم‌عصر خود می‌شود و به خاطر این عشق از ملاحظات سیاسی چشم می‌پوشد و در نهایت به دست کارگران کشته می‌شود.

وی در نقد این رویکرد تصریح کرد: کارگران در این روایت، همان کسانی هستند که مستضعفان و امید انقلاب‌اند و امام خمینی (ره) به دادخواهی حقشان برخاسته بود. اینجاست که مرعوبیت سینماگر بی‌داستان و بی‌جهان، چنان او را از درک واقعیت دور می‌کند که شخصیت‌هایش را صرفاً محصول ظواهر آن دنیا تعریف می‌کند و طبقه کارگر را که باید نماد امید به تغییر باشند، در قامت قاتلان قهرمان داستان به تصویر می‌کشد.

سیدعلی سیدان، روزنامه‌نگار حوزه فرهنگ و علوم انسانی و سردبیر ماهنامه سوره، به عنوان دومین سخنران این نشست، به تحلیل مؤلفه‌های فرمی و محتوایی آثاری پرداخت که به بازنمایی دوران پهلوی اختصاص یافته‌اند. وی در ابتدای سخنان خود با طرح مفهوم «زندگی سیاسی» اظهار داشت: اگر به صورت استنتاجی به این نتیجه نرسیده‌ایم، باید به طور تجربی دریافته باشیم که حیات انسانی فارغ از سیاست، جهت‌گیری و مسئولیت اجتماعی وجود ندارد. حتی مفهوم «زندگی نرمال» یا «زندگی روزمره» که اخیراً در مطالعات فرهنگی مورد توجه قرار گرفته، خود می‌تواند موضعی سیاسی تلقی شود و امتداد سیاسی پیدا کند. آن‌چه اهمیت دارد، تمایز میان قصه و زندگی در آثار نمایشی است. قصه ممکن است آشکارا موضعی سیاسی داشته باشد، اما زندگی که در طراحی صحنه، لباس، نور و دکور نمود می‌یابد، کارکردی دیگر دارد. این زندگی، دست‌کم سمپاتیک است و زمینه‌ساز شکل‌گیری نگاه نوستالژیک می‌شود.

سیدان در ادامه به مؤلفه‌های فرمی بازنمایی دوران پهلوی در سینما و تلویزیون اشاره کرد و گفت: در طراحی صحنه این آثار، معمولاً فضایی آرام، شیک، مدرن، منظم و خلوت به تصویر کشیده می‌شود. خیابان‌ها شلوغ نیستند و فضاها ایده‌آل جلوه می‌کنند. این در حالی است که شهرک‌های سینمایی نیز به جای بازآفرینی فضای واقعی، تصویری زدوده و آراسته از آن دوران ارائه می‌دهند.

وی با اشاره به پیرنگ مشترک این آثار افزود: در این فیلم‌ها و سریال‌ها، زندگی امنی به تصویر کشیده می‌شود که از دو سو در معرض تهدید قرار دارد؛ از سوی ساواک به عنوان نیروی سخت حکومت پهلوی و از سوی انقلاب اسلامی. نکته تأمل‌برانگیز آن‌که انقلاب اسلامی به عنوان مزاحم اصلی این زندگی آرمانی معرفی می‌گردد. این الگو را می‌توان در آثاری چون «فسیل»، «بچه مردم»، «مطرب» و «صد سال به این سال‌ها» مشاهده کرد.

سردبیر ماهنامه سوره در تحلیل شخصیت‌پردازی این آثار تصریح کرد: کاراکترهای محوری معمولاً از میان روشنفکران بورژوا، کارمندان موفق، زنان آزاد و مدرن، کارخانه‌داران، خوانندگان و گاه روزنامه‌نگاران انتخاب می‌شوند. سریال «شهرزاد» نمونه بارز این رویکرد است. مضمون اصلی نیز عشق و زندگی در تقابل با سیاست است؛ همان زندگی فارغ از جهت‌گیری که خود به نیرویی سیاسی تبدیل می‌شود.

سیدان با اشاره به ویژگی‌های بصری این آثار خاطرنشان کرد: دوربین معمولاً ثابت و بر روی سه‌پایه استوار است، نورپردازی طبیعی و رنگ‌ها گرم انتخاب می‌شوند و قاب‌بندی‌ها کلاسیک، متوازن و شیک هستند. این در تقابل آشکار با فیلم‌های اجتماعی امروزین قرار دارد که با دوربین روی دست، فضایی خشن و کثیف را به تصویر می‌کشند و حتی موفق به دریافت جوایز نیز می‌شوند.

وی در ادامه به تحلیل جهان‌بینی حاکم بر این آثار پرداخت و گفت: جهان این فیلم‌ها، جهانی احساسات‌زده و رمانتیک است که از نظر تاریخی و جغرافیایی نوعی گسست را القا می‌کند.

سیدان با تأکید بر رویکرد طبقاتی این آثار افزود: آن‌چه در سریال «تاسیان» و امثال آن می‌بینیم، بازتولید قدرت فرهنگی و سیاسی طبقه دست‌سازی است که در دوران پهلوی به عنوان پیشران توسعه و مدرنیزاسیون طراحی و تغذیه می‌شد. از بولینگ عبدو تا موزه هنرهای معاصر، تمام فضاهایی که برای ایجاد اتمسفر فرهنگی این طبقه و سرایت آن به کل جامعه ساخته شده بودند، در این آثار بازنمایی می‌شوند. این رویکردی کاملاً طبقاتی و توجیه‌کننده قدرت آن قشر است.

وی در بخش پایانی سخنان خود به تبارشناسی این جریان فرهنگی اشاره کرد و گفت: از نظر پیشینه هنری، این آثار به فیلم‌فارسی و الگوهای تکراری «پسر فقیر و دختر پولدار» متصل می‌شوند و از سینمای دهه ۶۰ و ۷۰ آمریکا تغذیه می‌کنند. اما از نظر معنوی، جهان این آثار به «بهشت شداد» شباهت دارد؛ بهشتی زمینی و طاغوتی که در آن فراغت بر ایدئولوژی غلبه دارد و جامعه عاری از قطب‌بینی‌هاست. در سریال «تاسیان» این معنا را در هم‌نشینی زنان باحجاب و بی‌حجاب در کنار یکدیگر می‌توان دید؛ صحنه‌هایی که آشکارا با هدف نمایش هم‌زیستی مسالمت‌آمیز و به حاشیه راندن گفتمان انقلاب اسلامی طراحی شده‌اند.

سیدان در پایان خاطرنشان کرد: این فضا تنها به سینما محدود نمی‌شود و در ژورنالیسم نیز جریان دارد. امروز شاهدیم که در بسیاری از نوشته‌ها، تمام تقصیرها متوجه شاه و ساواک می‌شود و رجال، سرمایه‌داران و زندگی آن دوران از هرگونه نقدی مبرا هستند. متأسفانه این اراده برای تفکیک نقد حکومت از نقد زندگی روزمره، در درون جمهوری اسلامی نیز وجود دارد و به تولید آثاری دامن می‌زند که ناخواسته به بازتولید گفتمان رقیب یاری می‌رسانند.

نادر سهرابی، نویسنده و پژوهشگر حوزه رسانه، در سخنان خود به نقد نحوه بازنمایی مردم در آثار نمایشی مرتبط با دوران پهلوی پرداخت و با اشاره به محصولات فرهنگی تولیدشده در فضای روشنفکری لیبرال ایرانی اظهار داشت: در آهنگ «چهل سال» که توسط گوگوش و قمیشی به مناسبت چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی منتشر شد، این عبارت به کار رفته که «چهل ساله که مردم یه مردمان دیگن، چهل ساله بریدند اما هیچی نمی‌گن». نکته تأمل‌برانگیز آن‌که این جریان فکری، مردم را بریده از خویش می‌داند، اما خود هرگز قادر به درک و بازنمایی آن‌ها نیست.

سهرابی با تأکید بر غیاب تصویر واقعی مردم در آثار نمایشی افزود: نه تنها در فیلم‌های مربوط به دوران پهلوی، بلکه در آثاری که درباره این عصر ساخته می‌شوند نیز شما مردم را نمی‌بینید. مردمی که برای یکدیگر کاری انجام دهند، مردمی که در نسبت با همدیگر معنای «مردم بودن» پیدا کنند. حتی در آثاری مانند سریال «کوچ» که درباره حاج قاسم ساخته شد نیز شاهد بازنمایی واقعی مردم نیستیم.

وی با طرح مفهوم «کادر» در سینما و تلویزیون تصریح کرد: همیشه مردم را درون یک کادر به ما نشان داده‌اند؛ کادری که هر کسی تصدیق می‌کند خارج از آن، همه چیز به این خوبی نیست، اما خود این کادر چنان قدرتمند است که می‌تواند رؤیا بسازد. نمونه آن برنامه‌های شبکه من و تو‌ست که در آن جمعی شاد و خوشحال با بهترین لباس‌ها در حال حدس زدن شعر هستند؛ گویی همگی در مراسم عروسی شرکت دارند. این کادر می‌تواند چنان قدرتمند بماند که منشأ اثر باشد و بیرون خود را نادیده بگیرد.

این پژوهشگر رسانه، ناتوانی در بازنمایی مردم را ناشی از ناتوانی در شنیدن تاریخ دانست و خاطرنشان کرد: این ضعف از ناتوانی قصه‌گو در گفتن از مردم ناشی می‌شود که خود ریشه در ناتوانی در شنیدن مردم و تاریخ دارد. هنوز نتوانسته‌ایم تاریخ را آن‌چنان که هست بشنویم. این مسئله مختص جریان روشنفکری نیست و در درون جمهوری اسلامی نیز وجود دارد. ما خود نیز هنوز باور نکرده‌ایم که انقلاب کرده‌ایم. در بسیاری از موارد، وقتی از پهلوی سخن می‌گوییم، از تاریخ حرف نمی‌زنیم، از خاطره سخن می‌گوییم. یعنی پهلوی برای ما یک دوره گذشته نیست، یک خاطره است.

سهرابی با اشاره به دو سریال «سرزمین مادری» و «در چشم باد» افزود: در این سریال‌ها شما پایان پهلوی را نمی‌بینید، بلکه پهلوی ادامه پیدا می‌کند. شخصیت‌های قصه پس از انقلاب نیز ادامه می‌یابند. چه چیزی این‌ها را به هم متصل می‌کند؟ ملی‌گرایی. گروهی آدم ملی‌گرا در جهان پهلوی، پس از انقلاب به سربازان خمینی تبدیل می‌شوند. چنین چیزی ممکن نیست. صرفاً ملی‌گرایی نمی‌تواند سرباز امام حسین (ع) بسازد. این فریب بزرگ این سریال‌هاست که ما نیز به آن دچار شده‌ایم. ما هنوز از آن جهان عبور نکرده‌ایم و هنوز برای ما خاطره است، هنوز باور نکرده‌ایم که آن جهان به پایان رسیده است.

وی در تبیین ضرورت انقلاب اسلامی گفت: جهان پیش از انقلاب، امکانات قهرمانی خاص خود را داشت که به تدریج مضمحل شدند. انسان دیگر شانس توفیق برای خود نمی‌دید، انسان سرکوب شده بود و به این یقین رسیده بود که آینده‌ای ندارد. اینجاست که انقلاب می‌کند وگرنه چرا باید انقلاب می‌کرد؟ این آدم‌ها، آدم‌های دربار و سرمایه‌دار نبودند. اما در تصویری که ما از آن دوران می‌سازیم، همه آدم‌ها هنوز به لباس و عطر و عاشق شدن فکر می‌کنند، هنوز امید دارند. در حالی که در آن جهان واقعی، امیدی وجود نداشت.

سهرابی با تأکید بر اهمیت بازنمایی شرایط امکان هر نحوه از زندگی تصریح کرد: رؤیا در داستان باید شرایط امکان داشته باشد. مخاطب باید ببیند که در ایران چه نوع رؤیایی ممکن است. در سریال‌های ما به مخاطب نشان داده شده که نوعی از خوشبختی آمریکایی در ایران و ذیل ساختار سیاسی سلطنتی ممکن بوده است. اما هیچ تصویری از این ارائه نمی‌شود که خوشبختی لیبرال سرمایه‌دارانه مصرفی پرزرق‌وبرق آمریکایی خود ذیل چه ساختار سیاسی در آمریکا ساخته شده است. تنها شرایط امکان آن نحوه از زندگی را به مخاطب نشان داده‌ایم و آن را به پهلوی نسبت داده‌ایم؛ آن هم دقیقاً با همان مؤلفه‌های طراحی صحنه و طراحی لباس.

وی در بخش پایانی سخنان خود به نقش دانشگاه‌های هنر در تولید این وضعیت اشاره کرد و گفت: فارغ‌التحصیلان دانشگاه هنر که امروز درگیر رنگ و قاب و طراحی صحنه هستند، یکی از بزرگترین خطرهای ما به شمار می‌روند. در کنار آن‌ها، جوانان ناامیدی که به این تصاویر چنگ می‌زنند. می‌دانند که این نحوی از خودکشی است، اما به این تصاویر چنگ می‌زنند چون چیز دیگری وجود ندارد. ما آن‌قدر از دوران پهلوی تصاویر شیک و منظم از آدم‌های درون کادر ساخته‌ایم که به مخاطب القا کرده‌ایم که تو نیازی به بنیاد معرفتی خاصی نداری، همین که ملی‌گرا باشی و ایران را دوست داشته باشی، می‌توانی به این جمع بپیوندی و این آدم شیک و باکلاس باشی که امید برقراری ارتباط با جهان در او هست.

سیدعلی سیدان، سردبیر ماهنامه سوره، در بخش دیگر سخنان خود به تحلیل ریشه‌های عمیق‌تر گرایش‌های اجتماعی و نسبت آن با بازنمایی رسانه‌ای پرداخت و با تأکید بر اهمیت نگاه کلان به این مسئله اظهار داشت: نباید چنین تصور کنیم که صرفاً با مشاهده چند سریال یا اثر هنری، جوانان امروز به خیابان‌ها آمده‌اند. مسئله بسیار عمیق‌تر از این است. آن‌چه نباید دست‌کم گرفته شود، قدرت و تسلط جهان غرب است که توانست در دوره‌ای شعبه‌ای در ایران ایجاد کند؛ شعبه‌ای که همان زندگی و سیاست دوران پهلوی بود و طبقه پیشرانی را تولید کرد که به آن جهان بیرونی ارجاع داده می‌شد. امروز نیز بازتاب این نگاه را در ساحت سیاست می‌توان مشاهده کرد؛ آن‌جا که امیدها به ترامپ گره می‌خورد. کسی که شعار بازگشت پهلوی سر می‌دهد باز به ترامپ امید بسته و پهلوی را به حساب نمی‌آورند.

سیدان در ادامه به نقد غیاب پرسش از انقلاب در سینمای ایران پرداخت و گفت: نکته مهم‌تر از آن‌چه ساخته‌ایم، این است که چه پرسش‌هایی را در آثار خود بی‌پاسخ گذاشته‌ایم. سال‌هاست که درباره رزمندگان و شهدای دفاع مقدس فیلم می‌سازیم، اقدامی ارزشمند که به دنبال پاسخ به این پرسش است که «چرا جنگیدیم؟» اما حدود بیست یا سی سال است که در سینمای خود به پرسش «چرا انقلاب کردیم؟» پاسخ نمی‌دهیم. این در حالی است که همه رزمندگان دفاع مقدس، پیشینه انقلابی داشتند.

وی با اشاره به پیامدهای این غفلت افزود: برای پاسخ به پرسش «چرا جنگیدیم» بدون توجه به ریشه انقلابی آن، ناگزیر به گفتارهای رایج و مد روز چنگ می‌زنیم؛ برای امنیت مردم، برای جلوگیری از اشغال کشور، برای زندگی آسوده، برای عشق به وطن. این پاسخ‌ها را در هر دوره سیاسی دیگری نیز می‌توانستیم بدهیم. آن خصیصه خاص انقلاب اسلامی که منجر به تحول باطنی و ظاهری شد، در سینمای ما غایب است. در فیلم‌های دفاع مقدس نیز شاهد رزمنده‌ای هستیم که باید مدام تأکید کند که زندگی را دوست دارد؛ گویی اگر این را نگوید، اقدامش مشروع نیست.

سردبیر ماهنامه سوره با تأکید بر غیاب مسئله انقلاب در سینمای ایران تصریح کرد: انقلاب اسلامی به عنوان موضوع و مسئله، سال‌هاست که در سینمای ما غایب است. درباره رخداد انقلاب تقریباً فیلم سینمایی نداریم. در اوایل انقلاب آثاری چون «ترن»، «بایکوت»، «شکار» و فیلم‌هایی با محوریت ساواک یا ژانر پلیسی ساخته می‌شد. اما از اواسط دهه هفتاد به بعد، دیگر درباره انقلاب اسلامی و آن تحول بنیادین فیلم نمی‌سازیم. فیلم «تشریفات» ساخته مهدی فخیم‌زاده، یکی از حرفه‌ای‌ترین آثار سینمای ایران، نمونه موفقی از بازنمایی انقلاب باطنی و تکامل شخصیت به سوی توحید است. چنین نگاهی امروز در سینمای ما وجود ندارد. تا وقتی به این پرسش پاسخ ندهیم که چرا انقلاب کردیم، نمی‌توانیم به پرسش چرا جنگیدیم پاسخ درستی بدهیم و ناگزیر از گفتارهای مد روز وام می‌گیریم.

سیدان با تأکید بر ضرورت باور به وقوع انقلاب خاطرنشان کرد: همان‌طور که آقای سهرابی اشاره کردند، باید باور کنیم که در این مملکت انقلاب شده است. انقلاب یک نقطه جزمی دارد؛ لحظه‌ای که دیگر نمی‌توان ادامه داد و باید به هر قیمتی از ساختار موجود بیرون زد. اما این نقطه جزمی آن‌چنان که هست در دید ما شکل نگرفته است. در نتیجه، فیلم متناسب با آن تولید نمی‌شود و انقلاب ضروری جلوه نمی‌کند. گاهی تصادفی نشان داده می‌شود، گاهی حاصل ایدئولوژی گروهی روشنفکر. سیدجواد طباطبایی می‌گوید ایدئولوژی چپی شریعتی خاکستر به چشم مردم پاشیدند و انقلاب شد. هر قصه‌ای که تعریف می‌کنیم، حتی قصه‌های خانوادگی، باید به این نقطه برسد که شخصیتی در سال ۵۷ متولد شده و ماجرایی داشته است. اما ما این را پاک می‌کنیم. وقتی این نقطه را پاک کنیم، مخاطب جوان ما نمی‌فهمد که اصلاً چرا انقلاب کردیم. تو داری با همان استدلال‌هایی خود را موجه می‌کنی که علیه آن‌ها انقلاب کردی. کسی برای یک زندگی معمولی فارغ از سیاست، جان خود را فدا نمی‌کند؛ مگر این‌که آن زندگی معمولی به اتوپیای غرب متصل باشد و گروهی واقعاً باور کرده باشند که با تسلیم شدن در برابر ترامپ، می‌توان به زندگی مطلوب رسید. چنین افرادی نیز در جامعه ما وجود دارند.

نادر سهرابی، نویسنده و پژوهشگر حوزه رسانه، در بخش پایانی سخنان خود به نقد عملکرد فیلم‌سازان ایرانی و غیاب روایت اصیل از زندگی جریان مذهبی در آثار نمایشی پرداخت و با لحنی انتقادی اظهار داشت: به اعتقاد من، فیلم‌ساز امروز ایران اساساً دغدغه‌ای جز منافع شخصی و مادی ندارد. او به دنبال تأمین آسایش خود و دستیابی به بازار فروش است و در این مسیر، هر آن‌چه دارد را معامله می‌کند. حتی در تعامل با نهادهای حاکمیتی و ارگان‌های بودجه‌دهنده، تنها به فکر منافع مالی خویش است. بسیاری از آثاری که درباره دوران پهلوی ساخته شده‌اند، در واقع قصه‌هایی هستند که می‌توانستند در زمان حال نیز روایت شوند. نه شخصیت‌ها متعلق به آن عصر بودند و نه قصه‌ها متناسب با آن دوره. نمونه آن سریال «رهایم کن» است که تنها با تکیه بر طراحی لباس و نمایش ظواهری متفاوت، کوشیده است «دیگری» قابل عرضه‌ای به مخاطب امروز ارائه دهد؛ آدم‌هایی که مشروب می‌خورند، به کاباره می‌روند و می‌رقصند. این نمایش صرفاً در پی آن است که با قاب‌بندی و نشان دادن این «دیگری»، محصول خود را به فروش برساند، نه این‌که به روایت جهان و ماجرای درونی آن شخصیت‌ها بپردازد.

سهرابی در ادامه به دو نکته اساسی اشاره کرد و گفت: نخست آن‌که چرا فیلم‌ساز ایرانی، حتی فیلم‌ساز متعهد و مسلمان ما، نمی‌تواند ما و زندگی‌مان را روایت کند؟ چرا نمی‌تواند قهرمان‌هایی را که در میان ما حضور دارند به تصویر بکشد؟ ما همگی زندگی داریم، در نسبت با همسر و فرزندان و وظایف شغلی خود از خودگذشتگی‌هایی داریم که زندگی را برایمان شیرین می‌کند؛ شیرینی‌ای سرشار از ظرفیت‌های دراماتیک. چرا این امکان قهرمان بودن در زندگی روزمره ما بازنمایی نمی‌شود؟ همین خلأهاست که با روایت‌های نوستالژیک از پهلوی پر می‌شود. ما هرگز نتوانسته‌ایم قهرمانی یک مرد مذهبی از طبقه متوسط را با زیبایی‌های زندگی‌اش به تصویر بکشیم. در حالی که زندگی ما زیباست.  پادکست «هاگیر واگیر» به تهیه‌کنندگی سیاوش صفاریان‌پور و با حضور محمدرضا ماندنی، پژمان نوروزی و مهسا نعمت را ببینید. آن‌ها دو ساعت درباره سبک زندگی خود گفت‌وگو می‌کنند، از خرج‌های روزمره می‌گویند، از دوستی‌ها، قهر و آشتی‌ها. به شکلی جذاب زندگی خود را روایت می‌کنند و تو ناخودآگاه به آن زندگی علاقه‌مند می‌شوی. اما ما هرگز ماجرای زیبایی‌های زندگی خود را در هیچ قالبی بازگو نکرده‌ایم. شاید بخشی از این کوتاهی به خاطر تقوا، پرهیز و اعتقاد به حجاب است که با منطق رسانه سازگاری چندانی ندارد. اما نتیجه آن‌که نتوانسته‌ایم به مردم بگوییم که ما خوبیم، جذابیم، دوست‌داشتنی هستیم و می‌توانیم قهرمان باشیم.

وی در ادامه به دومین نکته یعنی ناتوانی جریان مذهبی در تبدیل شدن به یک بازار فرهنگی جذاب اشاره کرد و افزود: در دو سال گذشته، حدود ده فیلم درباره رزمندگان دفاع مقدس و شهدا ساخته شده که همگی با شکست مالی مواجه شده‌اند. چرا مخاطبان مذهبی به یک بازار جذاب تبدیل نمی‌شوند؟ چرا آن‌ها برای تماشای هر سریال یا فیلمی که برایشان ساخته می‌شود، باید منتظر بمانند تا نهادی بلیط رایگان در اختیارشان بگذارد یا دو سال صبر کنند تا تلویزیون آن را پخش کند؟ چرا هیچ تهیه‌کننده‌ای در شبکه نمایش خانگی از این نمی‌ترسد که با عبور از خطوط قرمز یا ارائه تصویری نامناسب از پهلوی، بخشی از بازار خود را از دست بدهد؟ چرا ما هرگز به یک کنش‌گر اجتماعی جدی تبدیل نمی‌شویم؟

سهرابی در پایان با اشاره به نمونه‌ای عینی خاطرنشان کرد: چندی پیش در کیش، ماراتنی برگزار شد که با اعتقادات ما در تضاد آشکار بود. همه می‌دانستند که یک بانک اسپانسر این رویداد است. اما هیچ جنبش اجتماعی برای تحریم آن بانک شکل نگرفت. چرا ما آن‌قدر جدی گرفته نمی‌شویم که بتوانیم چنین کنش‌هایی را سازماندهی کنیم؟

سیدعلی سیدان، روزنامه‌نگار حوزه فرهنگ و علوم انسانی و سردبیر ماهنامه سوره، در پایان‌ نشست به بررسی غیاب روایت اصیل از انسان مذهبی و انقلابی در سینمای ایران پرداخت و با تأکید بر لزوم بازتعریف مخاطب و بازگشت به ریشه‌های هنر انقلاب اسلامی اظهار داشت؛ انسان مذهبی و انقلابی امروز از دو سو نادیده گرفته می‌شود؛ نخست از سوی مخالفان که طبیعتاً نباید انتظاری جز این از آن‌ها داشت، و دوم از سوی جریان‌های همسو که خود را از پرداختن به این قشر بی‌نیاز می‌بینند. پرسش اساسی این‌جاست که اصلاً برای چه کسانی باید فیلم ساخت؟ فیلم‌هایی که امروز تولید می‌شوند، برای این «ما»ی مشخص ساخته نمی‌شوند. «ما»ی مورد نظر ما، ویژگی‌های خاص خود را دارد که می‌تواند مخاطب اختصاصی بسازد، فیلم را ضروری و تماشایش را به یک ضرورت تبدیل کند، و محصول فرهنگی را به دست‌به‌دست شدن وادارد. اما وقتی اثری می‌سازیم که مخاطبش نه من هستم و نه حتی طبقه بالای جامعه، باید پرسید کاراکتر را چگونه تعریف کرده‌ایم که باورپذیر نیست؟

سیدان با اشاره به فیلم « Hacksaw Ridge» ساخته مل گیبسون به عنوان نمونه‌ای موفق از بازنمایی ایمان دینی در سینما افزود: در این فیلم، شخصیت اصلی یک مسیحی معتقد است که با وجود شرکت در جنگ، به دلیل باورهای دینی خود شرط می‌گذارد اسلحه به دست نگیرد و کسی را نکشد. او در عرصه امداد و نجات، مجاهدتی عظیم از خود نشان می‌دهد. در نقطه اوج فیلم، فرمانده به او می‌گوید: «این‌ها مثل تو باور ندارند، اما باور تو را باور دارند.» این همان ایمان و باوری است که در سینمای ما نسبت به رزمنده خاص و انسان متعهد انقلاب اسلامی غایب است. ما یا اصلاً این باور را در کار نمی‌آوریم یا به حاشیه‌ای چون قاب عکس و چند دیالوگ سطحی محدودش می‌کنیم. این نگاه در شیمی شخصیت و کلیت فیلم جاری نیست، به درام راه نمی‌یابد و مسئله اصلی کاراکتر را تشکیل نمی‌دهد.

وی با اشاره به فیلمی که اخیراً با مشارکت حوزه هنری و سازمان اوج ساخته شده، (حاشیه)، تصریح کرد: تلاش برای روایت قصه یک روحانی، جای شکرگزاری دارد، اما درام این فیلم، یک درام عام و سطحی است. ما می‌خواهیم همدلی مخاطب را با این استدلال برانگیزیم که روحانیون هم انسانند، بچه دارند، پدرند و نگران فرزندشان می‌شوند. این نشان‌دهنده عقب‌نشینی عمیق ماست. در حالی که در فیلمی چون «زیر نور ماه»، خود روحانی بودن و رسالت دینی شخصیت، عنصری دراماتیک بود. یا در فیلم کوچکی چون «سر به مهر»، نماز خواندن به مسئله‌ای دراماتیک تبدیل می‌شد. این «ما»ی ریشه‌ای و اصیل است که غایب شده است.

سیدان در ادامه به فقدان «سینمای رادیکال» در ایران اشاره کرد و گفت: ما فیلم رادیکال نداریم. آن‌چه داریم، یا گفتار علیه رادیکالیسم است یا گفتارهای رادیکال در حاشیه سینما. اما یک فیلم رادیکال اصیل نمی‌بینیم. منظور از رادیکالیسم چیست؟ برای مثال، خشونت مقدس، تحجر دینی یا تعصب بر شریعت با معنای منفی آن. شما حتی یک فیلم با این مضامین ندارید. چه خوب است که چنین فیلمی ساخته شود، شاید موفق از آب درآید. فیلمی داریم که در آن به نام خدا و با آیات قرآن بر لب، انسان‌ها کشته شوند؛ می‌دانید چیست؟ فیلم «بازمانده». در آن فیلم، شخصیت اصلی آیت‌الکرسی می‌خواند و قطاری پر از آدم را منفجر می‌کند. وقتی آن انسان ویژه را با ماجرای ویژه‌اش بسازی، فیلمی ماندگار چون «بازمانده» خلق می‌شود. اما ما از همان ابتدا این ویژگی‌ها را کنار می‌زنیم و به سمت آن نمی‌رویم.

سردبیر ماهنامه سوره در بخش دیگری از سخنان خود تأکید کرد: من هرگز قبول ندارم که هیچ کاری نکرده‌ایم. هنر انقلاب، شعر انقلاب، نقاشی انقلاب و سینمای انقلاب بسیار درخشانی داشته‌ایم. اما متأسفانه همه این‌ها را رها کرده‌ایم. الگوهای موفق خود را به دلیل پیروی از مد روز، تقلید از الگوهای وارداتی و همدلی با طبقه‌ای بسیار محدود و مخاطب مفروض و وهمی کنار گذاشته‌ایم.

وی با اشاره به فیلم «توبه نصوح» ساخته محسن مخملباف افزود: «توبه نصوح» هرچند فیلم موفقی نبود اما این فیلم‌ در یک دهه دست‌به‌دست می‌شد و در مساجد به عنوان تکلیف شرعی تماشا می‌شد. این یعنی مخاطب بالقوه ما حاضر بود حتی برای تماشای چنین آثاری هزینه کند، نه این‌که صرفاً به دنبال استفاده رایگان باشد. اما ما این مخاطب را رها کردیم.

«جنگ آشوب؛ بررسی تحلیلی وقایع دی‌ماه ۱۴۰۴»- «پرده سوم بازنمایی تصویر پهلوی در آثار نمایشی»-۲۹-۱۱-۱۴۰۴
امکانات
ثبت دیدگاه
برای صرف‌نظر کردن از پاسخ‌گویی اینجا را کلیک نمایید.

درس‌گفتار و دوره‌های آموزشی
بیناب، مجلۀ تخصصی فرهنگ‌وهنر
دیدگاه
دی‌ماه ۱۴۰۴ در آینه روایت‌های نمایشی؛ بازنمایی پهلوی و خلأ روایت انقلاب در تصویر معاصر

دی‌ماه ۱۴۰۴ در آینه روایت‌های نمایشی؛ با...

۱۴۰۴-۱۲-۰۳
«خشونت، رسانه و زیست نوجوانانه» در نشست چهارم «جنگ آشوب»

«خشونت، رسانه و زیست نوجوانانه» در نشست ...

۱۴۰۴-۱۲-۰۳
در نشست نقد کتاب «عرفان خراسان»؛ «بازخوانیِ روح خراسان در آینه‌ی عرفان»

در نشست نقد کتاب «عرفان خراسان»؛ «بازخوا...

۱۴۰۴-۱۱-۳۰
بازخوانی وقایع دی‌ماه ۱۴۰۴ در عصر رسانه‌های هوشمند؛ هوش مصنوعی و مهندسی باور عمومی

بازخوانی وقایع دی‌ماه ۱۴۰۴ در عصر رسانه‌...

۱۴۰۴-۱۱-۲۹
«بازنمایی تصویر پهلوی در آثار نمایشی» در نشست سوم «جنگ آشوب»

«بازنمایی تصویر پهلوی در آثار نمایشی» در...

۱۴۰۴-۱۱-۲۸
نقد و بررسی کتاب «عرفان خراسان»

نقد و بررسی کتاب «عرفان خراسان»

۱۴۰۴-۱۱-۲۶
«هوش مصنوعی و حادواقعیت» در نشست دوم «جنگ آشوب»

«هوش مصنوعی و حادواقعیت» در نشست دوم «جن...

۱۴۰۴-۱۱-۲۶
تحلیل نظری وقایع دی ماه ۱۴۰۴ در اولین نشست «جنگ‌آشوب»؛ رادیکالیسم سیاسی چگونه امر اجتماعی را می‌بلعد؟

تحلیل نظری وقایع دی ماه ۱۴۰۴ در اولین نش...

۱۴۰۴-۱۱-۲۵
با چاپ کتاب‌های «انسان‌شناسی دیجیتال»، «هم‌گرایی سینما و تلویزیون» و «چارچوب‌بندی کلان‌داده»؛ سه اثر جدید در حوزه مطالعات رسانه، روانه بازار نشر شد

با چاپ کتاب‌های «انسان‌شناسی دیجیتال»، «...

۱۴۰۴-۱۱-۲۰
رمان «روایت دلخواه پسری شبیه سمیر» در هفتمین نشست «در جست‌وجوی روایت ایرانی»

رمان «روایت دلخواه پسری شبیه سمیر» در هف...

۱۴۰۴-۱۱-۲۰
کتاب‌های جدید پژوهشکده
پیشنهاد سردبیر
دی‌ماه ۱۴۰۴ در آینه روایت‌های نمایشی؛ بازنمایی پهلوی و خلأ روایت انقلاب در تصویر معاصر

دی‌ماه ۱۴۰۴ در آینه روایت‌های نمایشی؛ با...

۱۴۰۴-۱۲-۰۳
«خشونت، رسانه و زیست نوجوانانه» در نشست چهارم «جنگ آشوب»

«خشونت، رسانه و زیست نوجوانانه» در نشست ...

۱۴۰۴-۱۲-۰۳
در نشست نقد کتاب «عرفان خراسان»؛ «بازخوانیِ روح خراسان در آینه‌ی عرفان»

در نشست نقد کتاب «عرفان خراسان»؛ «بازخوا...

۱۴۰۴-۱۱-۳۰
بازخوانی وقایع دی‌ماه ۱۴۰۴ در عصر رسانه‌های هوشمند؛ هوش مصنوعی و مهندسی باور عمومی

بازخوانی وقایع دی‌ماه ۱۴۰۴ در عصر رسانه‌...

۱۴۰۴-۱۱-۲۹
«بازنمایی تصویر پهلوی در آثار نمایشی» در نشست سوم «جنگ آشوب»

«بازنمایی تصویر پهلوی در آثار نمایشی» در...

۱۴۰۴-۱۱-۲۸
نقد و بررسی کتاب «عرفان خراسان»

نقد و بررسی کتاب «عرفان خراسان»

۱۴۰۴-۱۱-۲۶
«هوش مصنوعی و حادواقعیت» در نشست دوم «جنگ آشوب»

«هوش مصنوعی و حادواقعیت» در نشست دوم «جن...

۱۴۰۴-۱۱-۲۶
تحلیل نظری وقایع دی ماه ۱۴۰۴ در اولین نشست «جنگ‌آشوب»؛ رادیکالیسم سیاسی چگونه امر اجتماعی را می‌بلعد؟

تحلیل نظری وقایع دی ماه ۱۴۰۴ در اولین نش...

۱۴۰۴-۱۱-۲۵
با چاپ کتاب‌های «انسان‌شناسی دیجیتال»، «هم‌گرایی سینما و تلویزیون» و «چارچوب‌بندی کلان‌داده»؛ سه اثر جدید در حوزه مطالعات رسانه، روانه بازار نشر شد

با چاپ کتاب‌های «انسان‌شناسی دیجیتال»، «...

۱۴۰۴-۱۱-۲۰
رمان «روایت دلخواه پسری شبیه سمیر» در هفتمین نشست «در جست‌وجوی روایت ایرانی»

رمان «روایت دلخواه پسری شبیه سمیر» در هف...

۱۴۰۴-۱۱-۲۰
مطالب پربازدید
  • ضرورت و اهمیت رهایی از استعمار در فرهنگ ... - 998 بازدید
  • سیاست‌های اخذ شده در حوزۀ فضاهای فرهنگی؛... - 990 بازدید
  • اولین نشست خبری همایش ملی «فرهنگ شهرت: ت... - 989 بازدید
  • فراخوان هفتمین همایش علمی تحقیقات بازی ه... - 985 بازدید
  • نشست «عصر نصرالله» برگزار شد - 968 بازدید
  • با چاپ کتاب‌های «انسان‌شناسی دیجیتال»، «... - 96 بازدید
  • «مروری بر آن‌چه در مدیریت فرهنگی به ما ن... - 957 بازدید
  • تازه‌های کتاب در حوزه مطالعات و رسانه - 957 بازدید
  • با نگاهی به مستند «بی‌گدار»؛ محفل سی‌ و ... - 956 بازدید
  • هنر و تأملاتی در آثار هنری با موضوع غزه - 945 بازدید
    • برنامه های پژوهشی
    • هیئت علمی
    • چارت
    • درباره ما
    • تماس با ما
    • کتابخانه الکترونیک
    کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی است.
    LemonTheme