میرعلینقی در مدرسه هنر و علوم انسانی درنگ: قشر موسیقیدان به عنوان یک قشر محدود زندگی می‌کردند، داخل یک کلنی بسته بود. جامعه ایران طبقاتی بود و اینها با کل اجتماع تعامل نداشتند، جایی برای روایت خود نداشتند. اطلاعات حداقلی است .

 

تصنیف ملی ترکیبی است که نیروی عاطفی را موسیقی و نیروی تفکر را شعرفراهم می‌کند.

علیرضا میر علینقی با موضوع تاریخ فرهنگی موسیقی در ایران بیانات خود پرداخت. ایشان به بیان سوالاتی پرداخت: آیا تاریخ داریم ؟آیا ما تاریخ موسیقی داریم ؟ تا چه حد رد پای موسیقی و موسیقیدان برای ما شناخته شده است ؟

میرعلینقی در ادامه گفت: تاریخ ما از زمان بیهقی نوشته شده است و امری متأخر است . دو قالب روایت داریم: قصه و روایت اسطوره ای دوم تاریخ درباری وشرح فتوحات ومناسبات درباری. هیچ کدام روایت اجتماعی نیست. اولی اصلا تاریخ نیست، دومی هم برش محدودی است ، مردم به حساب نمی‌آمدند وعین رابطه ی چوپان و رمه اش تلقی می‌شدند. عامه رعیت بودند وطبقه دیگر اشراف بودند. اجتماع ایران از زمان ساسانیان تا زمان مشروطیت به صورت یک نواخت تداوم پیدا کرد. تا اواخر دهه ی 1320 روایتی  وجود نداشت. جز خرده روایت وجود نداشت و آنچه بود تاریخ درباری بود. ما مفهوم اجتماع را به عنوان یک عنصری که زبان باز می‌کند داریم و موسیقی ما با ورود اولین دستگاهها شروع می‌شود . ما کوچکترین اطلاعاتی از ادوار موسیقی نداریم . تاریخ اجتماعی با اعتراض به دربار شروع میشود و تصنیف‌ها هم از کنج دربار ها بیرون می آید . ما پیشینه داریم ولی تاریخ گویا نداریم. خط نوت به عنوان ابزار وارد ایراد می‌شود و در فاصله چند دهه رونق می‌گیرد. حدود150 سال پیش  تا 110 سال پیش به ثمره ظهور می‌رسد .

وی افزود: با این بستر می‌خواهیم بگوییم موسیقی و اجتماع چه تأثیری بر هم می‌گذارند. اساسا قشر موسیقیدان به عنوان یک قشر محدود زندگی می‌کردند، داخل یک کلنی بسته بود. جامعه ایران طبقاتی بود و اینها با کل اجتماع تعامل نداشتند، جایی برای روایت خود نداشتند. اطلاعات حداقلی است .

این پژوهشگر موسیقی در ادامه بیان کرد :در حالیکه افراد با شاخصهای مذهبی شناخته می‌شوند، برداشت منور الفکران مشروطه از ملیت برای جلوگیری از تجزیه ی ایران ایجاد می‌شود. ماده ی مقوم یکی دین و دوم زبان فارسی به عنوان فرهنگ قرار دادی بود،این‌ها را با هم پیوند می‌دهد. اندیشه ی ملیت بیش از فکر بالقوه اتوپیای ترقی خواهان بود. عارف از دل اینها بیرون آمد. آن‌ها مهجور بودند و هر کدام زیر سایه ی شاعر اهل ادب زندگی می‌کردند. بعد از قاجار بیشتر موسیقیدانان ذیل تفکر آقای بهار و بخشی ذیل تفکر جدی ایرج میرزا بودند، با تقید دینی و تقید به ایرانیت دست به ایجاد تصنیف ملی زدند. عارف در دیوان خودش می‌گوید من زمانی تصنیف ملی ساختم که از هر 10 نفر 9 نفر نمی‌دانستند ملت چیه ؟ ملت را شهر خود می‌پنداشتند.

میرعلینقی افزود: تصنیف ملی محملی ترکیبی است از شعر و موسیقی که نیروی عاطفی را موسیقی و نیروی تفکر را شعرفراهم می‌کند. چیزی حدود 20 سال از 1280 تا 1301 دوام داشت و یک سری از معمرین که از دوره ی عارف باقی بودند می‌گفتند در دوره ی نبود هر نوع رسانه ای به محض اینکه تصنیف او در گراند هتل خوانده میشد، سینه به سینه تا دورترین مکان‌ها به گوش می‌رسید . بخشی به خاطر موسیقی و بخشی به خاطر تعهد اجتماعی اش نسبت به وطن بود . و در نهایت فقردر سال1311 مرد و عملا اهدافش را در حاکمیت طبقه ی مظلوم را بر باد می‌دید . سیر تصنیف های عارف یک منحنی خاص از پر شور بودن و حماسی بودن به مرثیه تبدیل شدن را داشت. متعاقب تغییر گفتمان سیاسی تصنیف هم تغییر می‌کند. آرمانهای سیاسی مشروطه، جای خودش را به نظام بی رحم می‌دهد. در اینجا رابطه ی موسیقیدان با جامعه که از طریق صفحه ی گرامافون مزج گرفته به نوعی ایجاد می‌شود و به شهادت اشعار بیشتر تغزل بود. با سرکوب اندیشه ی ملی و مصادره به نفع قدرت حاکمه تصنیف ملی عملا تا سال 1357 نداریم.

این پژوهشگر موسیقی در ادامه افزود :از سال 1307 تا 1357 طبقه ی اجتماعی رشد می کند :تأسیس نهادهای مختلف ، هنرستان موسیقی ، رادیو ارکسترال ، مجلات تخصصی موسیقی ، همگانی شدن موسیقی، این نشان دهنده‌ی تشکیل طبقه ی متوسط است که نه ارزش طبقه ی فرودست نه طبقه ی حاکم را دارند، با تخصص خودشان زندگی می‌کنند .دستاوردهای اشتباه هم داشتند چون نیروی غیر سیاسی هدایت کننده نداشتند. موسیقیدان از حالت بسته و بی سوادی بیرون آمدند . معلمی موسیقی به عنوان یک حرفه در آمد. موسیقی دان از یک عنصرنجس به عنوان یک فرد عادی پذیرفته شد. موسیقیدان فاخر سالها طول کشید تا به رسمیت شناخته شد.

میرعلینقی بیان کرد: استاد خالقی اولین کسی است که سرگذشت موسیقی را با ذهنیت مدرن نوشته است یعنی  نقل وقایع زندگی خودش را با وقایع تاریخی با هم پیش برده است. بخش دقیق را درباره ی دانش آموختگان موسیقی نوشته است. این کار حدود سالهای 1330 منتشر شد و اتفاقاتی می افتد که به خاطر نبود آرامش اجتماعی این کتاب دیده نمی‌شود و امثال این کتاب نوشته نمی‌شود چرا که اسناد و مدارک هم نبود . هم چنین برای روایت تاریخ  فاصله گیری از موضوع با دایره تغییرات مختلف، حداقل 40 سال زمان نیاز است.

 

بدون دیدگاه

ارسال پاسخ