هفتمین گردهمایی اصحاب علوم انسانی و اجتماعی انقلاب اسلامی چهارشنبه اول خرداد ماه به میزبانی پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی در حوزه هنری برگزار شد.

در این نشست جمعی از اساتید و پژوهشگران و فعالان حوزه علوم انسانی علاقمند به انقلاب اسلامی و دغدغه مند حل مسائل و مشکلات کشور به نمایندگی از مراکز علمی و پژوهشی خود به ارائه آخرین تلاش ها و دستاوردهای علمی حاصله پرداختند.

دکتر سید آرش وکیلیان از مرکز ملی فضای مجازی درباره “حکمرانی در فضای مجازی”،
دکتر زهرا ابوالحسنی از پژوهشکده مطالعات فناوری درباره “صورت بندی الگوی پیشرفت ایرانی اسلامی مبتنی بر تجارب موفق تکنولوژیکی کشور”،
دکتر محمدرضا اصنافی پیرامون ” اقتضائات سیاستی جامعه شبکه ای”،
سید حسین شهرستانی از پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی با موضوع “ضرورت های حفظ زبان فارسی به عنوان محور حفظ هویت ایرانی اسلامی”،
دکتر احسان شاه قاسمی هیات علمی گروه ارتباطات دانشگاه تهران درباره ” ضرورت و اهمیت حوزه پژوهشی فرهنگ شهرت”،
دکتر احمد نادری هیات علمی دانشگاه تهران و رییس مرکز مطالعات و تحقیقات دانشگاه تهران پیرامون ” اهداف و برنامه های آتی موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران”،
دکتر حجت میان آبادی هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس درباره “ضرورت توجه به حوزه میان رشته ای هیدرولوژی اجتماعی”،
دکتر محمد رحمتی درباره “ویژگی های سوژه نئولیبرال در جامعه ایران”
دکتر علی مصطفوی عضو مرکز رشد دانشگاه امام صادق پیرامون “طراحی شاخص ترکیبی عدالت اجتماعی”  به ارائه یافته های پژوهشی و ایده های خود پرداختند.

در ابتدای این نشست میثم مهدیار معاون پژوهشی پژوهشکده فرهنگ و هنر ضمن ارائه تاریخچه ای از نحوه شکل گیری این گردهمایی در سالیان گذشته، “علاقه به انقلاب اسلامی” و “دغدغه حل مشکلات و مسائل کشور” را نقطه مشترک حاضران در این جمع عنوان کرد.

دکتر سید آرش وکیلیان: در آستانه تکانه های بزرگ هستیم

«تحول تمدنی و استعمار مجازی؛ هشداری به دستگاه های حاکمیتی» عنوان ارئه دکتر وکیلیان پژوهشگر مرکز ملی فضای مجازی بود. وکیلیان با بیان اینکه تحول تمدنی تقریبا از سده ی بیستم به تدریج شروع شده و در حوزه ی رسانه تا حدی بالغ شده و در حوزه هایی مثل ارزی و پولی در حال ایجاد است و به تدریج حوزه های دیگر نظامی و سیاسی را درگیرخواهد کرد گفت : با مطالعات آینده پژوهانه ای که دوستان مجموعه سراج انجام دادند تا سال 2050 هم ما دچار این عدم استقرار هستیم تا به تدریج این نظم جدید ایجاد شود .
این کنشگر و فعال حوزه علوم اجتماعی در ادامه افزود : ما در آستانه های تکانه های بزرگ هستیم،مثلا در سده ی بیستم یک حوزه ی نشر بزرگ پشت سررسانه ها بود و فقط چند خبرگزاری بزرگ بودند که نظام خبری را در جهان می ساختند و در یونسکو منازعه بر سر لزوم ایجاد جریان متوازن خبری بود اما درعصر رسانه های اجتماعی بنگاههای رسانه ای در این پلتفرم تبدیل به بازیگری میشوند که اگر کاربر حرفه ای بتواند خوب ازین ظرفیت استفاده کند معادل یکی از این کارکرد ها خواهد بود .کنترل این فضا برای کل دنیا به معضل تبدیل شده مثلا در آمریکا مشکل چگونگی کنترل فیس بوک وجود دارد یا خود فیسبوک به دنبال کنترل ترول ها و شناسایی خرابکارها در این شبکه است . در حوزه ی ارزی و پولی با آمدن تکنولوژی هایی مثل بلاک چین این بحث طرح میشود که بانکها در نظام پولی و ارزی جایگاهشان را به زودی ازدست خواهند داد و تا 10 سال دیگر پولهای مختلف مثل بیت کویین و مسئله ی سنجش اعتبار ارزها را خواهیم داشت .
وکیلیان اضافه کرد براساس  برآوردی که وجود دارد همزمان با تحولات فناوری، در حوزه های مختلف زیست اجتماعی مان هم دچار این تحولات میشویم .مثلا در حوزه ی دولت نمایندگی  تا 30 سال آینده اینکه نمایندگان در مجلس بنیشنند و  بخواهند چیزی تصویب کنند،  مضحک به نظر می آید
این دانش آموخته دانشگاه باقرالعلوم در ادامه گفت: استعمار مجازی  پازل  قدرتهای بزرگ است که در این فضا سیطره دارند و میکوشند آن نظم مد نظرشان را حاکم کنند . مثلا این پیشتازی و اعمال نظم به صورت صریح در سال 1992 در سنا تصویب شد یا  اجلاسی در فرانسه که در آن آقای مکرون اذعان کرد ما اینترنت آمریکایی و چینی نمیخواهیم .

ازین پس ما «اینترنت هایی» خواهیم داشت که هر کدام خواستار اجرای اکوسیسیتم خودشان هستند تا اراده و سیاست و نفوذ را از طریق شرکتهایشان اعمال کنند و از این طریق مدافع منافع خودشان باشند . سطوح  استعمار یکی بحث تحلیل داده های عظیم را در بر میگیرد که مجموعه ی رفتار ها در پلتفرم اجتماعی را جمع آوری کرده و مثلا از طریق اپلیکیشن ها مدیریت رفتار می کند  و همچنین خرابکاری و کارهای سیاسی در کشورها را شامل میشود .  این چالش بین المللی است ؛ فقط مختص کشور ما به خاطر تعارض ارزشی ای که  با نظانم سرمایه داری داریم نیست بلکه چین و روسیه و فرانسه هم تعارض دارند .

این پژوهشگر مرکز ملی فضای مجازی در انتها اشاره کرد که مرکز ملی هم با توجه به این فضا  به دستگاه ها ی حوزه ی حکمرانی هشدار داد که اگر بدین منوال اداره ی کشور را پیش ببرید موزه دار خواهید شد و مناسبات فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی و غیره در حوزه هایی رخ میدهد که شما نقشی در آن ندارید.

دکتر زهر ابوالحسنی: بدنبال الگوی پیشرفت از دل تجربه ها هستیم.

ابوالحسنی در این نشست ابتدا دغدغه ها و رویکردهای پژوهشکده مطالعات فناوری را توضیح داد و سپس به فعالیت های انجام شده و ایده هایشان برای آینده در گروه مطالعات جامعه و پیشرفت این پژوهشکده پرداخت .

ابوالحسنی که دکترای سیاست گذاری علم و فناوری از دانشگاه علامه طباطبایی دارد، ساختار این پژوهشکده را ذیل نهاد ریاست جمهوری  معرفی کرد و گفت فضا و جنس دغدغه های آن بیشتر از آنکه متمرکز بر رویکرد دولتها باشد معطوف به انقلاب پیش میرود و دارای چهار گروه پژوهشی است : مطالعات بین الملل ، جامعه و پیشرفت ، اقتصاد دانش بنیان و آینده پژوهی .

ابوالحسنی افزود رویکرد اصلی پژوهشکده برخلاف دیگر پژوهشکده ها شروع از مسائل وادبیات نیست بلکه نقطه ی شروع ما مسائل واقعی کشور و مسائل انقلاب اسلامی است که رصد میکنیم و بر این اساس  پروپوزال آماده میشود ؛ او با تاکید بر اینکه کار به صورت  نظری پیش نمیرود بلکه به مسائل کاربردی ختم میشود و بعد از پژوهش هم به پایان نمیرسد ؛ بحثی تحت عنوان کاربست  را مطرح کرد که بر پایه ی آن  هنگامی که پژوهش ها به اتمام میرسد  در چندسال  بعد بر روی  تبدیل شدن به اثرات اجتماعی و اثرات سیاستی تمرکز میکنیم و فعالیت هایی همچون گفتمان سازی و ارتباط با سیاست گزاران و مسئولان امر داریم   تا پروژه به یک اتفاق و تغییر بیرونی تبدیل شود.

مسئول گروه  مطالعات جامعه وپیشرفت در خصوص تشکیل این گروه گفت :گروه ما دغدغه اش  دنبال کردن محورهای الگوها و مدلهای بومی پیشرفت و مسائل پیشرفت  است . در حالیکه رویکرد غالب برای استخراج آن الگوها شروع از بحثهای مبنایی و روایات و فلسفه ها ست و بعد رسیدن به الگو و توسعه دادن آن.

ایشان افزود برخلاف آن دیدگاه رویکرد بدیع  پژوهشکده اینست که تجاربی که داریم با یک سری شاخص ها شناسایی کنیم تا منبعی برای رجوع  باشند واز دل آن ها الگوها را بیرون بکشیم. ابوالحسنی اینطور ادامه داد که البته ما برای نظریه پیشرفت رویکرد مبنا به مدل هم داشتیم ، سعی کردیم به نظرات مقام معظم رهبری به عنوان یک اندیشمند اسلامی که نگاه راهبردی دارد و به ما کمک میکند ، رجوع کنیم .

این فارغ التحصیل دکترای سیاست گزاری علم و فناوری  در ادامه گفت ما اولین پروژه ای که طراحی کردیم بحث تجربه ی نانو بود. نانو با یک سری شاخص ها و معیارهای کلی تجربه ای بود که سعی کردیم به دنبال روشهای متمایز که در آن استفاده شده بود ،گفتمان سازی کنیم زیرا مسیری که نانو برای پیشرفت خود طی کرده بود و اهمیتش را بین مسئولان و مردم و دانشجوها و…نشان داده یود، مسیری متمایز از روشهای مصوب و مرسوم  پیشبرد فناوری بود.

ابوالحسنی افزود ما این تجربه را به مدل نظری تبدیل کردیم و برای پیگیری رویکرد استقرایی از تجربه به مدل افرادی که چنین نگاهی دارند و یا در این زمینه فعالیت میکنند، شناسایی کردیم ، حلقه ی تجربه نگاری پیشرفت را تشکیل دادیم و تلاش میکنیم این نگاه را  بین سیاستگزاران وفعالین علوم انسانی و فعالین فرهنگی نهادینه کنیم .

مسئول گروه مطالعات جامعه وپیشرفت دسته ی دیگر فعالیت هایشان را توضیح داد و گفت گروه دیگر فعالیت ها از جنس گفتمان سازی و کارهای ترویجی است . ایشان افزود به خاطر رخوتی که در بحث الگوی پیشرفت بود ،حتی نخبگان علوم انسانی آنچنان که باید با موضوع درگیر نشدند و بعد از بیرون آمدن سند هم تحرک و انتقادی صورت نگرفت ؛ بعد از فراخوان رهبری به دنبال کمک برای تولید محتوای نقادانه ، ارتقاء سند و دغدغه مند کردن بعضی از افراد جبهه انقلاب هستیم  تا  یک فشاری به وجود بیاید و انتقادات را قبول بکنند و منجر به اصلاح سند شود.

دکتر محمد رضا اصنافی : انقلاب اسلامی اگر روزی حاصل وحدت بود امروز باید قدرتش را از تکثر بگیرد

« جامعه ی شبکه ای در نسبت با انقلاب اسلامی» عنوان ارائه ی دکتر اصنافی این پژوهشگر حوزه رسانه بود اصنافی با بیان این سوال که آیا رسانه های اجتماعی باعث انسجام جوامع شدند یا باعث فردی شدن ؟ بحث فردی شدن جوامع و انفکاک افراد به خاطر وجود اینترنت را  مطرح کرد و گفت اصل پدیده ی اینترنت فارغ از محتوای آن  یک پدیده ی ضد انقلاب است. زیرا انقلاب یک فضای تمدنی و شهری است .در صورتی که  پدیده ی انقلاب اسلامی را تاریخی و ایستا ندانیم بلکه  پویا و در حال شدن بدانیم تضاد بین انقلاب و پدیده اینترنت قابل مشاهده است.

اصنافی اضافه کرد اما آنچه امروز به نظر می آید رسانه های اجتماعی درجامعه شبه مدرنیته فانتزی ما باعث هویت بخشی شدند وتأثیر گذاری  دو عنصر قدرت و ثروت را بر روی هویت های تحت فشار از بین بردند که این اتفاق در راستای  ظهور و بالندگی و ادامه ی پدیده ی انقلاب است .

این دانش آموخته مدیریت رسانه مسئله تغییر نظم قدرت را مطرح کرد که  اگرهمین 10 سال گذشته در رسانه  نیازمند  قدرت و ثروت بودیم اکنون رسانه های اجتماعی امکان تاثیرگذاری دارند و به صورت بافت هرمی  بروز پیدا کردند . با اینکه بروز صدرصد نیست و کنترل شده است اما در حوزه ی عدالت با تغییر به نفع گفتمان انقلاب اسلامی پیش میرود .

اصنافی افزود با چنین تغییری  لایه های اجتماعی به سمت فشرده شدن میرود و جامعه به سمت مسطح شدن حرکت میکند ؛ منبع قدرت به تبع آن، قدرت سیاسی و قدرت های اقتصادی و قدرت اجتماعی ایجاد میکند .هر چه از هرم به سمت پایین میرود ، به سمت توزیع شدگی قدرت حرکت میکنیم.

این فعال سابق در مرکز ملی فضای مجازی بیان کرد که  اساسا ساختار نظام سیاسی ، فرهنگی و اقتصادی نیازمند تغییر متناسب باشرایط است. مثلا در ساختار وزارت ارشاد کتابی با سه هزار تیراژ که دو هزارتای آن را نهاد کتابخانه های عمومی میخرد و کاری نمیکند و بقیه در مغازه ها میماند با یک فرایند ممیزی مواجه هست در عین حال در فضای  رسانه ای سیل عظیمی از محتوا تولید میشود. در نتیجه این  ساختار وزارت ارشاد حالت موزه ای دارد و جایی در مناسبات اجتماعی و فرهنگی ندارد .

اصنافی با ذکر مثال دیگری بیان کرد ، همین الان در داخل کشور رمزوردهایی طراحی کردند و در سطح بین الملل با رقم های بالایی  خرید و فروش میکنند ، عددهای بسیاری در حال جذب اند . نظام بانکی کشور اگر نتواند این عقب ماندگی اش را رفع کند در این سیستم جدید هضم میشود و نظام توزیع و مالیاتی و اقتصادی منحل میشود .

این دانش آموخته ی مدیریت رسانه و فعال رسانه ای  ادامه داد باید اول درک کرد چه تغییری در حال رخ دادن است ؛ از تمرکز به توزیع شدگی میرویم .ما باید بپذیریم پدیده ی انقلاب اسلامی اگر روزی حاصل وحدت بود امروز باید قدرتش را از تکثر بگیرد .اصنافی افزود ابعاد جامعه روی چند ستون بنا شده که بعد اجتماعی کامل به این حوزه منتقل شده است بعد اقتصادی در حال انتقال است نظام قضایی ما تحت قوانین ایالات متحده ی آمریکا هست و اعمال مجازات میشود. باید بپذیریم وقتی میتوانیم صاحب پلتفرم باشیم که اول صاحب پلتفرم های اجتماعی باشیم .

دکتر علی مصطفوی : شاخص سازی مسیری برای ارتقای جامعه و حکمرانی نرم است.

دکتر علی مصطفوی از فعالین مرکز رشد دانشگاه امام صادق به معرفی این مرکز پرداخت  و توضیح داد که  مرکز در سال 1392 تشکیل شده و به مسائل انقلاب اسلامی می پردازد. وی افزود بر خلاف دیگر پژوهشکده ها که به خاطر بروکراسی شدید تبدیل به کارخانه های تولید انبوه شدند سعی کرده است  یک ساختار سازمانی  را تشکیل بدهد که در آن تقریبا هیچ بروکراسی وجود نداشته باشد ، فعالیت های پژوهشی برآمده از نیازهای خود افراد ونیازهای جامعه و پژوهشگران  باشد و همه در آن  باید تلاش کنند تا ایده به سمت اقامه برود . مصطفوی ادامه داد این مرکز با اینکه  هنوز در اول راه است توانسته دستاوردهای خوب و رشد تدریجی داشته باشد و در حوزه های مختلف از جمله در حوزه ی تحریم ها و بانکداری تا حوزه ی ترویج اندیشه ی امام خمینی کار کند و اثر گذار باشد.

مصطفوی با ذکر مثالی از تأثیر وجود شاخص در رصد فضا سخن گفت : «عزیزی میگفت که افراد مسئول گله مندند که مدارس حاضر نیستند آیین نامه و مقررات اسلامی شدن را رعایت کنند پیشنهاد این بود که لازم نیست آیین نامه ای ارسال بکنید راه حل این است که یک شاخص را به اسم اسلامی شدن انتخاب کنید و برای تک تک مدارس اندازه گیری بکنید و رتبه بندی را اعلام کنید. آن وقت مدرسه ای  که ضعیف بوده خودش در رقابت و فشارها به سمت به کارگرفتن ارزش های اسلامی میرود.» مصطفوی ادامه داد این روش در تمام مدارس بر اساس شاخصهای بین المللی پیگیری میشود و ازین طریق حکمرانی نرم صورت میگیرد. هم اکنون جامعه و اقتصاد ما توسط 200 شاخص بین المللی درحال رصد است. او افزود این لیک بندی و رتبه بندی کشورهای جهان باعث  شده است تمام فضای ذهنی تصمیم گیران کشور ما هم در این مسیر باشد و به دنبال این باشند که در این شاخص ها جایگاه کشور را بهبود ببخشند مثلا وزرا برای رای اعتماد گرفتن از تلاش برای  ارتقاء ایران در این رتبه بندی ها نام میبرند. این فضا نشان میدهد که حکمرانی نرم در سطح جامعه پیاده میشود . الان شاخص ها در سطح بین المللی نقش فعالی  درتصمیم گیری و علاوه بر آن تصمیم سازی هم دارند . این شاخص ها برای عدالت سخت تر میشود . بعد از 40 سال ما نمیدانیم که در بحث عدالت در کدام حوزه ها پیشرفت داشتیم و در کدام حوزه پس رفت داشتیم و چه عواملی موجب عقب رفت یا رشد شده است .  چون هیچ شاخصی نداریم رصد نمیتوان کرد درحالیکه ما فقط به ضریب جینی که مناسب اقتصاد ما نیست بسنده کرده ایم  .

این دانش آموخته ی امام صادق  به توضیح یکی از فعالیتهای مرکز پرداخت و گفت : ما با همکاری مرکز پژوهش های مجلس کاری را به عنوان شاخص ترکیبی عدالت اجتماعی اجرا کردیم . وضعیت عدالت اجتماعی ایران در 10 سال گذشته را رصدکردیم . در فضای عدالت در جامعه ما آنقدر تکثر سنجه ها وجود دارد که به هیچ معنا نمیشود در یکی از شاخص ها ماند و لذا ما نیاز داشتیم که به شاخص هایی بپردازیم که تمام ابعاد یک مسئله را در خو داشته باشند . شاخص ها چه از منظر هدف چه از منظر مقادیرو رویه ها  ارزشها را در خودشان دارند. اگر بر مبنای نظریات اسلامی خود وارد حوزه ی شاخص سازی ترکیبی نشوید قطعا آن برآیند و لنز مفهومی برای نگاه به جامعه بر اساسا اقتصاد اسلامی نیست، لذا نیاز بود که ما عدالت اجتماعی بر مبنای نظریات  اسلامی داشته باشیم . شاخص های مختلفی در عدالت اجتماعی در جهان و ایران  کار شده و تمام اینها بر مبنای نظریات عدالتی بود که در حوزه های متعارف داده شده بود مثلا مهمترین کارها  در اتحادیه اروپا social justice index  بر مبنای دو نظریه ی آمارتیاسن و جان رالز است که نمیتواند برای جامعه ی ایران یک چارچوب مفید باشد .

این فعال مرکز رشد توضیح داد که سیر شاخص سازی برآمده از چهار گام مبانی ، حوزه ها ، ابعاد و سنجه ها است .مبانی ما در حوزه عدالت چند سال پیش به عنوان تدوین نظری حوزه ی عدالت از منظر متفکران دینی انجام شد. نظریات شهید مطهری، شهید بهشتی ، امام خمینی و علامه را توانستیم در یک نظریه سنتز و جامع از این متفکران استخراج کنیم   و به عنوان نظریه پایه قرار دهیم . بر مبنای آن حوزه های مختلف در عدالت اجتماعی را مشخص کردیم در سه حوزه ی تبادلات اقتصادی (قوام مال)،تعملات اجتماعی(قوام نسل ) و حکمرانی(حکومت عدل ) که به نوعی از منظر اسلامی مطرح شده و با یک فرایند به 16 بعد تقسیم کردیم  و در حوزه ی اقتصاد 8 بعد و در حوزه ی اجتماعی به 3 بعد انسجام اجتماعی و روابط بین نسلی و خانواده و در حکمرانی به 3 بعد رسیدیم .

مصطفوی افزود ما سعی کردیم از مبانی حرکت کنیم و از سیر آن به مسائل اجتماعی سطح خودمان برسیم. لزوما این شاخص سازی سیر از مبانی نیست ،بلکه رفت و برگشت بین مسائل اجتماعی و نظریات وجود دارد. اینجاست که ابعاد و سنجه ها مشخص میشود. با مشخص شدن ابعاد سنجه را سنجیدیم . در کشور ما خلاء های آماری وجود دارد و متناسب با اقتضائات اسلامی نیست . در حوزه ی عدالت جنسیتی هیچ نظریه درست و شاخص تولید نکردیم.

این پژوهشگربا ارئه ی اسلایدها و نمودارهایی توضیح داد که این گام اولیه ای بود که ما در این زمینه بر داشتیم نتایج کار ما و برآیند ما حدود 135 سنجه برای 16 بعد در 3 حوزه پایش شد که برای سال 1385 تا 1395 روند تحقق عدالت اجتماعی رصد شد ، که حدود 2 سال به طول انجامید .

مصطفوی بیان کرد طبق نتایج این پژوهش روند عدالت اجتماعی در حوزه ی عدالت اقتصادی به شدت افت داشته است  و این افت در سالهای 85 و 86 به شدت خودش را نمایان کرد و ما با یک گسست بسیار شدید مواجه بودیم . در حوزه ی حکمرانی عدالت سیاسی ارتقا پیدا نکرده در حوزه ی عدالت اقتصادی هم به همین نحو بوده است . در 10 سال گذشته شاخص عدالت اجتماعی دچار افت شدید شدیم در نمودارها کاملا مسیر نزولی را طی کردیم و به هیچ وجه نتوانستیم  افت سالهای دهه 80 را در دهه ی 90 جبران کنیم. نکته ی مهم در شاخص سازی تداوم و استمرار کاراست که این یک پروسه است که باید خودش را باز تولید کند.کتاب این کار با عنوان شاخصی برای عدالت را دانشگاه امام صادق چاپ کرده است .

میثم مهدیار معاون پژوهشی پژوهشکده فرهنگ و هنر با این مقدمه به استقبال ارائه ی دکتر شاه قاسمی رفت که جذبه ی جهانی شدن باعث تغییرات فرهنگی اجتماعی در کشور ماست که یکی از نشانه های قرار گرفتن ما در این جهانی شدن تغییر مرجع های اجتماعی بوده است  که جای خودش را به سلبریتی ها و اینفلوئنسرهای مجازی داده و چون کمتر از یک دهه است که نسل شبکه های اجتماعی در جامعه ما فراگیر شده است ، حوزه های مطالعاتی نحیفی دارد و ادبیات نظری ندارد وباعث سردرگمی سیاست گزاران ما شده است ، نمیدانند با این مسئله چه کنند به همین خاطراز سال گذشته پژوهشکده یک برنامه ی پژوهشی را در این حوزه آغاز کرد که ماحصل آن ترجمه ی سه  کتاب ازآخرین تولیدات ادبیات نظری در حوزه ی جهانی بود و آقای دکتر احسان شاه قاسمی این زحمت را متقبل شدند چاپ کردیم

دکتر احسان شاه قاسمی : فرهنگ ایران قربانی فرهنگ شهرت شده است. سلبریتی ها حتی زمانی که نیت خیر دارند آسیب زا هستند.

دکتر شاه قاسمی  بیان کرد بحث سلبریتی ها فقط مشکل کشور ما نیست آفتی است که دامنگیر خیلی از کشورها شده اما ما به صورت خاص قربانی فرهنگ شهرت شدیم مثلا نگاه کنید در کشور آمریکا 90 درصد سلبریتی ها مخالف ترامپ بودند ولی کاری از پیش نبردند اما در کشور ما وضعیت اینگونه نیست .

این استاد دانشگاه تهران بیان کرد که همیشه سلبریتی ها به ما آسیب رساندند . او افزود قبل از اینکه دیگران را مقصر بدانیم خودمان مقصریم . با وجود تأثیر گسترده ی سلبریتی ها  ، سال گذشته فقط 5 پایان نامه دفاع شد. در حالیکه میلیون ها دانشجوی علوم انسانی داریم و در حوزه هایی که میگوییم دیگران اظهار نظر نکنند خود ما حرفی برای گفتن نداریم.

شاه قاسمی درباره ی انگیزه ی خود از ترجمه کتاب گفت ضرورت دیدم  برای آدمهایی  که فرهنگ غرب را دوست دارند  ترجمه ها را بیاوریم .کتابهای خوبی در غرب هست  اما چون درآمد ندارد یا وجهه روشنفکری ایجاد نمیکند افراد سراغ این ترجمه ها نمیروند .

این استاد دانشگاه تهران افزود کار در مورد فرهنگ شهرت، کار در یک محیط بسیار پیچیده ایست . ما در واقع با رویکرد های قدیمی نمیتوانیم به نتیجه ای برسیم چون  در محیطی کار میکنیم که فرهنگ شهرت با ما خواهد بود .و اینکه بخواهیم فرهنگ شهرت راحذف کنیم نشان از نشناختن محیط است . باید برنامه ی دائمی باید داشته باشیم و دائم گوش به زنگ باشیم .

این استاد ارتباطات دانشگاه تهران حضور کمرنگ سلبریتی ها در مناطق سیلزده را در مقایسه با حضور در مناطق سرپل ذهاب خیلی روند خوبی توصیف کرد و ادامه داد در سرپل ذهاب خیلی تخلف مالی داشتند و جایی پولی خرج نکرند یا اگر کار خوب کردند هم ضرر زدند . مثلا گفتند که به 20 تا خانواده ماهی 1 میلیون در طول یکسال میدهیم که باعث بیخیالی مرد خانواده شده و کار نمیکند تا سرمایه جمع کند . حتی زمانی که با نیت خیر وارد میشوند به خاطر بی تجربگی نه تنها کار خوبی نمیکنند بلکه آسیب میزنند .

شاه قاسمی با معرفی کتاب خدایان بد کردار که خود ترجمه کرده است  بیان کرد که سلبریتی ها هم به خدایان باستان شباهت دارند. خدایان باستان در کوه المپ بودند سلبریتی های ما در تپه های هالیوود و لس آنجلس اند . زئوس که خودش خدای بی اخلاقی بود زنش دنبالش بود که آن با چه کسی رابطه دارد، سلبریتی های الان هم این چنینند .

کتاب بعدی که شاه قاسمی معرفی کرد ، کتاب فعالیتهای انسان دوستانه ی سلبریتی هاست در این کتاب بیان میشود که مثلا مدونا به آفریقا میرود ،  یک بچه سیاه پوست را به فرزندی قبول میکند و مدرسه ای هم میسازد .این کارمشکل آفریقا را حل نخواهد کرد افریقایی که 20 سالپیش درامدش یک سوم یک اروپایی بوده و الان یک هشتادم یک اروپایی است ، به این اشتباه می افتد که جهان ما جهان عادلانه ای  هست .در حالیکه  آفریقا که جامعه قومی دارد ، دموکراسی برای آن کارآمد نیست  بلکه یک  دیکتاتوری توسعه گرا میخواهد علاوه بر آن باید  جلوی افزایش جمعیت را بگیرند . راه حلش هست  این است و بقیه دنبال فریبکاری هستند . ما با کمک کردن به سلبریتی ها خیال خودمان را راحت میکنیم . یعنی فکر به اصل ماجرا نمیکنیم و سلبریتی ها به راحتی از ما سوءاستفاده می کنند .

شاه قاسمی کتاب درسنامه ی مطالعات شهرت را هم معرفی کرد که در آن افراد مختلف که نگاه انتقادی به سلبریتی ها دارند نوشته اند وهر کدام ازیک منظر این فرهنگ شهرت را نقد کردند.

دکتر احمد نادری : در ایران نهادی نداریم که یک رصد کامل اجتماعی داشته باشد.

دکتر نادری با حضور در این نشست به معرفی اجمالی موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران پرداخت . نادری بیان کرد که این نهاد علوم اجتماعی در کشور است و در 25 /12/1336 مصوبه اش تصویب شد و شروع به کار کرد. در ابتدا هم فعالیت پژوهشی و هم فعالیت آموزشی داشت . از سال 1351 فعالیتهای آموزشی به دانشکده علوم اجتماعی منتقل شد و فعالیتهای پژوهشی همچنان در موسسه ادامه داشت .

مدیر موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی افزود  قبل از انقلاب این موسسه کژ کارکردش زیاد نبوده است و در زمانی که احسان نراقی و غلامحسین ساعدی موسسه را هدایت میکردند،  در خدمت نظام سیاسی کشور بودند، مشاوره میدادند وحتی نقد اصلاحات ارضی را هم داشتند . این موسسه بعد از انقلاب درخشش لازم را نداشت و دوران های پیاپی از رکود را شاهد بودیم .

نادری افزود یکسری کارهای اساسی برای ریل گذاری مسیر موسسه پیش بینی شده است . چون جای خالی نهادی حس میشود که یک رصد کامل اجتماعی داشته باشد. مثلا در موضوعات مختلفی از جمله  سنجش دینداری : ما سه نهاد داریم که هیچ کدام همدیگر را قبول ندارند باید در این موسسه یک تجمعی صورت بگیرد یا در موضوعات مختلف دیگر که به مرکزیت برمیگردد ، مرکز آمار اجتماعی بشود

نادری ادامه داد یک سری سلسله نشست راهبردی را تدارک دیدیم که صاحب نظران مختلف در قالب فهم جامعه ی ایرانی در ابعاد فرهنگی و اجتماعی نظراتشان را مطرح کنند . و از دل اینها نوعی متن سیاستی تهیه شود و به نهادهای کلان کشور ارائه شود .

میثم مهدیار معاون پژوهشی پژوهشکده ی فرهنگ و هنر به فعالیت های پژوهشکده در حوزه ادبیات پرداخت و گفت یکی از محورهای کاری پژوهشکده بازخوانی ادبیات کلاسیک است  و پروژه های مختلفی در حوزه ی مطالعات ادبی و مطالعات حکمی و فرهنگی اجتماعی شروع شده است. این فعالیت ها با حضور جناب آقای سید حسین شهرستانی که هم در فلسفه و هم در ادبیات صاحب ذوق هستند، در حال پیگیری است و  بحث حکمی در شاهنامه را شروع کردند و تا به حال 60 جلسه برگزار شده است. در ادمه آقای سید حسین شهرستانی به ارائه با موضوع ضرورت های حفظ زبان فارسی به عنوان محور حفظ هویت ایرانی اسلامی پرداخت.

سید حسین شهرستانی: شاهنامه ی فردوسی بنیادی نزدیکتر و خویشاوند تر با سنت اسلامی ما دارد

شهرستانی با بیان اینکه رهبر انقلاب هشدار جدی درباره ی زبان فارسی دادند، هشدار را به فال نیک گرفت و گفت  بعد از انقلاب گویی زبان فارسی در ادواری بیرون از اهداف و جهتگیری های انقلاب اسلامی قرار گرفته بود .و ما در این حوزه در بازگشت به بنیان های هویتی عقب  افتادیم. شهرستانی افزود یکی از بنیادهای اساسی بازیابی خویشتن تاریخی بازیابی زبان و ادبیات فارسی است و آن نقطه ای که خودمان و تاریخمان را ذخیره کردیم  و به یک نیروی جاودانی تبدیل کردیم . در قبل از انقلاب به خاطر پس زده شدن هویت دینی برای جبران این خلأ به مسئله ی زبان فارسی و به نحوی ایران جدید توجهی شد و توسط شخصیت های جدی همچون قزوینی و ملک الشعرای بهار و فروغی بازسازی شد و درکنار پروژه های نوسازی رضا خانی یک جور بازیابی هویتی از مسیر بازسازی زبان و کشف مجدد زبان فارسی و رجوع مجدد به زبان فارسی مثل سعدی و مولانا و حافظ و فردوسی  شد به خصوص فردوسی که هم بنیانگذار ایران جدید و زبان فارسی است .

شهرستانی ادمه داد اتفاقات بزرگی رخ داد. اولین بزرگداشت فردوسی به همت فروغی برگزار شد و بعضی از بزرگان ادبیات فارسی در آن حضور داشتند . پس از آن بود که جریانهای تحقیق ادبی در ایران شکل گرفت .

شهرستانی افزود : یکی از بنیادهای علوم انسانی در ایران پژوهش انتقادی ادبی در ایران است . دانش ادبی و پژوهش ادبی به سبک مدرن، زادگاه علوم انسانی در ایران است . پژوهشگران همه نسبت به سنت زبانی ما آگاهی داشتند . از غلامحسین ساعدی تا آل احمد ، شریعتی و… دست پری از دانش ادبی داشتند . این اتفاق بعد از انقلاب به دلیل تقابل ایدئولوژی اسلامی و  ملی گرایی به نحوی زبان فارسی عقب رانده شد . ما الان برای بازیابی هویت خودمان به این توجه نداریم که این میراث تاریخی که ما برای رجوع به آن هزار جا سرک میکشیم  دست کم به همان اندازه که در نزد ملاصدرا هست نزد حافظ و فردوسی هم هست . ما تصور میکنیم  شکل خالص تفکر اسلامی همان فلسفه ی ملاصدراست درحالیکه شاهنامه ی فردوسی حتی به جهت اسلامی بنیادی نزدیکتر و خویشاوند تر با سنت اسلامی ما دارد .

آنچه که مهم است این اتفاق جدایی بین ادبیات و تمدن و تفکر هم زمان در دو جریان  بود وقتی حوزه ی ادبیات فارسی از مسئله علم، توسعه، دانشگاه و بازسازی سیاسی کشورجداشد ، به حوزه ی پژوهش ادبی صرف تبدیل شد .همینطور مسائل نظری هنر در واقع تبدیل شده به حوزه ی تهی از مسائل بنیادینی که امثال ملک الشعرای بهار که به عنوان شاعر و محقق ادبی با آن درگیر بودند اما الان عمدتا مصحح هستند  و در حوزه های خاص ادبی فعالیت میکنند

ما باید کوشش کنیم مواجه های ما با ادبیات مواجه ای از سنخ اولا معاصر باید باشد اما دانشکده ی ادبیات ما دانشکده معاصری نیست و دانشجویان یک علم منسوخ از دست رفته یاد میگیرند و با مسئله ی جهان جدید وعلم جدید مرتبط نیستند و از طرف دیگر آن حوزه ای از دانش که در نوک پیکانش علوم اجتماعی است مرتبط با نبض جهان و زمان تحولات شتابنده ی جهان و اقتضاعات جهان جدید است از حوزه ی زبان تا حدود زیادی غفلت کرده است . تلاش ما این است که این دو حوزه را بهم مرتبط کنیم . یعنی مواجه های از سنخ مواجه ی انسان معاصر با پرسش خودش در ادبیات و حال و هوای خودش با سنت ادب فارسی و ادبیات فارسی از سر پرسش های جدی حکمی و نه تفنن . ادبیات فارسی زینت جهان ما نیست بنیاد جهان ماست و اگر ما نسبت به آن بی موالات باشیم و آن را خرج پروپاگاندای سیاسی بکنیم خانه ای که در آن ساکن هستیم ویران کردیم، خانه ی ما زبان ماست و به تعبیر بلند انوری شاعر بزرگ پارسی سرا این قاعده گر چنین بماند بنیاد خرابه ی جهان است.

میثم مهدیار برای دعوت از دکتر میان آبادی گفت یکی از موضوعات اساسی جامعه ما در این چند سال که به یک معنایی هم وجه رسانه ای هم پیدا کرده است . بحث آسیب های اجتماعی است اما رویکرد حاکمیت رویکرد حمایتی از معلول های اجتماعی بوده و کمتر سراغ علت ها رفته است ووقتی وارد حوزه ی علوم اجتماعی میشود . جامعه شناسان در بحث راهبرد انگشت اتهام را به سمت مهندسان  میگیرند یا به سمت مردم میگیرند یا به سمت حاکمیت میگیرند و کمتر ما راجع به خود نظام علم و نسبتش با کانونهای تولید علم اجتماعی مواجهیم یکی از مهمرتین این کانون ها بحران محیط زیست بوده است . علوم انسانی کاملا در گسست جغرافیای بوم رشد پیدا کرده است. از سمت علوم انسانی که گرایشی به مسائل محیط زیست نبوده اما از سمت مهندسان  به سمت مسئله ی علوم اجتماعی با محوریت آّب تلاشهایی بوده است. دکتر میان آبادی دکترای سیاستگذاری آب دارند و اخیرا مقاله ای نوشتند باعنوان هیدرولوژی اجتماعی  و دغدغه شان را بیان کردند.

دکتر حجت میان آبادی : مسئله آب علاوه بر جنبه فنی و مهندسی ابعاد اجتماعی، اقتصادی و سیاسی دارد که مغفول مانده است.

دکتر حجت میان آبادی اینطور بحث را آغاز کردند که سیل اخیر علی رغم تمام خسارات خیر و برکات داشت و توانست خیلی از مسائل را باز کند جای مغفول علوم انسانی و به ویژه جامه شناسی را در مسائل آب نشان دهد .

سیل اخیر در لرستان و خوزستان در بهمن ایجاد شده بود ولی در فروردین در گلستان و لرستان چه اتفاقی افتاد وقتی سیل آمد مسئولین به مردم گفتند شهرها را ترک کنید چون قرار است سیل بیاید .خانه هایتان زیر آب میرود، اسکان تدارک داده شده است. بعد از سیل برگردید به خانه هایی که هیچ پایداری ندارد . اما وقتی مخزن سدهای کرخه باز شد و اب سرازیر شد به شهرهای خوزستان مردم شهر های خودشان را ترک نکردند روستایی ها و مردم خوزستان ماندند و ساختن و حفاظت از شهر در برابر سیل را شروع کردند و به گونه ای اصرار بر ماندن بود که مسئولین پشت سر این ها برگشتند . مردم خوزستان اگر شهر هایشان را ترک میکردند خسارت چندین برابر میشد . سوالی که دوستان جامعه شناسی باید جواب بدهند این است که چرا مردم گلستان و لرستان اینقدر راحت خانه ها را ترک کردند اما مردم خوزستان این کار را نکردند . و خسارات کشوری سیل را  را به میزان بسیار جدی کاهش دادند . این یک مثال  بسیار کوچکی از مسائل اجتماعی آب است. توجه به این که مسائل قومیتی و نزاع های جدی بین آنها وجود دارد که نه تنها این مسائل اجتماعی بر کاهش خسارت سیل اثر گذاشت ، خود سیل هم باعث پیوند اجتماعی مردم در خوزستان شد .

در دنیا به این رسیدند که بحث مشارکت مردمی در مسائل آب مهم است . هر حادثه ای که رخ میدهد کارشناسان عمران و مدیریت منابع آب میروند تا بررسی کنند و از شرایط درس بگیرند .در این سیل جای دو گروه خالی بود یک روانشناس ها و مهمتر از آن جامعه شناس ها. اصولا هیدرولوژی اجتماعی بدون مثالهای عینی ، مباحث نظری صرف خواهد بود ،  در مدیریت سیل و خشکسالی اگر مخازن زیر زمینی ما تخلیه شده ،تهران به منطقه ی امنیتی رسیده ،اگر دشت  نیشابور به مسئله ی بحرانی رسیده ، اگر زمین خط راه آهن تهران مشهد فرونشست داشته و به شدت چالش امنیتی برای کشور دارد ، اینجاست که جای جامعه شناسان باید بسیار پررنگ باشد.

سال 69 ، 70 یک سیلی در استان سیستان و بلوچستان می آید . 19 روستا را کلا از بین میبرد . مسئولین محترم فن سالار میگویند که روستاها که از بین رفته و جای روستاها هم به فرض غلط نامناسب است . رفتند جای دیگر ساختند و 19 روستا را تجمیع کردند . منطقه ای به نام علی اکبر درست کردند که الان یکی از شهرهای اطراف زابل است . وضعیت زیست اینها از نظر بزه اجتماعی و مشکلات امنیت اجتماعی یکی از پر تنش ترین و مشکلزا ترین منطقه در سیستان و بلوچستان است ، فقر ، نا امنی اجتماعی ، فساد اخلاقی و اقدامات گروه های تروریستی …

تبعات اجتماعی سیل ، به آن فکرکردید ؟ مطالعه کردید ؟ برنامه دارید؟مگر مسائل قومیتی لرستان و خوزستان پررنگ نیست ؟

هلند و انگلستان دو کشور نزدیک هم که مرز دریای یکسان دارند که از نظر اقلیم و بارندگی شبیه همدیگر هستند. اتحادیه اروپا که میخواست سیاستگذاری مدیریت سیل را تصویب کند ، سوال شد که چرا در لندن با اقلیم مشابه سیل می آید و شهر زیر آب میرود اما در هلند سیل می آید و هیچ آبی بر روی زمین نمی ماند؟ اتحادیه ی اروپا یک پروژه ی سنگین تعریف کرد و به دو دانشگاه داد. خروجی این تحقیق در یک جمله این است که دولت هلند در 60 سال گذشته به خاطر یک سیل خانمان برانداز روی دو موضوع کار کرد فلسفه ی سیل را بر اساس شاخص ها و معیارها و موارد مذهبی و فرهنگی و اجتماعی خودش تئوریزه کرد . و بعد ازآن مسئله ورود علوم اجتماعی به مسئله ی سیل بود . فرق مدیریت سیل در هلند با مدیریت سیل در انگلستان این است که در انگلستان مردم باور دارند که سیل باید بیاید و مدیریت سیل کار دولت است ولی دولت هلند 60 سال کار کرد و گفت مردم هلند اعتقاد دارند مدیریت سیل کار مردم است .

ما وقتی درمورد مسائل اجتماعی آب صحبت میکنیم ، اولین سوالی که باید جواب بدهیم این است که آب چیست ؟ اگر این را جواب دادید مسائل آبی حل میشود .آب سیستمی متشکل از 4 زیر سیستم است :1- سیستم فنی مهندسی 2- انسانی ، اجتماعی و اقتصادی 3-اداری ، سازمانی و حقوقی 4-سیاسی و هیدروپولیتیکی

اگر خواستید در مسئله ی آب نظر تخصصی بدهید هر طرح منابع آبی ، هر مطالعه منابع آبی که چهار زیرسیستم را با همدیگر نداشته باشند بلاشک محکوم به شکست است .

هیدرولوژی اجتماعی  اندرکنش زیر سیستم اجتماعی را با زیرسیستم فنی و مهندسی را میگویند.

چطور مسائل آب برمسائل اجتماعی و بالعکس بر هم اثر میگذارند . در هلند پروژه هایی دارید نظیر اثر ساخت سد بر روی اخلاق و فرهنگ شهری  اینها مسائل تئوریک نیست از دل سیاست در آمده است.

دکتر محمد رحمتی: دستاورد نئولیبرالیسم در ایران فروکاست حوزه ی دین از عدالت اجتماعی به حوزه ی فردی است

دکتر محمد رحمتی تز دکتری خود را تحت عنوان صورتبندی رویکردهای متفاوت به مسئله عدالت به خصوص در حوزه نقد رویکردهای نئولیبرال به سرانجام رساندند و درباره سوژه ی نئولیبرال در جمهوری اسلامی و پیامد ها و تبعاتش به سخنرانی پرداختند.

انقلاب ما یک انقلاب فرهنگی بود .رویکرد انقلاب اسلامی با خیلی از انقلابها متفاوت است و بحث مطالعات فرهنگی به خاطر بحث انقلاب اسلامی به وجود آمد . بعد از انقلاب و در برهه ی 8 ساله ی جنگ چرخشی در حاکمیت ایجاد شد که در آن نظام حکمرانی ما سمت و سوی متفاوت پیدا کرد . جای مردم را بخش خصوصی گرفت ، سیاست جای خودش را به اقتصاد داد مردم سالاری و دموکراسی جای خودش را به آزادی فردی داد و رقابت به جای مشارکت و تعاون اجتماعی قرار گرفت.

اما دغدغه ی من این بود که چه اتفاقی افتاده که به اینجا رسیدیم، سازوکارهایی که دست به دست هم دادند برای این اتفاقات را پیدا کنم . برای این کار سراغ یک مطالعه موردی رفتم که جراحی زیبایی بود ، سوژه هایی که در جمهوری اسلامیی به سراغ جراحی زیبایی می روند . مردم در امور مختلف زندگیشان از مسکن و ماشین و حتی وضعیت ظاهری مدام باز آفرینی میکنند . خشن ترین نوع باز آفرینی در دنیا باز آفرینی روی بدن هست و مصداق کاملش جراحی زیبایی است . اینکه علت چیست ؟ و چرا در یک انقلابی اتفاق افتاد که عدالتخواهانه ترین و معنویت گرایانه ترین انقلاب قرن بیستم است. آمارهای جراحی زیبایی در ایران رتبه ی 20 و پایین تر را بدون احتساب جمعیت در جهان داریم.

در این تحقیق بحث جامعه ی بازار و بحث حکمرانی نئولیبرال را مطرح کردم. جامعه بازار : سازو کارهای بازار آزاد در جامعه تحقق  پیدا میکند و به نوعی اخلاق اجتماعی تبدیل می شود مثل رقابت در عرصه ی اقتصاد که تبدیل شود به رقابت اجتماعی بین افراد یا مکانیسم عرضه و تقاضا در روابط اجتماعی ما آدم ها بنشیند .

حکمرانی نئولیبرال سازوکارهای اصلی اقتصادی مثل رقابت ، ریسک پذیری ، عرضه و تقاضا ، موفقیت طلبی مفاهیمی اند که در حوزه ی اقتصاد تعریف شدند . وقتی نظامی این مفاهیم را از عرصه ی اقتصادی به عرصه اجتماعی میبرد ما به سمت حکمرانی نئولیبرال مثل غلبه ی مکانیسم عرضه و تقاضا بر حوزه های اجتماعی می رویم. مثل همین بحث خصوصی سازی مدارس که حوزه ی فرهنگی اجتماعی اند و ایران پیشرو در این موضوع است .

70سوژه ی نئولیبرال  تا کنشکر زیبایی در تهران را مورد مطالعه قرار دادیم. هیچ کدام از سوژه ها دنبال بحث سیاسی نبودند و سیاست را کنار گذاشته بودند و حتی موردهایی بود که فرد دنبال بحثهای سیاسی نمیرفت و همزمان دوست دار آقای سروش و آیت الله ضیا آبادی بود و دنبال جراحی زیبایی هم میرفت.

دستاورد نئولیبرالیسم در ایران فروکاست حوزه ی دین از عدالت اجتماعی به حوزه ی فردی است.

بدون دیدگاه

ارسال پاسخ