کتاب «نژاد و بازنمايي پس از يازدهمِ سپتامبر»

کار ترجمه کتاب «نژاد و بازنمايي پس از يازدهمِ سپتامبر»، توسط محمد مهدی وحیدی، به پایان رسیده و به زودی توسط پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی به چاپ خواهد رسید.

 

کتاب «نژاد و بازنمايي پس از يازدهمِ سپتامبر»[1] اثرِ «اِوِلين السلطاني» مشارکتي ارزشمند در بحث پيرامونِ سياستِ بازنمايي در رسانه‌هاي جريانِ اصليِ ايالاتِ متحده در دورانِ پس از يازدهمِ سپتامبرِ 2001 است. السلطاني نشان مي‌دهد که حوادثِ يازدهمِ سپتامبر، بر خلافِ انتظارات، نه‌تنها موجبِ عکس‌العملِ مستقيمِ رسانه‌ها عليهِ مسلمانان نشد بلکه در کنارِ احساساتِ ضدّ اسلامي، در گفتمانِ رسانه‌اي، نوعي همدلي و همبستگي با مسلمانان نيز مشاهده مي‌شد. در آن حينِ که دولتِ ايالاتِ متحده مدّعيِ حمايت از تنوّعِ نژادي در جامعة امريکا بود برنامه‌هاي تلويزيوني نيز به پخشِ روايت‌هايي از زندگيِ مسلمانانِ بيگناهي مي‌پرداختند که قربانيِ دسته‌بنديِ نژادي شده بودند. السلطاني مي‌گويد که اين‌گونه بازنمايي‌ها در گفتمانِ جريانِ اصلي به مثابهِ رواداريِ چندفرهنگ‌گرايانة امريکا و تمايلِ آزادمنشانة اين کشور نسبت به تکثّر و به‌رسميت‌شناختنِ تفاوت تفسير مي‌شد که در تضادّ کامل با قلدرمآبيِ نفرت‌انگيزي قرار داشت که تروريست‌ها نماينده‌اش بودند. درواقع، رسانه‌هاي جريانِ اصليِ ايالاتِ متحده، غالباً بر اين باورند که امريکا اکنون به يک جامعة «پسانژادي» تبديل شده و نابرابريِ نژادي در اين کشور ديگر آن‌قدر مسئلة مهمي نيست که نيازمندِ توجهِ قانون‌گذاران باشد.

از نظرِ السلطاني، چنين ساده‌انگاري‌هايي باعث شدند که حقيقتِ اصلي پوشيده بماند چراکه ارائة اين‌گونه تصاوير از مسلمانان، منکرِ وجودِ پيوندهاي نژادي ميانِ مسلمانان و تروريست‌ها يا بينِ اسلام و خشونت نيستند. کاري که اين بازنمايي‌ها انجام مي‌دهند تمايزقائل‌شدن ميانِ مسلمانانِ «خوب» و مسلمانانِ «بد» است. اين شيوه‌هاي بازنمايي ـ که السلطاني آن‌ها را «بازنمايي‌هاي پيچيدة ساده‌شده» مي‌نامد ـ همان کليشه‌هاي منفيِ پيشين را حفظ مي‌کنند اما سعي دارند آن‌ها‌ را با استفاده از تصوير‌سازي‌‌هاي مثبت از عرب‌ها و مسلمانان تعديل نمايند. اين راه‌بُرد باعث نمي‌شود که ديگري با همان ويژگي‌هاي واقعيِ خودش بازتوليد شود بلکه نسخه‌اي خاص توليد مي‌کند که در آن، ديگري موجودي پَست است و همين نسخه است که به کارِ اهدافِ ايالاتِ متحده در جنگ با ترور مي‌آيد.

السلطاني براي روشن‌کردنِ بحثِ خود مثال‌هاي متعدّدي ارائه مي‌کند. او در فصل‌هاي اول و دوم به بررسيِ سريال‌هاي تلويزيونيِ پُرمخاطبي مثلِ 24، تمرين و قانون و نظم مي‌پردازد تا نشان که بسطِ هم‌دلي نسبت به مسلمانان، چگونه به گفتمانِ گسترده‌ترِ امنيت محدود مي‌شود که در آن حقوقِ اساسي مي‌توانند به طرزِ مشروعي به حالِ تعليق دربيايند و دسته‌بنديِ نژادي به موضوعي «قابلِ درک» تبديل شود. السلطاني اين نوعِ تازه از نژادپرستي را «نژادپرستيِ دوجانبه» مي‌نامد که از طريقِ منطقِ استثناء در دموکراسي‌هاي چندفرهنگيِ ليبرالِ امروزي امکان‌پذير مي‌شود. السلطاني در فصل‌هاي 3 و 4 در موردِ سطوحِ متفاوتي از همدلي بحث مي‌کند که نسبت به زنان مسلمان و مردانِ مسلمان ابراز مي‌شود. به اعتقادِ او، زنانِ مسلمان به مثابة افرادي سزاوارِ ترحّم به تصوير کشيده مي‌شوند که در انتظارِ نجات از سويِ فمينيسمِ روشن‌فکرانة غربي هستند و توانمندي‌ها و امکاناتِ سياسيِ خودِ ايشان ناديده گرفته مي‌شود؛ اما يک تروريستِ مذکر هرگز به شکلِ فرديْ قربانيِ شرايطِ سياسي بازنمايي نمي‌شود بلکه به يک منحرفِ رواني‌ـ‌اجتماعي و يک دگرجنس‌خواهِ شکست‌خورده تقليل مي‌يابد که ناکامي‌هاي خود را از طريقِ زن‌ستيزي و بنيادگرايي بروز مي‌دهد و اين ويژگي‌ها به عنوانِ مشخصه‌هاي مردانِ مسلمان ارائه مي‌شوند.

السلطاني در فصلِ پنجم نشان مي‌دهد که آگهي‌‌هاي خدمتِ عموميِ ارائه شده در در دورانِ پس از يازدهمِ سپتامبر در پيِ آن بودند که با به‌تصوير درآوردنِ يک جامعة آرمانيِ متنوّع امّا متّحد، با جناياتِ ناشي از تنفّر نسبت به مسلمانان مقابله کنند اما کاري که انجام دادند صرفاً ارائة معيارهايي براي نوعِ قابلِ قبولي از تنوّع و تکثّرگرايي بود. اين نوع از ـ به تعبيرِ السلطاني ـ «ميهن‌پرستيِ تنوّع» باعثِ محدودشدنِ دامنة شمولِ مسلمانانِ «خوب» مي‌شود. نويسنده اعتقاد دارد که در اين‌جا، آن‌چه موجبِ «خوب» انگاشته شدنِ مسلمانان مي‌شود رابطة آن‌ها با اسلام نيست بلکه ارتباطشان با ايالاتِ متحدة امريکاست و بنابراين، آگهي‌هاي خدمتِ عمومي به طورِ ناخواسته در «ایجادِ یک نسخة انحصاریِ خاص از تکثّر مشارکت می‌کنند که در آن لازم است افراد به یک همسانیِ میهن‌پرستانه نزدیک شوند تا بتوانند به درجة شهروندیِ فرهنگی دست یابند» (السلطاني، 2012: 148). اين عبارت، جوهرة معنايي است که السلطاني از «بازنمايي‌هاي پيچيدة ساده‌شده» در نظر دارد؛ يک راهبُردِ بازنمودي که از تاريخِ اجتناب مي‌کند، سياست را ناديده مي‌گيرد و شدّت و دوامِ نژادپرستيِ نهادينه‌شده را انکار مي‌کند تا روايتي ايدئولوژيک از يک جامعة پسانژادي توليد کند. اين، به تعبيرِ السلطاني، شکلِ حقيقي «نژادپرستيِ پسانژادي» است.

کتاب السلطاني مشارکتي مهم در حوزة مطالعاتِ فرهنگي و رسانه‌اي است. درست است که کتاب به موضوعِ آشنايِ نژادپرستيِ امريکايي مي‌پردازد اما با مسئلة بغرنجِ تازه‌اي نيز درگير مي‌شود که عبارت است از تداومِ اين نژادپرستي در دنياي چندفرهنگي‌اي که خود را فارغ‌شده از مسائلِ نژادي مي‌داند. السلطاني نشان مي‌دهد که چگونه مي‌توان به طرزِ موفقيت‌آميزي به نقدِ مسائلي پرداخت که در گفتمانْ دروني‌ شده اند. به علاوه، او ضمنِ استفاده از نظرياتِ نظريه‌پردازانِ مطرحي چون جورجو آگامبن و جاسبير پوآر، امکاناتِ نظريِ تازه‌اي را به معرضِ ديد مي‌گذارد که مي‌تواند در نظريه‌پردازي‌هاي آتي موردِ استفاده قرار گيرد. کتاب به طورِ کلّي شيوه‌هايي جديد براي نظريه‌پردازي پيرامونِ رابطة ميانِ ليبراليسم، فرهنگ و قدرتِ دولت عرضه مي‌کند و نقدي قدرتمند و به لحاظِ سياسيْ ضروري، از منطقِ گفتمانيِ ايالاتِ متحدة امروز به دست مي‌دهد.

 

فهرست کتاب

مقدمه

عرب‌ها و مسلمانان در رسانه‌هاي ايالاتِ متّحده، قبل از يازدهمِ سپتامبر

پساـ‌يازدهمِ سپتامبر به عنوانِ پسانژاد؟

فراتر از بازنمايي‌هاي مثبت

۱- به چالش کشیدنِ کلیشۀ تروریست           

بازنمايي‌هاي پيچيدة ساده‌شده

راه‌برد اول: اضافه‌کردنِ امريکايي‌هاي عرب يا مسلمانِ ميهن‌پرست

راه‌بُردِ دوم: همدردي با وضعِ تأسف‌برانگيزِ عرب‌ها و مسلمانانِ امريکايي در دورانِ پس از يازدهمِ سپتامبر

راه‌بردِ سوم: به چالش‌کشيدنِ تلفيقِ عرب/مسلمان با استفاده از هويت‌هاي مسلمانِ متکثّر

راه‌بردِ چهارم: چرخاندنِ دشمن

راه‌برد پنجم: انساني‌کردنِ تروريست‌ها

راه‌برد ششم: به نمایش درآوردنِ ایالات متحده به شکلِ یک جامعة چندفرهنگی

راه‌برد هفتم: تخيلی‌کردنِ کشورِ مسلمان یا خاورمیانه‌ای

واکنش به بازنمايي‌هاي پيچيدة ساده‌شده

شکنجه در زمانِ پُربيننده

2- سوگواري براي تعليقِ حقوقِ مدنيِ امريکايي‌هاي عرب‌تبار           

نژادپرستیِ دوگانه، نژادپرستی استثنایی

سوگواريِ خيرخواهانه

عدالت میهن‌پرستانه و آرمان‌های امریکایی

عواطفِ خیرخواهانه، ملّتِ خیرخواه

3 – برانگیختنِ همدلی با زنان مسلمان

زيرِ حجاب آشکار مي‌شود

نجاتِ آمنه لاوال

خشمگین‌ از خشمِ شما

4 – کنترل‌کردنِ همدلی نسبت به مردانِ مسلمان        

تبيينِ عللِ تروريسم

دگرجنس‌گراییِ مغلوبِ جان واکر لیند

«من يک امريکاييِ مسلمان هستم»

به مسلمانیِ کیکِ سیب

محدودیت‌های میهن‌پرستیِ تکثّرگرايانه

خاتمه

نژادپرستیِ پسانژادی در دورانِ اوباما

به چالش کشیدنِ بازنمایی‌های پیچیدة ساده‌شده

[1] Alsultany, Evelyn. 2012. Arabs and Muslims in the media: race and representation after 9/11.

New York: New York University Press.

بدون دیدگاه

ارسال پاسخ