کارگاه بازنمایی و تحلیل روایت در فیلم توسط گروه مطالعات رسانه و به همت پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی برگزار گردید. ارائه و طرح بحث در این کارگاه توسط دکتر مجید سلیمانی ساسانی(مدیر گروه مطالعات رسانه) صورت گرفت. در ذیل مباحث کارگاه بازنمایی و تحلیل روایت فیلم و همچنین صوت کامل جلسات منتشر می گردد.
بخش اول: کلیات و مفاهیم
1. روایت
روایت، برساختی برآمده از فرهنگ و گفتمان است که وجود «فرایندی ارتباطی» در آن الزامی است. بدین معنا که حضور راوی یا قصه‌گو و یا نویسنده از یک‌سو و مخاطب از سوی دیگر، روایت را معنادار می‌کند. ضمن اینکه روایت از «توالی» و «نظمی معنادار» برخوردار است که این نظم، دارای «ساختار» بوده و «قابلیت شناخت» دارد.
2. فیلم روایی
به‌طورکلی می‌توان گفت هر فیلمی که قصه‌ای را روایت کند و بر خط قصه تأکید خاصی داشته باشد و یا به تعبیری، جنبه دراماتیک داشته باشد را می‌توان فیلم روایی دانست. فیلم‌های مستند هم اگر در پی روایت قصه یا ماجرایی باشند، فیلم روایی هستند. البته این مسئله مورد مناقشه بوده است. خصوصاً هنگامی‌که با فیلم‌هایی مواجه می‌شویم که اصطلاحاً آن‌ها را پست‌مدرن نامیده‌اند. می‌توان نتیجه گرفت که فیلم روایتی، فیلمی داستان‌گو است که رمزگان سینمایی را در جهت روایت خود به‌کار می‌برد. به همین علت، تحلیل روایت فیلم، شاخص‌های فنی سینمایی را نیز باید در حدی مدنظر داشته باشد. زیرا رمزگان سینمایی، مفهوم اجزای روایت را تکامل می‌بخشد.
3. تمایز مفهومی روایت، داستان و گفتمان
طبق تعاریف:
الف) داستان«ترتیب واقعی رویدادها به‌صورت مسلسل و مجرد» است.
ب) در حالی که روایت «سلسله‌ای از رخدادها به زبان راوی» است.
ج) گفتمان؛ چگونگی ارتباط میان راوی، داستان و خواننده است (توجه به زمینه تولید متن).
4. تمایز پی‌رفت (Sequence) و پی‌رنگ (plot)
«پی‌رنگ» نشان‌دهنده «توالی» وقایع است، اما مفهوم «پی‌رفت» در روایت، با دو اصل «علیت» و «زمان» در ارتباط است و روایت را نتیجه توالی منظم و علّی می‌داند.
5. اولین قدم‌ها در تحلیل روایت
انجام مطالعات مقدماتی در مورد فیلم: در تحلیل روایت، تحلیل راوی و پیشینه آن اهمیت زیادی دارد. همان‌گونه که پیش‌ازاین نیز اشاره شد، راوی می‌تواند شبکه‌ای از افراد، از نویسنده تا کارگردان و بازیگر را شامل شود. به‌طور ضمنی می‌توان مطالعات مقدماتی را شامل مواردی همچون؛ شناخت راوی و یا راویان فیلم، شرایط تولید فیلم، حمایت‌های مالی، وضعیت مخاطبان، شرایط سیاسی و اجتماعی قبل و پس از اکران و مواردی ازاین‌دست دانست.
 تبدیل فیلم به متن نوشتاری: تماشای دقیق فیلم و یادداشت‌برداری از وقایع، گفتگوها و تصاویر در این مرحله اهمیت بسزایی دارد. از همین رو، هر آنچه در تحلیل نیازمند آن هستیم، باید به‌صورت مکتوب تهیه شود. در پایان، متن مکتوب کاملی که همه اجزای متن فیلم را در بردارد، در اختیار پژوهش قرار می‌گیرد.
 تبدیل متن نوشتاری به متن روایی: در این مرحله، متن خلاصه و اجزای غیرروایی آن حذف می‌گردد. در این صورت، متن به گزاره‌هایی روایی تبدیل خواهد شد که این گزاره‌ها، برآمده از گفتگوها، تصاویر و روند کلی داستان است.
 گزینش گزاره‌های روایی در موضوع پژوهش: پس از تبدیل متن به گزاره‌های روایی، گزاره‌هایی که در موضوع این پژوهش قرار دارد، گزینش می‌شود. در پایان این مرحله، تنها گزاره‌هایی از روایت باقی خواهد ماند که به لحاظ موضوعی به پژوهش ارتباط کافی را داشته باشند. این گزاره‌ها هم شامل روند کلی داستان، رمزگان صحنه‌های سینمایی و هم گفتگوها است.
بخش دوم: تحلیل راوی
بخش سوم: تحلیل زمان در روایت

ژنت در ابعاد پنج‌گانه تحلیل روایت خود از دو بعد «ترتیب» و «تداوم» سخن می‌گوید که این دو بعد، تحلیل زمان در روایت را به‌خوبی پوشش می‌دهد.
1- ترتیب:
بررسی نظم زمان در روایت: مقایسه ترتیب بیان وقایع در متن در مقایسه با ترتیب رخ دادن آن‌ها در داستان

مفهوم زمان‌پریشی: بیان وقایع در متن، زودتر یا دیرتر از ترتیب وقوع در داستان

انواع زمان پریشی
زمان‌پریشی گذشته‌نگر: رخدادی است که در داستان زودتر اتّفاق افتاده، اما در متن دیرتر بیان شود
زمان‌پریشی آینده‌نگر: رخدادی است که در داستان هنوز اتّفاق نیفتاده، اما در متن زودتر بیان شود.

2-تداوم
رابطه بین گستره زمانی روی دادن حوادث در داستان و حجم متن اختصاص داده‌شده به آن‌ها که نشان‌دهنده اهمیت رویدادها است.

بخش چهارم: تحلیل پی‌رنگ

تعریف: پی‌رنگ «سلسله رخدادها به زبان راوی» است که از نوعی منطق روایی بهره می‌گیرد و درواقع اساس روایت است.

الف) تحلیل پی‌رنگ فیلم بر اساس الگوی لبوف
1- درآمد
 خبر دادن شروع یک داستان
 تعیین نوع و منطق روایت

2-جهت‌دهی
 بررسی کارکردهای ارجاعی روایت (فرد، زمان، مکان، موقعیت‌های رفتاری)

3- گره‌افکنی
 عنصر اصلی به‌وجود آورنده و ادامه‌دهنده روایت
 به شکلی ناگهانی در داستان ظاهر می‌شود
مفهوم «توالی» در گره‌افکنی نقش مهمی دارد.

4- ارزیابی
 پاسخ به یک «نیاز مخاطب» و اهمیت روایت برای وی
 چرا یک واقعه به روایت تبدیل شده و چرا برای مخاطب دارای اهمیت است

5-گره‌گشایی
 آن بخش از توالی روایت است که پس از ارزیابی می‌آید
 گشایش پیچیدگی‌هایی که پیش‌ازاین در روایت به وجود آمده است

6-کودا یا بند نهایی
 خبر از پایان داستان می‌دهد
 لزوماً همه روایت‌ها با این عنصر به پایان نمی‌رسند
 آنچه بند نهایی را از گره‌گشایی متمایز می‌سازد، عنصر «زمان» است
 روایت‌ها لزوماً بر زمان حال منطبق نیستند و شاید با گره‌گشایی در مورد زمان گذشته پایان یابند
 کودا یک ابزار کارکردی برای بازگرداندن نگاه کلامی به زمان حال است
 هشدار نویسنده و رسانه به مخاطب است.

ب) الگوی کنشی یا ساختار شش‌گانه در قالب پی‌رنگ از گریماس
1-«کنشگر» و «مفعول ارزشی»
 کنشگر در جستجوی مفعولی است که ارزش محسوب می‌شود و سایر کنشگرها حول آن می‌گردند

2-«کنش‌گزار» و «کنش‌پذیر»
 کنش‌گزار است که کنشگر را به دنبال مفعول ارزشی می‌فرستد و درنهایت، پذیرای کنش خواهد بود

3-«عامل کمکی» و «عامل مخرب»
 یاری‌دهنده، نیرو یا نیروهایی که به قهرمان کمک می‌کند به هدف خود برسد
 عامل مخرب نیرو یا نیروهایی که در راه رسیدن قهرمان به هدف مانع ایجاد می‌کند

ج) تحلیل رمزگان تصویری در روایت پی رنگ فیلم
اما در تحلیل پی‌رنگ، تحلیل رمزگان تصویر سینما نیز می‌تواند به کمک تحلیل پی‌رنگ روایت آید. معانی رمزگان سینمایی را می‌توان تمام مواردی دانست که به «سازه فیلم» مرتبط می‌شود. «سلبی» و «کاودری»، سازه را شامل «میزانسن» و «رمزهای فنی» فیلم محسوب می‌کنند و مفهوم هر یک از رمزها را مورد تحلیل قرار داده‌اند. طبق الگوی تحلیل آن‌ها، تحلیل میزانسن بر اساس مواردی همچون «صحنه‌پردازی»، «وسایل صحنه»، «رمزهای ارتباط غیرکلامی» و «رمزهای لباس» است. رمزهای فنی نیز شامل؛ «اندازه نما»، «زاویه دوربین»، «نوع عدسی»، «ترکیب‌بندی»، «وضوح»، «رمزهای نورپردازی» و «رمزهای رنگ و فیلم خام» می‌شود.
بخش پنجم: تحلیل پی‌رفت یا علیت

1. مفهوم پی رفت
وجود «پی‌رنگ» را از اصول اساسی روایت دانسته‌اند که نشان‌دهنده «توالی» وقایع است، اما مفهوم «پی‌رفت» در روایت، با دو اصل «علیت» و «زمان» در ارتباط است و روایت را نتیجه توالی منظم و علّی می‌داند. در روایت‌های ساده، معمولاً پی‌رفت علّی به همراه پی‌رفت زمانی است، درحالی‌که در روایت‌های پیچیده، پی‌رفت زمانی متفاوت از پی‌رفت علّی درک می‌شود.

2. وضعیت پی‌رفت
2-1- پنج وضعیت پی‌رفت از تودورف
تعادل «یک»؛ برای مثال صلح.
قهر «یک»؛ دشمن هجوم می‌آورد.
از میان رفتن تعادل، جنگ.
قهر «دو»؛ دشمن شکست می‌خورد.
تعادل «دو»؛ صلح و شرایط جدید
2-2- سه وضعیت پی‌رفت از برمون
وضعیت متعادل
وضعیت گذار و امکان دگرگونی (امکان روایت‌های فرعی دیگر)
رخداد دگرگونی یا عدم دگرگونی

3. انواع پی‌رفت از برمون
پی‌رفت زنجیره‌ای (کنش‌ها و واکنش‌های زنجیره‌وار قهرمان)
پی‌رفت انضمامی (استفاده قهرمان از نیروهای یاری‌دهنده برای به انجام رساندن هدف خود)
پی‌رفت پیوندی (ارزیابی کنش قهرمان در پیوند با قهرمان دیگر)

4. سه شکل ترکیب پی‌رفت از تودورف
درونه‌گیری (یک پی‌رفت کامل فرعی در دل پی‌رفت اصلی قرار می‌گیرد)
زنجیره‌سازی (یک پی‌رفت به‌طور کامل ذکر می‌شود و سپس پی‌رفت دیگر می‌آید)
تناوب (قضایای چندین پی‌رفت درهم‌تنیده می‌شود؛ گاه گزاره یا قضیه‌ای از سلسله یا پی‌رفت اول می‌آید و گاه گزاره‌ای از سلسلهٔ دیگر)

بخش ششم: تحلیل بسامد و تکرار

1. تعریف
بسامد و تکرار در روایت این مسئله را نشان می‌دهد که راوی بر چه اجزایی از روایت تاکید کرده و یا آنها را کم‌رنگ جلوه داده و یا نادیده می‌انگارد و یک حادثه خاص، چند بار اتفاق افتاده و چند بار روایت‌شده است. فیلم نیز در روند تولید، خود را در قالب سلسله‌ای از تکرارها بنا می‌کند و تکرار در آن، ارتباط نزدیکی با نمایش زمان و توالی دارد. ممکن است نماهای پی‌درپی عملاً مشابه باشند، اما در جزئیات، بسیار متفاوت هستند. تکرار، جنبه‌ای از فیلم است که به رسانه، بعدی روایی می‌دهد، زیرا پیشرفت روایی که ممکن است با پیشرفت زمان و رویداد مرتبط شود، عناصر شناخته‌شده را با عناصر جدید تلفیق می‌کند.

2. انواع بسامد در الگوی تحلیل روایت ژرار ژنت
بسامد مفرد: رخدادی که یک‌بار در داستان روی می‌دهد، یک‌بار در متن بیان شود
بسامد مکرّر: رخدادی که یک‌بار در داستان اتّفاق افتاده است و چندین بار در متن روایت می‌شود
بسامد بازگو: اتّفاقی که در داستان تکرار می‌شود، فقط یک‌بار در متن روایت می‌گرددبخش هفتم: تحلیل کنشگر، کاراکتر یا شخصیت در روایت

1. مفهوم کنشگر، کاراکتر یا شخصیت در روایت
کنشگران کارکردهای روایت را معنا می‌کنند و یکی از اجزای اصلی قصه هستند. تا آنجا که یکی از عناصر ثابت تحلیل ساختاری روایت، طبقه‌بندی و فهرست کردن شخصیت‌ها به‌عنوان کنشگرها و سنجش نوع روابط ساختاری ممکن میان آن‌ها است.
پراپ اعتقاد دارد که «کارکردهای شخصیت» در «حوزه‌های مشخص کنشی» رخ می‌دهد. وی بیان می‌کند که «شخصیت دقیقاً با کنش مطابقت دارد، یا شخصیت در حوزه‌های متعدد کنش، کارکردش را عوض می‌کند، یا یک حوزه کنش توسط شخصیت‌های متعدد انجام می‌شود».

2. الگوی «اوبرسفلد» از «تحلیل کنشگر، کاراکتر یا شخصیت»
1-عامل کنشی: کارکرد دستوری شخصیت
2- مجاز: کارکرد شخصیت به‌عنوان جزئی از یک کل بزرگ‌تر یا در ارتباط یا شخصیت‌های دیگر
3- استعاره: شخصیت به‌عنوان استعاره‌ای از یک نوع اسطوره، رفتار و یا کردار مانند کاراکتر مرد استعاره از قدرت
4- مرجع: شخصیت به‌عنوان استعاره‌ای تاریخی- اجتماعی مانند جامعه در گذشته‌های دور یا نزدیک
5- معنای ضمنی: معنای ارجاعی شخصیت به مجموعه‌ای از معانی ضمنی بیرون فیلم (قلمرو ایدئولوژی‌ها و اسطوره‌ها)
6- انفرادی شدن: ویژگی‌هایی که باعث تفاوت بین شخصیت‌ها می‌شوند و موجب علاقه به شخصیت فردی می‌گردد
7- جمعی شدن: نمایش شخصیت‌ها ممکن است عدم علاقه به شخصیت را موجب شود. مانند شخصیت‌هایی که نقش از قبل تعیین‌شده‌ای برای بازی دارند
8- شخصیت و چارچوب: دنیای نمایش از قوانین دنیای واقعی تبعیت می‌کند. بین شخصیت‌های دنیای نمایش و دنیای تماشاگر تشابه وجود دارد
9- کارکرد به‌مثابه قرارداد روایتی: قراردادهای روایتی در ارائه شخصیت عبارت‌اند از
9-1- حدیث نفس: معرفی شخصیت توسط خود شخصیت
9-2- شرح: اطلاعات موردنیاز تماشاگر برای تحلیل کنش، یعنی حقایقی درباره زمان و مکان، ماجرا و شخصیت، در ابتدای روایت ارائه می‌شود
9-3- شخصیت به‌مثابه محرم راز: پیش‌بینی یک شخصیت فرعی – که محرم راز شخصیت اصلی است – موجب خواهد شد که اطلاعاتی در مورد روایت به تماشاگر منتقل شود
9-4- شخصیت به‌مثابه وجه تقابل: پیوند شخصیت فرعی و اصلی ممکن است در حکم وسیله‌ای برای نشان دادن «شباهت» و یا «تفاوت» بین آن دو باشد.
9-5- اسامی شخصیت‌ها: اسامی شخصیت موجب می‌شود که اطلاعاتی در مورد شخصیت به تماشاگر منتقل شود

بخش هفتم: تحلیل کنشگر، کاراکتر یا شخصیت در روایت

1. مفهوم کنشگر، کاراکتر یا شخصیت در روایت
کنشگران کارکردهای روایت را معنا می‌کنند و یکی از اجزای اصلی قصه هستند. تا آنجا که یکی از عناصر ثابت تحلیل ساختاری روایت، طبقه‌بندی و فهرست کردن شخصیت‌ها به‌عنوان کنشگرها و سنجش نوع روابط ساختاری ممکن میان آن‌ها است.
پراپ اعتقاد دارد که «کارکردهای شخصیت» در «حوزه‌های مشخص کنشی» رخ می‌دهد. وی بیان می‌کند که «شخصیت دقیقاً با کنش مطابقت دارد، یا شخصیت در حوزه‌های متعدد کنش، کارکردش را عوض می‌کند، یا یک حوزه کنش توسط شخصیت‌های متعدد انجام می‌شود».

2. الگوی «اوبرسفلد» از «تحلیل کنشگر، کاراکتر یا شخصیت»
1-عامل کنشی: کارکرد دستوری شخصیت
2- مجاز: کارکرد شخصیت به‌عنوان جزئی از یک کل بزرگ‌تر یا در ارتباط یا شخصیت‌های دیگر
3- استعاره: شخصیت به‌عنوان استعاره‌ای از یک نوع اسطوره، رفتار و یا کردار مانند کاراکتر مرد استعاره از قدرت
4- مرجع: شخصیت به‌عنوان استعاره‌ای تاریخی- اجتماعی مانند جامعه در گذشته‌های دور یا نزدیک
5- معنای ضمنی: معنای ارجاعی شخصیت به مجموعه‌ای از معانی ضمنی بیرون فیلم (قلمرو ایدئولوژی‌ها و اسطوره‌ها)
6- انفرادی شدن: ویژگی‌هایی که باعث تفاوت بین شخصیت‌ها می‌شوند و موجب علاقه به شخصیت فردی می‌گردد
7- جمعی شدن: نمایش شخصیت‌ها ممکن است عدم علاقه به شخصیت را موجب شود. مانند شخصیت‌هایی که نقش از قبل تعیین‌شده‌ای برای بازی دارند
8- شخصیت و چارچوب: دنیای نمایش از قوانین دنیای واقعی تبعیت می‌کند. بین شخصیت‌های دنیای نمایش و دنیای تماشاگر تشابه وجود دارد
9- کارکرد به‌مثابه قرارداد روایتی: قراردادهای روایتی در ارائه شخصیت عبارت‌اند از
9-1- حدیث نفس: معرفی شخصیت توسط خود شخصیت
9-2- شرح: اطلاعات موردنیاز تماشاگر برای تحلیل کنش، یعنی حقایقی درباره زمان و مکان، ماجرا و شخصیت، در ابتدای روایت ارائه می‌شود
9-3- شخصیت به‌مثابه محرم راز: پیش‌بینی یک شخصیت فرعی – که محرم راز شخصیت اصلی است – موجب خواهد شد که اطلاعاتی در مورد روایت به تماشاگر منتقل شود
9-4- شخصیت به‌مثابه وجه تقابل: پیوند شخصیت فرعی و اصلی ممکن است در حکم وسیله‌ای برای نشان دادن «شباهت» و یا «تفاوت» بین آن دو باشد.
9-5- اسامی شخصیت‌ها: اسامی شخصیت موجب می‌شود که اطلاعاتی در مورد شخصیت به تماشاگر منتقل شود

بخش هشتم: تحلیل کارکرد

1. مفهوم کارکرد
«کارکرد»؛ منش شخصیت‌های داستان را موردتوجه قرار می‌دهد و یا به تعبیر ریمون کنان هر چه که در داستان اتفاق بیفتد و باعث تغییر وضعیت امور و انتقال و تبدیل آن به وضعیت دیگر شود، کارکرد است. «کارکرد» از منظر پراپ یعنی «عمل شخصی از اشخاص قصه که ازنقطه‌نظر اهمیتی که در جریان عملیات قصه دارد، تعریف می‌شود».

2. تحلیل کارکرد پراپ
تحلیل «کارکرد» میراث تحلیل روایت فرمالیستی پراپ است. او در کتاب مشهور ریخت‌شناسی قصه‌های پریان روسی (1928) با «ریخت‌شناسی» حدود صد قصه پریان روسی، «کارکرد» اشخاص داستان را شناسایی و طبقه‌بندی کرد. وی به دنبال آشکار کردن الگوی مشترک حاکم بر گزاره‌های روایی در این قصه‌ها بوده است. پراپ برای قصه‌ها 31 کارکرد در نظر گرفت و این تعداد را در هفت «حوزه کنش» که با نقش‌های عمده شخصیت قصه‌ها متناظرند، جای داد.

هفت حوزه کنش یا کنشگر از ولادیمیر پراپ
1 قهرمان (جستجوگر یا قربانی)
2 شریر یا شخص خبیث
3 شاهزاده خانم و پدرش
4 یاور
5 گسیلنده
6 بخشنده یا اهداکننده
7 قهرمان دروغین

کارکردهای قصه در روایت از ولادیمیر پراپ
کارکرد شرح کارکرد
1 وضعیت اولیه معرفی اعضای خانواده و قهرمان
2 غیبت یکی از اعضای خانواده به سفر می‌رود یا می‌میرد.
3 نهی قهرمان قصه از کاری نهی می‌شود.
4 نقض نهی ممنوعیت، نادیده گرفته می‌شود.
5 خبرگیری ضدقهرمان برای کسب اطلاعات تلاش می‌کند.
6 فریبکاری ضدقهرمان برای فریب قربانی اقدام می‌کند.
7 همدستی قربانی فریب می‌خورد و ناخودآگاه، آب به آسیاب دشمن می‌ریزد.
8 شرارت شریر به یکی از اعضای خانواده صدمه می‌زند.
نیاز یکی از اعضای خانواده یا فاقد چیزی است یا در آرزوی داشتن آن است.
9 وساطت، رویداد، ربط‌دهنده فاجعه آشکار می‌شود. قهرمان از خانه به محل حادثه می‌رود.
10 مقابله آغازین قهرمان جستجوگر تصمیم به مقابله می‌گیرد.
11 عزیمت قهرمان خانه را ترک می‌کند.
12 کارکرد اول بخشنده آزمایش و پرسش از قهرمان
13 واکنش قهرمان قهرمان در مقابل اعطاکننده واکنش نشان می‌دهد.
14 دریافتشی جادو قهرمان اختیار استفاده از عامل جادویی را می‌یابد.
15 انتقال و تغییر مکان قهرمان رهسپار جستجو می‌شود.
16 کشمکش قهرمان و شریر به نبرد تن‌به‌تن می‌پردازند.
17 داغ، بدنامی بر بدن قهرمان داغ گذاشته می‌شود یا بدنام می‌شود.
18 پیروزی شریر شکست می‌خورد.
19 حل‌وفصل بدبختی مصیبت یا کمبود التیام می‌یابد.
20 بازگشت قهرمان بازمی‌گردد.
21 تعقیب قهرمان تعقیب می‌شود.
22 رهایی قهرمان از شر تعقیب‌کننده رها می‌شود.
23 رسیدن به ناشناختگی قهرمان ناشناس به خانه یا سرزمین دیگری می‌رسد.
24 ادعاهای بی‌پایه قهرمان دروغین ادعاهای بی‌پایه مطرح می‌کند.
25 کار دشوار انجام کاری سخت از قهرمان خواسته می‌شود.
26 حل مسئله مأموریت انجام می‌شود و مشکل حل می‌گردد.
27 شناسایی قهرمان شناخته می‌شود.
28 رسوایی قهرمان دروغین یا شریر رسوا می‌شود.
29 تغییر شکل ظاهر قهرمان تغییر می‌کند.
30 مجازات شریر به سزای اعمال خود می‌رسد.
31 عروسی قهرمان عروسی می‌کند و بر تخت پادشاهی می‌نشیند.

بخش نهم: تحلیل انواع روابط متقابل دوتایی در روایت

1. توضیح
الگوی گریماس در تحلیل روابط متقابل بیان می‌کند که انسان، هر پدیده‌ای را از طریق دو جنبه مخالف، درک می‌کند. گریماس معتقد است که «در بیشتر داستان‌ها و روایت‌ها، تقابل‌ها از نوع تناقض و تضاد همچون مرگ و زندگی، دانایی و بی‌خردی و امثال این‌ها به چشم می‌خورد» و هیجان و لذت داستان از همین طریق منتقل می‌شود.

2. الگوی تحلیل انواع روابط متقابل دوتایی در روایت از گریماس
1- متناقض: وجود هرکدام، نقض‌کنندهٔ وجود دیگری است
2- متضاد: وجود یک شخص یا یک مفهوم با عدم دیگری همراه است
3-مخالف: هر یک از اشخاصی که در تقابل با یکدیگر قرارگرفته‌اند، برای ایجاد مانع در راه رسیدن دیگری به هدف تلاش می‌کنند

جلسه اول
جلسه سوم
جلسه چهارم
جلسه پنجم

2 دیدگاه ها

  1. سلام
    از زحماتتان بسیار ممنونم
    لطفا قسمت دوم این درسگفتار (کارگاه بازنمایی و تحلیل روایت در فیلم) را هم در سایت قرار دهید. با تشکر

ارسال پاسخ