» بازخوانی وقایع دی‌ماه ۱۴۰۴ در عصر رسانه‌های هوشمند؛ هوش مصنوعی و مهندسی باور عمومی

پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی

  • اخبار
  • انتشارات
  • گروه‌های علمی
    • گروه علمی مطالعات رسانه و سینما
    • گروه علمی مطالعات اجتماعی و فرهنگی انقلاب اسلامی
    • گروه علمی حکمت هنر
    • گروه علمی سیاست‌گذاری فرهنگی و هنری
  • باشگاه هنر و اندیشه
  • نشریه بیناب
  • فروشگاه کتاب
  • نگارخانه
  • تماس با ما
  • اخبار
  • انتشارات
  • گروه‌های علمی
    • گروه علمی مطالعات رسانه و سینما
    • گروه علمی مطالعات اجتماعی و فرهنگی انقلاب اسلامی
    • گروه علمی حکمت هنر
    • گروه علمی سیاست‌گذاری فرهنگی و هنری
  • باشگاه هنر و اندیشه
  • نشریه بیناب
  • فروشگاه کتاب
  • نگارخانه
  • تماس با ما

بازخوانی وقایع دی‌ماه ۱۴۰۴ در عصر رسانه‌های هوشمند؛ هوش مصنوعی و مهندسی باور عمومی

۱۴۰۴-۱۱-۲۹ ۱۴۰۴-۱۱-۲۹ بازدید : 11

نشست دوم «جنگ‌آشوب» با موضوع «هوش مصنوعی و حادواقعیت» با حضور اساتید حوزۀ مطالعات رسانه برگزار شد.

نشست دوم «جنگ‌آشوب» به منظور بررسی تحلیلی وقایع دی‌ماه ۱۴۰۴، با موضوع «هوش مصنوعی و حادواقعیت» با حضور اساتید حوزۀ مطالعات رسانه، احسان شاه‌قاسمی، دانشیار دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران، مهدی کاشفی‌فرد، فارغ التحصیل علوم ارتباطات دانشگاه تهران، با دبیری علی مؤمنی روز دوشنبه، بیستم‌وهفتم بهمن‌ماه در سرای شهید آوینی پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی برگزار شد.

در ابتدای این نشست، علی مؤمنی، دبیر جلسه، با اشاره به برگزاری سلسله جلسات «جنگ‌آشوب» گفت: در این جلسه به بررسی مقوله هوش مصنوعی و پدیدۀ تولید واقعیت‌های غیرواقعی می‌پردازیم. یکی از موضوعات اساسی که در دورۀ پس از گشایش اینترنت و رفع فیلتر، به‌ویژه در یک ماه اخیر، با آن مواجه بوده‌ایم، ظهور گستردۀ محصولات و پدیده‌های رسانه‌ای است که ریشه در واقعیت ندارند. این تولیدات که اغلب با استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی خلق می‌شوند، نمونه‌های متعددی از محتوای غیرواقعی را در این بازه زمانی به نمایش گذاشته‌اند.

وی افزود: در همین مدت کوتاه، بحث‌های فراوانی پیرامون پدیدۀ هوش مصنوعی و پیامدهای آن مطرح شده است. مضرات بالقوه و بالفعل این فناوری، همانند دیگر پدیده‌های رسانه‌ای در ادوار مختلف، با رویکردهای انتقادیِ جدی و گاه سلبی مواجه شده است. مشابه بسیاری از مسائل رسانه‌ای دیگر، تلاش شده است با اقداماتی نظیر فیلترگذاری، یا از میزان استقبال عمومی کاسته شود و یا اساساً این پدیده به حاشیه رانده شود.

دبیر نشست تأکید کرد: این وضعیت، ما را بر آن داشت تا یکی از جلسات «جنگ‌آشوب» را به بررسی پدیدۀ هوش مصنوعی و رویدادهای مرتبط با آن در دورۀ اغتشاشات اخیر اختصاص دهیم. هدف از این گفت‌وگو، واکاوی پیامدها و نتایجی است که این پدیده برای مردم و حاکمیت به همراه داشته است. بدین منظور، از دو تن از اساتید محترم، جناب آقای دکتر احسان شاه‌قاسمی و جناب آقای دکتر مهدی کاشفی‌فرد، دعوت به عمل آمده است تا در این نشست به بحث و تبادل نظر بپردازیم.

در ادامه این نشست، احسان شاه‌قاسمی، دانشیار دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، به عنوان نخستین سخنران به ایراد دیدگاه‌های خود پرداخت. ایشان با اشاره به تحولات هفته‌های اخیر کشور اظهار داشت: اگرچه در این مدت موضع‌گیری چندانی نداشتم، اما با دقت روند رویدادها را زیر نظر داشتم. مسئله هوش مصنوعی، رسانه‌ها و اخبار جعلی حوزه تخصصی پژوهش من است، اما برخی مسائل دیگر مانند ریشه‌های نارضایتی عمومی خارج از حوزه تخصصی من قرار دارد. شاه‌قاسمی بر ضرورت تفکیک دو مقوله تأکید کرد؛ نخست نقش هوش مصنوعی در ایجاد و تشدید امواج نارضایتی، و دوم علل زمینه‌ای نارضایتی که ریشه در مسائل داخلی دارد. وی با ذکر مثال‌هایی از جمله نابرابری‌ها، ضعف‌های مدیریتی، و فیلترینگ اینترنت تصریح کرد که فیلترینگ برای خانواده من که کمترین استفاده از گوشی را برای فرزندانم مجاز دانسته‌ام شاید مسئله‌ای نباشد، اما برای شهروندی ۲۰، ۵۰ یا ۷۰ ساله این موضوع به منبع نارضایتی تبدیل می‌شود.

 استاد دانشگاه تهران با اشاره به نظریه «اثر شخص سوم» گفت: ما همیشه می‌گوییم رسانه‌ها بر مردم تأثیر می‌گذارند، نه بر خودمان. من خودم سال‌ها پیش تجربه کردم که یوتیوب با الگوریتم‌هایش اجازه نمی‌داد از آن جدا شوم. اکنون این الگوریتم‌ها بسیار قدرتمندتر شده‌اند و می‌توانند نقاط ضعف انسان را به خوبی شناسایی کنند. ایشان برای نمونه به تجربه شخصی خود اشاره کرد: چند سال پیش فیلمی از دوران کودکی‌ام را جستجو می‌کردم که هیچ گاه پیدا نکردم. اما یک بار یوتیوب، بدون آنکه من آن را جستجو کرده باشم، دقیقاً همان فیلم را به من پیشنهاد داد. این نشان می‌دهد که هوش مصنوعی بر اساس رفتار ده‌ها نفر دیگر که هم فیلم‌های من و هم آن فیلم خاص را دیده بودند، این پیشنهاد را ارائه کرد.

 شاه‌قاسمی در ادامه بیان داشت که هوش مصنوعی هرگز نمی‌تواند جایگزین انسان شود، زیرا فاقد «هویت» است. وی توضیح داد: پشت چشم‌های هر یک از ما یک هستنده و یک هویت وجود دارد که جهان را بر محور خود می‌سنجد. اما هوش مصنوعی این هویت را ندارد. همچنین خودافزونگر نیست؛ دو هوش مصنوعی نمی‌توانند با یکدیگر ازدواج کنند و فرزندی بیافرینند. خودپیش‌بر هم نیست؛ نیازمند انسان‌ها برای تعمیر و نگهداری است. این پژوهشگر رسانه به مسئله قدرت پردازش اشاره کرد و گفت: هوش مصنوعی گاهی پاسخ‌های نادرست می‌دهد زیرا قدرت پردازش خود را صرف مشتری‌های دیگر می‌کند. اما با ظهور کامپیوترهای کوانتومی که عملیات ده‌ها هزار ساله را در چند دقیقه انجام می‌دهند، این مشکل طی چند سال آینده حل خواهد شد. وی هشدار داد: اگر این قدرت پردازش در خدمت اراده انسانی یا دولتی قرار گیرد که نماینده مجموعه‌ای از اراده‌هاست، تحولات شگرفی رخ خواهد داد.

شاه‌قاسمی با انتقاد از شیوه‌های کنونی اداره کشور گفت: ما در کشوری زندگی می‌کنیم که دولت می‌خواهد همه کارها را انجام دهد، اما هیچ‌کدام را به درستی انجام نمی‌دهد. درآمد یک شرکت مانند گوگل با کل درآمد کشور ما برابری می‌کند. ما نمی‌توانیم در سطح دولتی با این غول‌ها رقابت کنیم. کشور دیگر با روش‌های گذشته قابل اداره نیست. یا مسئولان چند دهه گذشته قدرت را به جوانان متخصص و متعهد بسپارند، یا به سمت پرتگاه پیش برویم. در جهانی زندگی می‌کنیم که با دستور نمی‌توان هوش مصنوعی را ارتقا داد تا با الگوریتم‌های بزرگ مقابله کند.

 این استاد دانشگاه با تأکید بر هوش ایرانیان گفت: جوانان ما فوق‌العاده باهوش هستند. اگر جلگه حاصل‌خیزی فراهم کنیم که این بذر هوش در آن کاشته شود، می‌توانیم بر بسیاری از مشکلات مانند تحریم‌های تکنولوژیک فائق آییم. اما متأسفانه بیشتر این هوش در جاهای نادرست به کار گرفته می‌شود. وی با ذکر مثالی از سرنگونی پهپاد گلوبال هاوک آمریکا افزود: کسی که این کار بزرگ را انجام داد، پاداشی اندک گرفت. این رفتار باعث فرار مغزها می‌شود. تا زمانی که شیوه‌های اداره کشور تغییر نکند، نمی‌توان با هوش مصنوعی مقابله کرد، زیرا مقابله با هوش مصنوعی نیازمند هوش انسانی است. هیچ کشوری به اندازه ایران به استعدادهای خود توهین نمی‌کند.

 شاه‌قاسمی در پایان به دو اصل تغییرناپذیر اشاره کرد: اول، هر که قدرت دارد از آن استفاده می‌کند و اگر استفاده نکند، نابود می‌شود. دوم، شما و دشمنانتان از بهترین فناوری‌ها استفاده خواهید کرد. آنچه عجیب است، عقب ماندن ماست با وجود این همه استعداد.

در ادامه این نشست، مهدی کاشفی‌فرد، فارغ‌التحصیل علوم ارتباطات دانشگاه تهران و دومین سخنران برنامه، با اشاره به فضای خاص و متفاوت تاریخی ایران اظهار داشت: ما پس از یکی از متفاوت‌ترین برهه‌های تاریخی ایران گرد هم آمده‌ایم تا درباره رویدادی تلخ گفتگو کنیم، اما نباید اتفاقاتی که در دی‌ماه رخ داد را صرفاً به رویدادهایی توییتری، اینستاگرامی یا محصول هوش مصنوعی تقلیل داد. وی تأکید کرد که ترومای جمعی و تحولات بزرگ اجتماعی همواره ریشه‌ای واقعی دارند و نمونه آن را می‌توان در انقلاب تونس مشاهده کرد که در آن، رسانه‌ها نقش مهمی ایفا کردند اما محرک اصلی، رنج جمعی ناشی از فداکاری یک انسان بود. به گفته وی، رسانه‌ها نقش مکمل و تشدیدکننده دارند و نباید تحولات اخیر را صرفاً به یک پدیده رسانه‌ای فروکاست.

کاشفی‌فرد در ادامه به کارکرد رسانه‌های اجتماعی در تشدید بحران‌ها اشاره کرد و گفت: موضوعاتی مانند تلفظ نادرست یک مسئول، به تنهایی پتانسیل ایجاد خشم جمعی را ندارند، اما در فرایند رسانه‌های اجتماعی به بحران تبدیل می‌شوند. وی با اشاره به خطاهای شناختی و مغالطه‌های رایج در تعمیم‌دهی، افزود: وقتی یک نماینده مجلس واژه‌ای را درست تلفظ نمی‌کند، به سرعت حکم می‌دهیم که همه مسئولان بی‌سوادند. این نتیجه‌گیری‌ها با خطاهای شناختی همراه است و اخبار جعلی نیز از همین وضعیت تغذیه می‌کنند.

او سپس به تعریف دقیق‌تری از خبر جعلی پرداخت و آن را نه صرفاً یک خبر نادرست، بلکه یک «وضعیت خبررسانی» توصیف کرد. وی با اشاره به اصول روزنامه‌نگاری مانند کشف حقیقت، دقت، انصاف و شفافیت، توضیح داد: هرگونه اختلال در این اصول، ما را به سمت وضعیت خبر جعلی سوق می‌دهد. سرعت‌زدگی در خبررسانی یکی از مهم‌ترین کلیشه‌هایی است که به این وضعیت دامن می‌زند. نمونه تلخ آن، حادثه هواپیمای اوکراینی بود که در آن، سرعت بر دقت اولویت یافت.

کاشفی‌فرد با اشاره به نقش ربات‌ها و الگوریتم‌ها در شبکه‌های اجتماعی گفت: امروز می‌بینیم که یک خبر از سوی خبرنگار ایران اینترنشنال در کمتر از یک دقیقه هزاران بازنشر و لایک می‌گیرد. این همان مسئله سرعت است که در نبود پایبندی به اصول حرفه‌ای، بستری برای گسترش اخبار جعلی فراهم می‌کند. وی همچنین به قابلیت‌های هوش مصنوعی مولد در ایجاد «جعل عمیق» اشاره کرد و گفت: هوش مصنوعی به راحتی می‌تواند برای شما خبر جعل کند، شاهد مثال‌های ساختگی بسازد و ذهن شما را به سمت دلخواه هدایت کند.

وی با انتقاد از گرایش رسانه‌ها به سمت سرگرمی‌سازی اطلاعات، مفهوم اینفوتینمنت را «فاجعه روزنامه‌نگاری» خواند و گفت: محتواهای جدی نیازمند تمرکز و دقت هستند، اما در یک دهه اخیر، رسانه‌ها به ویژه صدا و سیما، محتوای جدی را در قالب سرگرمی عرضه کرده‌اند. نمونه آن برنامه‌هایی مانند پاورقی است که شخصیت‌های سیاسی را به تمسخر گرفت. این رویکرد باعث شد بحث‌های جدی سیاسی به سطح هجو و تمسخر تنزل یابند و جامعه قطبی شود.

کاشفی‌فرد با بیان اینکه اولین بار در سال ۹۶ شعار به نفع پهلوی در فضای عمومی مطرح شد، گفت: در طول یک دهه، شبکه‌هایی مانند من‌و‌تو و بی‌بی‌سی با استفاده از همین الگوها و در بستر نارضایتی اقتصادی، پهلوی‌گرایی را به عنوان یک آرمان رمانتیک و غیرواقعی به جامعه تزریق کردند. نتیجه این فرایند، قطبی‌شدن جامعه و از بین رفتن امکان گفتگو بود، به گونه‌ای که امروز حتی غیرسیاسی‌ترین موضوعات نیز جنبه سیاسی پیدا کرده‌اند.

وی با ذکر نمونه‌هایی از تغییر اولویت‌های رسانه‌ای در آستانه تحولات مهم، گفت: در هفته منتهی به حمله اسرائیل به ایران در جنگ ۱۲ روزه، مهم‌ترین موضوعی که رسانه‌ها روی آن متمرکز شده بودند، بحث سگ‌گردانی بود. در ماه‌های منتهی به حوادث دی‌ماه نیز بحث سیم‌کارت‌های سفید به اولویت رسانه‌ای تبدیل شد. اینها نمونه‌هایی از ایجاد شکاف و نفرت‌افکنی در جامعه هستند.

 کاشفی‌فرد در پایان با تأکید بر نقش مکمل هوش مصنوعی در کنار فرایندهای شناختی و ضعف‌های ساختاری، خاطرنشان کرد: هوش مصنوعی و الگوریتم‌ها به راحتی می‌توانند اولویت‌های رسانه‌ای را جابجا کنند، اما نقش آنها مکمل است. آنچه تعیین‌کننده است، شناخت ذهنیات جامعه و آگاهی‌های سیاسی و سواد رسانه‌ای آن است. ما در یک دهه اخیر سواد رسانه‌ای را به حاشیه رانده‌ایم و اکنون در وضعیتی زندگی می‌کنیم که مجموعه‌ای از فرایندهای شناختی، تحولات فناورانه و ضعف‌های ساختاری ما را به اینجا کشانده است.

در ادامه این نشست، دکتر احسان شاه‌قاسمی، دانشیار دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، در دور دوم سخنان خود به بررسی ابعاد تازه‌ای از تأثیرگذاری هوش مصنوعی و الگوریتم‌ها بر جامعه پرداخت. وی با اشاره به وابستگی شدید ایلان ماسک به پلتفرم ایکس که منجر به خرید آن توسط وی شد، این مسئله را نمونه‌ای از تأثیرپذیری در سطوح بالای مدیریتی و فکری دانست و به نقش الگوریتم‌ها در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا در سال ۲۰۱۶ اشاره کرد که هنوز پس از گذشت سال‌ها، پرونده دخالت شرکت کمبریج آنالیتیکس در تقویت محتوای حامی ترامپ در فیسبوک باز است.

وی با طرح مفهوم «بی‌پیشینگی» در مواجهه با پدیده‌های نوظهور، هوش مصنوعی را به مواد مخدر تشبیه کرد و گفت: روز اولی که کسی مواد مخدر را تجربه کرد، چه اتفاقی افتاد؟ فردی گیاهی یافته بود که سردرد را درمان می‌کرد، اما تدریجاً مشخص شد بهای این لذت، اعتیاد و از دست رفتن سلامت است. هوش مصنوعی نیز چنین است؛ اکنون در آغاز راهیم و هنوز پیامدهای بلندمدت آن برای ما روشن نیست. دانشجویی که مقاله‌اش را با هوش مصنوعی می‌نویسد و استادی که متوجه نمی‌شود، هر دو در دام این پدیده بی‌پیشینه گرفتار شده‌اند.

شاه‌قاسمی با اشاره به نخستین مواجهه مردم بومی قاره آمریکا با استعمارگران اسپانیایی، گفت: آنها دلیلی برای بدگمانی نداشتند، زیرا تجربه تاریخی‌شان خالی از چنین برخوردی بود. امروز نیز ما با پدیده‌ای روبه‌روییم که شناخت کاملی از آن نداریم. وی همچنین به داستان پینوکیو و سرزمین لذت‌ها اشاره کرد که در آن، نوجوانان فریب وعده‌های دروغین را می‌خورند و سرنوشتی تلخ می‌یابند.

استاد دانشگاه تهران در بخش دیگری از سخنان خود به آسیب‌پذیری ذهن انسان در برابر الگوریتم‌ها پرداخت و توضیح داد: ذهن ما بر اساس الگوهای مشخصی عمل می‌کند و به راحتی قابل ردیابی است. به عنوان راهکاری شخصی، روزانه چندین بار موضوعاتی را جستجو می‌کنم که هیچ ارتباطی با من ندارند؛ مثلاً چگونه رژ لب پاک نمی‌شود، اخبار بورکینافاسو، یا ارزان‌ترین فروشگاه‌ها. این کار باعث می‌شود الگوریتم‌ها نتوانند الگوی ذهنی مرا دنبال کنند. در گذشته، یوتیوب فیلمی را که سال‌ها به دنبالش بودم و پیدا نمی‌کردم، دقیقاً به من پیشنهاد داد؛ این یعنی الگوریتم از من بهتر می‌دانست چه می‌خواهم.

وی با بیان اینکه بحث هوش مصنوعی پدیده‌ای صدساله است و نمونه‌های آن در فیلم‌هایی مانند متروپولیس (۱۹۲۷) دیده می‌شود، تأکید کرد: آنچه امروز در زندگی روزمره ما رخ می‌دهد، تازه و بی‌سابقه است. متأسفانه هیچ پلتفرمی به اندازه اینستاگرام در جامعه ما تأثیرگذار نیست و حجم عظیمی از نفرت در آن انباشته شده که بدون تردید به تغییرات سیاسی منجر خواهد شد. ممکن است کنشگری مجازی را جدی نگیریم، اما در بلندمدت اثربخش خواهد بود.

شاه‌قاسمی با اشاره به بزرگ‌بودن بیش از حد دولت در ایران گفت: دولت در اینجا توزیع‌کننده مواد غذایی، سازنده مسکن و… است. وعده ساخت سالی فلان قدر مسکن توسط دولت، ظلمی به کشور بود؛ این وظیفه باید به بخش خصوصی واگذار شود. به گفته مصباحی‌مقدم، ۷۰ میلیارد دلار در خانه‌های مردم است که به بانک‌ها نمی‌آید. چرا؟ چون نه تنها دارایی‌های مادی، بلکه دارایی‌های معنوی خود را نیز مصرف کرده‌ایم. در دهه ۶۰ کدام مسجد را آتش زدند؟ امروز اگر در رسانه‌های رسمی راست هم بگوییم، کسی باور نمی‌کند.

استاد دانشگاه تهران با تأکید بر لزوم واگذاری مسئولیت‌ها به جوانان گفت: به نظر من افراد بالای ۵۰ سال در بخش رسانه باید بازنشسته شوند و میدان را به جوانانی بسپارند که این فضا را بهتر می‌شناسند. چند سال پیش وقتی درباره گروه بی‌تی‌اس صحبت کردم، بسیاری از مسئولان فرهنگی حتی نمی‌دانستند این چیست. فضا دیگر قابل کنترل نیست؛ امروز در یک روستای مرزی آذربایجان، فردی با سیم‌کارت ترکی به اینترنت متصل می‌شود، وی‌پی‌ان می‌سازد و به تهران می‌فرستد. دو سال دیگر اینترنت استارلینک در گوشی‌ها خواهد بود.

وی بر ضرورت تغییر رویکرد از کنترل به اقناع تأکید کرد و گفت: قطع دسترسی نه ممکن است، نه مطلوب. هم ضرر اقتصادی دارد، هم نارضایتی انباشته ایجاد می‌کند. چند سال پیش یکی از نظریه‌پردازان اینترنت ملی را دیدم که با فیلترشکن در تلاش بود وصل شود. به او گفتم چرا از تلگرام طلایی استفاده نمی‌کنی؟ گفت آن مال ایران است!

شاه‌قاسمی در بخش پایانی سخنان خود، بر لزوم سرمایه‌گذاری بر روی شرکت‌های دانش‌بنیان و تولید محتوای خانگی تأکید کرد و گفت: با وجود سخت‌گیری‌های شخصی، معتقدم باید میان پلتفرم‌های داخلی و فارسی‌وان یکی را انتخاب کنیم، چون نمی‌توان به دهه ۶۰ بازگشت. درباره هوش مصنوعی نیز همین طور است؛ شرکت‌های بزرگ فناوری نه تنها بر جوامع ما، که بر جوامع خودشان هم سلطه یافته‌اند. این خطر فقط سیاسی نیست، بلکه همه ابعاد زندگی ما را در بر گرفته است.

وی در پایان گفت: اسرائیل ۲۰ سال بعد را پیش‌بینی و امروز اقدام می‌کند. ما نیز باید تهدیدهای ۱۰ و ۲۰ سال آینده را شناسایی و برایشان برنامه‌ریزی کنیم. بسیاری از سیستم‌های اداری ما به شدت آسیب‌پذیرند، بکاپ ندارند، و با خراب شدن یک کامپیوتر، همه اطلاعات از بین می‌رود. باید کسانی را که هشدار می‌دهند جدی بگیریم و ایگنور یا تنبیهشان نکنیم. اگر برنامه داشته باشیم، غافلگیر نمی‌شویم.

در ادامه این نشست، مهدی کاشفی‌فرد، فارغ‌التحصیل علوم ارتباطات دانشگاه تهران، در دور دوم سخنان خود با اشاره به فضای شکننده کنونی و انتظار برای تحولات احتمالی، به نقش مکمل رسانه‌ها در شرایط بحرانی پرداخت و گفت: تجربه آمریکا نشان می‌دهد که این کشور به خوبی دریافته چگونه از رسانه برای کارکرد سیاسی مهمی تحت عنوان براندازی استفاده کند. آنچه در سال‌های اخیر در ایران رخ داده، الگویی تکراری از کشته‌سازی و موج‌سازی رسانه‌ای است که از سال ۷۸ آغاز شد و در سال‌های ۸۸ و ادوار بعد نیز ادامه یافت. این نشان می‌دهد روحیه جامعه ایرانی و نحوه تأثیرپذیری آن به دقت شناسایی شده است.

وی با انتقاد از شعارزدگی در سطوح مختلف مدیریتی کشور افزود: متأسفانه کسانی که باید در میدان عمل باشند، به شعارگویی مشغولند. از مسئولان دولتی غالباً بحث‌های شعاری می‌شنویم؛ گویی رئیس‌جمهور فعلی در مقام منتقد رئیس‌جمهور وقت سخن می‌گوید، در حالی که خود باید اقدامی عملی انجام دهد. پیش از حوادث دی‌ماه، سردار رادان در مجلس اعلام کردند که اتفاقات را جمع کرده‌ایم، اما برآوردهای امنیتی و انتظامی با غافلگیری کامل مواجه شد.

کاشفی‌فرد به نمونه‌ای از تحلیل‌های نادرست جامعه‌شناختی اشاره کرد و گفت: پس از فراخوان آقای پهلوی که در کمتر از ۲۴ ساعت ۶۳ میلیون بازدید خورد، یکی از اساتید دانشگاه توییت کرد که این فراخوان مردم را به خیابان نمی‌کشد. اما دو هفته قطع اینترنت و وصل مجدد آن، ایشان را به اعتراف خطا واداشت. این پرسش مطرح است که چرا جامعه‌شناسانی که سال‌ها تریبون داشته‌اند، در تحلیل اوضاع اشتباه می‌کنند؟

وی با تأکید بر ضرورت پرهیز مسئولان از شعارزدگی گفت: کسانی که مسئولیت امنیت را بر عهده دارند، باید کارهای عملیاتی انجام دهد نه اینکه مدام شعار دهند. مرور حوادث سال‌های اخیر نشان می‌دهد که همه آنها بازی‌های رسانه‌ای از پیش طراحی شده بوده‌اند. الگوهای کشته‌سازی و دستکاری اطلاعات در انقلاب‌های بهار عربی نیز دیده شده، اما غافلگیری مجدد نشان می‌دهد که وظایف خود را به درستی انجام نداده و جامعه را به حال خود رها کرده‌ایم.

این پژوهشگر ارتباطات با اشاره به ورود مباحث سیاسی به مدارس گفت: امروز شاهدیم که سن مبارزات سیاسی به مدارس کشیده شده است. در حوادث اخیر، مسئولان فرهنگی بیش از هر زمان به سر خود می‌زنند و از تأثیرگذاری بر دانش‌آموزان عاجزند. نتوانسته‌ایم به جامعه آگاهی دهیم که پهلوی‌گرایی و توهم ساخته‌شده پیرامون آن، به ظهور فاشیسم ایرانی منجر می‌شود. بحث سواد رسانه‌ای در مدارس ما به شدت سطحی و کم‌اهمیت تلقی می‌شود؛ توسط افراد غیرمتخصص و در ساعات پرت تدریس می‌گردد و ذهن جامعه در فضای بدون ضابطه پلتفرم‌ها رها شده است.

وی به رشد ژانر پیشگویی در دو سال اخیر اشاره کرد و گفت: این پدیده نشان‌دهنده استرس جامعه است. کتاب کج‌باوری توضیح می‌دهد که جوامع پراسترس، به شدت پذیرای تئوری‌های توطئه می‌شوند. تئوری‌هایی که علت واقعی رویدادها را نادیده گرفته و آنها را به عوامل بیرونی نسبت می‌دهند. در فرهنگ ما، کلیدواژه‌هایی مانند کار خودشان است درباره آتش‌سوزی مساجد یا اتوبوس‌ها نمونه‌ای از این تئوری‌هاست که در همه جای جهان از جمله آمریکا رواج دارد. حتی اوباما اخیراً درباره موجودات فضایی اظهارنظر کرد.

کاشفی‌فرد با بیان اینکه جامعه دچار توهم آگاهی شده است، گفت: یکی از تبعات اخبار جعلی در وضعیت پستا-حقیقت، فلج‌شدگی و فرسودگی سیاسی است. همه ما در ابهام به سر می‌بریم و حتی نخبگان نیز به جای تحلیل واقعی، به تئوریزه کردن باورهای عمومی مشغولند. نمونه آن کسی است که سال‌ها در مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست‌جمهوری کار کرده و  از حمله آمریکا به ایران دفاع می‌کند و حکومت پهلوی را تأیید می‌کند. این یعنی ذهن جامعه در سطح نخبگان و مردم گرفتار کج‌باوری شده است.

وی در ادامه گفت: این روزها شاهدیم که تا پاسی از شب منتظر حمله آمریکا هستیم، در حالی که حمله در رسانه‌ها رخ می‌دهد نه در میدان واقعی. رسانه‌ها از کارکرد حقیقی خود فاصله گرفته و به ابزاری برای هدایت افکار عمومی تبدیل شده‌اند. یکی از کارشناسان اینترنشنال صراحتاً گفت که رسانه باید افکار عمومی را هدایت کند. هوش مصنوعی نیز به شدت به این جعل کمک می‌کند.

او برای اثبات ناکارآمدی فکت‌چک، به نمونه‌ای از انتخابات ۲۰۱۶ آمریکا اشاره کرد و گفت: اریک تاکر در جریان تظاهرات ضدترامپ، اتوبوس‌هایی را در نزدیکی جمعیت دید و بلافاصله توییت کرد که معترضان با اتوبوس آورده شده‌اند. این توییت ۶۰ هزار بازدید خورد و حتی ترامپ آن را بازنشر کرد. اما بعداً مشخص شد آن اتوبوس‌ها متعلق به یک همایش دیگر بودند. وقتی تاکر خبر را اصلاح کرد، توییت اصلاحی اش دیده نشد. این نشان می‌دهد که حتی اگر فکت‌چک هم راه بیندازیم، یا از هوش مصنوعی برای شناسایی اخبار جعلی کمک بخواهیم، خود او دارد به جعل دامن می‌زند. شما با دو لحن متفاوت از گروک یک سؤال را می‌پرسید، دو پاسخ متفاوت دریافت می‌کنید.

کاشفی‌فرد تنها راه برون‌رفت را تفکر انتقادی دانست و گفت: ابزارهای فناورانه برای مقابله با اخبار جعلی نه تنها کارآمد نیستند، بلکه به اقتصاد پلتفرمی کمک می‌کنند. آنها به شما می‌گویند کنترل سرچ بگذارید، محدودیت ایجاد کنید، اما همین محدودیت‌ها به الگوسازی رفتار شما و فروش اطلاعاتتان منجر می‌شود. تنها راه، تفکر انتقادی و اصلاح شیوه‌های اطلاع‌رسانی است. اقدام آقای پزشکیان در ایجاد سامانه برای رسیدگی به افرادی که نامشان در لیست‌های منتشرشده نبود، کاری درست و مبتنی بر روزنامه‌نگاری تحقیقی بود. اما جامعه‌ای که گرفتار خشم، انزجار و رمانتیسم سیاسی است، تصمیم خود را گرفته و به سختی تغییر مسیر می‌دهد.

وی تأکید کرد: خبر جعلی در جاهایی تولید می‌شود که جامعه سابقه ذهنی قبلی دارد. اگر عکس دختری در دبی منتشر و ادعا شود نوه شخصیتی است، ممکن است دروغ باشد اما جامعه باور می‌کند، چون قبلاً دیده که برخی شخصیت‌های دینی یا مسئولان بهره‌مندی‌های خاصی داشته‌اند یا فرزندانشان در خارج زندگی می‌کنند. خبر جعلی در این سابقه ذهنی می‌نشیند و بهره‌برداری می‌کند. طراحان اخبار جعلی فضای ذهنی ما را به خوبی شناسایی کرده‌اند و تاکنون موفق بوده‌اند.

او در پایان به مصاحبه اخیر پومپئو اشاره کرد که با لبخند کنایه‌آمیزی گفته بود: ما کار خودمان را کردیم. کاشفی‌فرد نتیجه گرفت: اتفاقات اخیر واقعاً کار خود را کرده است؛ شکاف در جامعه ایجاد کرده و جامعه را قطبی ساخته است. این عبارت که هیچ چیز به قبل از هجدهم دی برنمی‌گردد، تلخ اما واقعی است. مگر آنکه تحول ملموسی در اقتصاد و عدالت اجتماعی رخ دهد.

در بخش پایانی این نشست، احسان شاه‌قاسمی، دانشیار دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، به پدیده‌ای قابل تامل در تحولات اخیر اشاره کرد و گفت: در ایام اخیر، شبکه ایران اینترنشنال سمفونی خرمشهر را پخش می‌کرد. یکی از دلایل اثربخشی این رسانه‌ها، استفاده از نمادهای دینی و ملی بود. در مقابل، چهره‌هایی مانند مسیح علینژاد جز در روز پایانی که به شورای حقوق بشر سازمان ملل رفته بود، حضور چندانی نداشتند. این تغییر رویکرد، بیش از آنکه ناشی از راهبردهای سیاسی باشد، محصول توصیه‌های هوش مصنوعی بود.

وی با اشاره به تحقیقات خود در این زمینه افزود: من شخصاً پژوهشی انجام دادم که نتایج آن نشان می‌داد ۸۳ درصد کاربران توییتر در ایران از مسیح علینژاد نفرت دارند. این رقم در تحلیل‌های مختلف بین ۸۲ تا ۸۴ درصد در نوسان است و هرگز به ۷۰ یا ۹۵ درصد نمی‌رسد. رسانه‌ها متوجه شدند حضور چنین افرادی باعث دلسردی مردم و بازگشت آنان به سمت گزینه‌های سنتی‌تر مانند سلطنت می‌شود.

شاه‌قاسمی سپس به کتاب «سرمایه‌داری نظارتی» نوشته شوشانا زوبوف اشاره کرد که خود مترجم آن است و گفت: این کتاب در سال ۲۰۱۹ منتشر شد، پیش از ظهور چت‌جی‌پی‌تی. زوبوف در این کتاب به این پرسش می‌پردازد که شرکت‌های فناوری چگونه از زیر بار مسئولیت قسر در می‌روند؟ امروز نرم‌افزارهایی که روی گوشی‌های خود نصب می‌کنیم، تمام اطلاعات ما را با اجازه خودمان می‌دزدند. ممکن است کسی بگوید چیزی برای پنهان کردن ندارد، اما مسئله اطلاعات شخصی افراد نیست، بلکه مجموعه اطلاعات میلیون‌ها نفر است که به معدن طلا تبدیل شده است.

وی با توضیح اینکه نحوه ذخیره‌سازی شماره تلفن‌ها و تحلیل عکس‌ها درباره شخصیت افراد اطلاعات ارزشمندی به شرکت‌ها می‌دهد، افزود: این شرکت‌ها توانستند بی‌سر و صدا پیشروی کنند و بر ما مسلط شوند، زیرا با پدیده‌ای پیچیده روبه‌روییم. موافقت‌نامه‌هایی که هنگام نصب نرم‌افزارها تأیید می‌کنیم، گاه تا ده هزار صفحه است و در یکی از سطرهای آن نوشته شده که به ما اجازه دسترسی به تمام اطلاعات گوشی خود را می‌دهید.

شاه‌قاسمی یکی دیگر از دلایل موفقیت شرکت‌های فناوری را پیشی گرفتن از قانون دانست و گفت: این فناوری‌ها پدیده‌هایی بی‌پیشینه هستند و در سرزمین جدید داده‌های شخصی ما هر کاری بخواهند انجام می‌دهند. وقتی قانونی برای محدودیت آنها تصویب می‌شود، یک سال طول می‌کشد تا ابلاغ و اجرا شود، حتی در آمریکا که سیستم قضایی چابک‌تری دارد. در این یک سال، این شرکت‌ها دهها جایگزین برای آن فناوری پیدا می‌کنند.

وی با اشاره به سلطه گفتمانی شرکت‌های بزرگ فناوری از طریق دانشگاه‌ها افزود: این شرکت‌ها پروژه‌هایی تعریف می‌کنند که بر نقش مثبت هوش مصنوعی در نجات بشریت تأکید دارد، اما هرگز از خطرات آن سخن نمی‌گویند. دانشگاه‌ها فقیرند و استادان حقوق کمی می‌گیرند، در مقابل شرکت‌ها پول فراوانی برای پروژه‌های دلخواه خود هزینه می‌کنند. اگر پژوهشی به نتایج منفی درباره این شرکت‌ها برسد، محقق دیگر پروژه‌ای دریافت نخواهد کرد. به این ترتیب، حتی دولت آمریکا نیز در برابر این غول‌های فناوری غافلگیر می‌شود.

استاد دانشگاه تهران با بیان اینکه بانک اول چین یک و نیم تریلیون دلار سرمایه دارد، گفت: این رقم معادل درآمد نفتی ۳۰۰ تا ۴۰۰ سال ایران است. نمی‌گویم اگر برنامه‌ریزی می‌کردیم حتماً موفق می‌شدیم، اما دست‌کم دست و پا بسته نبودیم. مدیرانی که از تحولات هوش مصنوعی بی‌خبرند باید کنار بروند.

شاه‌قاسمی با اشاره به خروج نخبگان از کشور گفت: ده هزار دانشجوی ایرانی در آمریکا تحصیل می‌کنند که اکثراً بورسیه هستند. ترکیه برای جذب دانشجویان ایرانی هزینه می‌کند. کشوری که خاکش زرخیز است، استعدادهایش را از دست می‌دهد و دشمنان از این استعدادها استفاده می‌کنند.

شاه‌قاسمی در پایان با بیان اینکه نسل جوان زیر فشار اقتصادی نیست و از امکاناتی مانند گوشی، پلی‌استیشن و ایکس‌باکس برخوردار است، گفت: ۱۵ میلیون نفر در کشور عمدتاً نوجوانان و جوانان مواد مخدر مصرف می‌کنند. مسئله اصلی این است که آنها احساس می‌کنند رها شده‌اند.

مهدی کاشفی‌فرد، فارغ‌التحصیل علوم ارتباطات دانشگاه تهران، در بخش پایانی سخنان خود به نقش منفی‌نگری در خبررسانی اشاره کرد و گفت: روزنامه‌نگاران معمولاً می‌گویند فرود سالم یک هواپیما ارزش خبری چندانی ندارد، اما سقوط آن خبرساز می‌شود. اخبار غالباً بر اساس منفی‌نگری و تعارض تنظیم می‌شوند. اگر تحقیقی در سال‌های گذشته انجام دهیم، می‌بینیم چه حجم عظیمی از اخبار بر منفی‌نگری متمرکز بوده‌اند، در مقابل خبرهایی که حال مخاطب را بهبود می‌بخشد و کمپین‌هایی مانند «خبر خوب» سهم بسیار ناچیزی داشته‌اند. این مسئله ریشه در طراحی مغز انسان دارد که به طور طبیعی به محتواهای منفی گرایش بیشتری نشان می‌دهد.

وی با تأکید بر اهمیت کمپین «بی‌خبری» که در جهان رواج یافته است، افزود: این رویکرد به افزایش تاب‌آوری جامعه کمک شایانی می‌کند. امروز معلمان نیمی از انرژی خود را صرف این می‌کنند که به دانش‌آموزان بگویند کدام خبر غلط، کدام ناقص و کدام جهت‌دار است. در حالی که در سراسر جهان تأکید می‌شود اگر می‌خواهید سلامت روانی داشته باشید، مصرف اخبار را کاهش دهید، زیرا بسیاری از اخبار با اهداف نظامی و امنیتی تولید می‌شوند. حتی بخشی از اخبار داخلی نیز بر اساس طراحی‌های شناختی جامعه تولید شده‌اند.

کاشفی‌فرد با ذکر مثال‌هایی از اخبار جعلی اخیر گفت: از ماجرای زدن اف‌۳۵ گرفته تا خبر دستگیری خلبان زن اسرائیلی و حتی دزدی که هنگام سرقت با صحنه تولید پهپاد مواجه شده و به نیروهای امنیتی اطلاع داده است، همه اینها نمونه‌هایی از اخبار جعلی بودند که صرفاً برای هدایت ذهن و روان جامعه طراحی شده‌اند. طبیعتاً این اخبار کارکردهایی هم دارند؛ حتی ممکن است کارکرد فتوت و مردانگی در داستان آن دزد وجود داشته باشد، اما کل این رویداد در وضعیتی جعلی رخ می‌دهد. وقتی ذهن جامعه به دریافت اخبار جعلی عادت کند، در آینده آسیب‌پذیرتر خواهد شد، مگر اینکه تاب‌آوری شناختی خود را افزایش دهیم.

«جنگ آشوب؛ بررسی تحلیلی وقایع دی‌ماه ۱۴۰۴»- «پرده دوم؛ هوش مصنوعی و حادواقعیت»-۲۷-۱۱-۱۴۰۴
امکانات
ثبت دیدگاه
برای صرف‌نظر کردن از پاسخ‌گویی اینجا را کلیک نمایید.

درس‌گفتار و دوره‌های آموزشی
بیناب، مجلۀ تخصصی فرهنگ‌وهنر
دیدگاه
بازخوانی وقایع دی‌ماه ۱۴۰۴ در عصر رسانه‌های هوشمند؛ هوش مصنوعی و مهندسی باور عمومی

بازخوانی وقایع دی‌ماه ۱۴۰۴ در عصر رسانه‌...

۱۴۰۴-۱۱-۲۹
«بازنمایی تصویر پهلوی در آثار نمایشی» در نشست سوم «جنگ آشوب»

«بازنمایی تصویر پهلوی در آثار نمایشی» در...

۱۴۰۴-۱۱-۲۸
نقد و بررسی کتاب «عرفان خراسان»

نقد و بررسی کتاب «عرفان خراسان»

۱۴۰۴-۱۱-۲۶
«هوش مصنوعی و حادواقعیت» در نشست دوم «جنگ آشوب»

«هوش مصنوعی و حادواقعیت» در نشست دوم «جن...

۱۴۰۴-۱۱-۲۶
تحلیل نظری وقایع دی ماه ۱۴۰۴ در اولین نشست «جنگ‌آشوب»؛ رادیکالیسم سیاسی چگونه امر اجتماعی را می‌بلعد؟

تحلیل نظری وقایع دی ماه ۱۴۰۴ در اولین نش...

۱۴۰۴-۱۱-۲۵
با چاپ کتاب‌های «انسان‌شناسی دیجیتال»، «هم‌گرایی سینما و تلویزیون» و «چارچوب‌بندی کلان‌داده»؛ سه اثر جدید در حوزه مطالعات رسانه، روانه بازار نشر شد

با چاپ کتاب‌های «انسان‌شناسی دیجیتال»، «...

۱۴۰۴-۱۱-۲۰
رمان «روایت دلخواه پسری شبیه سمیر» در هفتمین نشست «در جست‌وجوی روایت ایرانی»

رمان «روایت دلخواه پسری شبیه سمیر» در هف...

۱۴۰۴-۱۱-۲۰
بررسی تحلیلی وقایع دی ماه ۱۴۰۴

بررسی تحلیلی وقایع دی ماه ۱۴۰۴

۱۴۰۴-۱۱-۱۸
مدرسه  «اندیشه و هنر شید مرتضی آوینی» برای ترم دوم ثبت‌نام می‌کند

مدرسه «اندیشه و هنر شید مرتضی آوینی» بر...

۱۴۰۴-۱۱-۱۳
کتاب «روایت دلخواه پسری شبیه سمیر» در نشست هفتم «در جست‌وجوی روایت ایرانی»

کتاب «روایت دلخواه پسری شبیه سمیر» در نش...

۱۴۰۴-۱۱-۱۲
کتاب‌های جدید پژوهشکده
پیشنهاد سردبیر
بازخوانی وقایع دی‌ماه ۱۴۰۴ در عصر رسانه‌های هوشمند؛ هوش مصنوعی و مهندسی باور عمومی

بازخوانی وقایع دی‌ماه ۱۴۰۴ در عصر رسانه‌...

۱۴۰۴-۱۱-۲۹
«بازنمایی تصویر پهلوی در آثار نمایشی» در نشست سوم «جنگ آشوب»

«بازنمایی تصویر پهلوی در آثار نمایشی» در...

۱۴۰۴-۱۱-۲۸
نقد و بررسی کتاب «عرفان خراسان»

نقد و بررسی کتاب «عرفان خراسان»

۱۴۰۴-۱۱-۲۶
«هوش مصنوعی و حادواقعیت» در نشست دوم «جنگ آشوب»

«هوش مصنوعی و حادواقعیت» در نشست دوم «جن...

۱۴۰۴-۱۱-۲۶
تحلیل نظری وقایع دی ماه ۱۴۰۴ در اولین نشست «جنگ‌آشوب»؛ رادیکالیسم سیاسی چگونه امر اجتماعی را می‌بلعد؟

تحلیل نظری وقایع دی ماه ۱۴۰۴ در اولین نش...

۱۴۰۴-۱۱-۲۵
با چاپ کتاب‌های «انسان‌شناسی دیجیتال»، «هم‌گرایی سینما و تلویزیون» و «چارچوب‌بندی کلان‌داده»؛ سه اثر جدید در حوزه مطالعات رسانه، روانه بازار نشر شد

با چاپ کتاب‌های «انسان‌شناسی دیجیتال»، «...

۱۴۰۴-۱۱-۲۰
رمان «روایت دلخواه پسری شبیه سمیر» در هفتمین نشست «در جست‌وجوی روایت ایرانی»

رمان «روایت دلخواه پسری شبیه سمیر» در هف...

۱۴۰۴-۱۱-۲۰
بررسی تحلیلی وقایع دی ماه ۱۴۰۴

بررسی تحلیلی وقایع دی ماه ۱۴۰۴

۱۴۰۴-۱۱-۱۸
مدرسه  «اندیشه و هنر شید مرتضی آوینی» برای ترم دوم ثبت‌نام می‌کند

مدرسه «اندیشه و هنر شید مرتضی آوینی» بر...

۱۴۰۴-۱۱-۱۳
کتاب «روایت دلخواه پسری شبیه سمیر» در نشست هفتم «در جست‌وجوی روایت ایرانی»

کتاب «روایت دلخواه پسری شبیه سمیر» در نش...

۱۴۰۴-۱۱-۱۲
مطالب پربازدید
  • ضرورت و اهمیت رهایی از استعمار در فرهنگ ... - 991 بازدید
  • نشست «کنش هنری و واکنش اجتماعی» برگزار م... - 987 بازدید
  • سیاست‌های اخذ شده در حوزۀ فضاهای فرهنگی؛... - 979 بازدید
  • اولین نشست خبری همایش ملی «فرهنگ شهرت: ت... - 978 بازدید
  • فراخوان هفتمین همایش علمی تحقیقات بازی ه... - 975 بازدید
  • نشست «عصر نصرالله» برگزار شد - 960 بازدید
  • تازه‌های کتاب در حوزه مطالعات و رسانه - 948 بازدید
  • «مروری بر آن‌چه در مدیریت فرهنگی به ما ن... - 947 بازدید
  • با نگاهی به مستند «بی‌گدار»؛ محفل سی‌ و ... - 939 بازدید
  • هنر و تأملاتی در آثار هنری با موضوع غزه - 933 بازدید
    • برنامه های پژوهشی
    • هیئت علمی
    • چارت
    • درباره ما
    • تماس با ما
    • کتابخانه الکترونیک
    کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی است.
    LemonTheme