سید حسن شهرستانی در پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی: تجلی اندیشه های عمیق وعواطف لطیف، ادبیات است. همانطوری که در هر 100 هزار نفر یک نفر شاعر و نویسنده می‌شود، یک حد اجتماعی دارد؛ اما همه باید درست بنویسند.،درست نوشتن وظیفه‌ی همه است. بد سخن گفتن گرفتاری درست می‌کند.

دکتر حسن شهرستانی:شعر فارسی پنجره ای به دانش‌های گوناگون ماست

این استاد دانشگاه هنر، بیانات خود را با  این شعر آغاز کردند :جنبش اول که قلم برگفت/حرف نخستین ز سخن درگرفت/ پرده خلوت چو برانداختند/ جلوت اول به سخن ساختند/ تا سخن آوازه دل در نداد/ جان تن آزاده به گل در نداد/ چون قلم آمد شدن آغاز کرد/ چشم جهان را به سخن باز کرد.

شهرستانی ادامه داد: زبان و ادبیات از هم جدا هستند. تجلی بارزادبیات درشعراست. عرفان بیان هنری دین است و شعر بیان هنری سخن است. این ها دو مفهوم اند که مثل واژگان محسوس درکتاب‌ها قراردارند. اما وقتی به مفاهیم رسیدیم، معنی نمی‌شوند. یک تعریف جامعی برای اخلاق که همه بشناسند، امکان پذیر نیست. لغت محسوس ساده نیست احتیاج به مفهوم دارد. در ترجمه ادبیات کار مشکلی در ییش داریم.

وی افزود: در مخزن الاسرار داریم که خط هر اندیشه که پیوسته اند/ بر پر مرغان زبان بسته اند . اینجا نشان می‌دهد که سخن عامل انتقال اندیشه است، هیچ مرکبی برای انتقال اندیشه و رابطه غیر از سخن نیست. در حیطه ی سخن ما با درست و نادرست کار داریم ، اگر 90 درصد آنچه می‌گویم را بتوانیم به دیگری منتقل کنیم؛ می‌گویند درست سخن گفته است و تفاهم ایجاد می‌کند. یکی از فجایع تاریخ اجتماعی ما نافهمی حرفهای همدیگر است. بی تأملی و کم صبری باعث نافهمی میشود. ادبیات چه شفاهی و کتبی چه منظوم و چه منثور وقتی لطائف خیال به آن اضافه می شود، شعرایجاد می‌شود که نسبت عموم خصوص مطلق دارند. هر سخنی شعر نیست ولی هر شعری سخن است. نویسنده نه فقط درست می‌نویسد، بلکه نبض عاطفه‌ی سخن دست اوست، ما را زیر و رو می‌کند وهمین مایه‌ی ماندگاری سخن می‌شود. مثلا شما منتظر دوستی هستید، می‌گویید:علف زیر پایم سبز شد اما بیان مولوی این بیت است که روزم به عیادت شب آمد/جانم به زیارت لب آمد/از بس که شنید یاربم چرخ/ از یارب من به یارب آمد. این پیچ عاطفی و زیبا در شعر، مقدمه‌ی جاودانگی است.

ایشان اینگونه ادامه داد که تجلی اندیشه های عمیق وعواطف لطیف، ادبیات است. همانطوری که در هر 100 هزار نفر یک نفر شاعر و نویسنده می‌شود، یک حد اجتماعی دارد؛ اما همه باید درست بنویسند.،درست نوشتن وظیفه‌ی همه است. بد سخن گفتن گرفتاری درست می‌کند.

این استاد دانشگاه بیان کرد که نظامی در چهارمقاله گفته است که شعر به هرعلمی وارد شود، تمام دانش ها را در خود هضم میکند، ادبیات علم است؛ اول باید آن را آموخت. شعر فارسی پنجره ای به دانش های گوناگون ماست. کیمیای سعادت با نثرساده در قرن 9 یک دایره المعارف اجتماعی است. درسفرنامه‌ی ناصرخسرو پیشینه‌ی‌ علم اقتصاد، کشاورزی، معماری، پزشکی هویداست. او مثل یک مهندس ساختمان مسجد را توصیف می‌کند، فاصله ی بین شهرها دقیق ، تاریخ ها را دقیق مطرح میکند.

این استاد دانشگاه اضافه کرد: اساس کار فردوسی خرد است.شاهنامه، نبرد وجنگ نیست. فقط 35 بیت شامل جنگ و زد و خورد است. بقیه سخن و حکمت است. چرا که حکیم بزرگ شیعه‌ی فرزانه این را آفریده است. حکیم طوس ازمبانی انسان شناسی تا انسان انقلابی سخن سرمی‌دهد.  آداب سخن وری، طلاق، ازدواج، جنگ، حفظ محیط زیست و علم در شعر فردوسی وجود دارد. انسان فردوسی یک بعدی نیست اینگونه است که شعروقافیه و وزن باقی می‌ماند و دستکاری نمی‌شود.

شهرستانی افزود: ممکن است دانش های بشری را جوری بیان کنیم که ماندگار شود . اساس روانشناسی جدید روانشناسی فروید است که درسیرتاریخی آن از افلاطون به فروید پرواز می‌کنند. تاریخ علم در خط آتن –پاریس کار می‌کند درحالیکه غزالی 900 سال پیش در کیمیای سعادت روانشناسی تربیتی نوشته است و نگاه جدید به شرعیات و فقه دارد.

وی سخنان خود را با مثالی دیگرادامه داد: فروید مثال مشهوردیگ بخار را برای مفهوم ناخودآگاه دارد. دردفتر اول مثنوی این مفهوم آورده شده است :دو دهان داریم گویا هم‌چو نی/ یک دهان پنهانست در لبهای وی/یک دهان نالان شده سوی شما/های هویی در فکنده در هوا /لیک داند هر که او را منظرست/ که فغان این سری هم زان سرست/ دمدمهٔ این نای از دمهای اوست/ های هوی روح از هیهای اوست/ گر نبودی با لبش نی را سمر/نی جهان را پر نکردی از شکر. نی از دیگ هم زیباتر است.

 

شهرستانی در پایان گفت: چیزی بین دو دنیای محسوس و معقول وجود دارد که خاص انسان است و آن عالم خیال است. پروردگارانه است . اراده میکنید پدربزرگ ،در ذهنتان نقش میبندد. آنچه دنیای خیال ذهن را گسترش می‌دهد ،حوزه ی هنر است؛ هرکه عالم خیال توسعه یافته تر، هنرمندتر است.

بدون دیدگاه

ارسال پاسخ