جلسه سی و نهم شاهنامه خوانی: روایتی فلسفی و اجتماعی از شاهنامه فردوسی

در ادامه جلسات شاهنامه خوانی به سفر رستم به مازندران رسیدیم:

همانطور که در جلسات پیش گفته شد، زال هنگام راهی کردن رستم به طرف مازندران به دو راه اشاره کرد. راهی که طولانی است و ساده و راهی که مشکل است و کوتاه. راه کوتاه، خلوت، مشکل و مخصوص خواص است. تنها رستم از پس آن بر می آید. این اشاره را در حکمت ابن سینا و برهان صدیقین می توان پی گرفت. برهان صدیقین از وجود این دو راه خبر می دهد و با اطلاع از این دو بوجود می آید. اساس برهان صدیقین این آیه شریفه است سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ. کل تاریخ فلسفه اسلامی، تاریخ تکوین این برهان است. هر چه در طول تاریخ اندیشه پیش تر می آییم این برهان کامل تر و کوتاه تر می شود. در این آیه دو سیر رسیدن به حق مشخص می گردد. سیری که از آیات و نشانه های آفاقی و انفسی آغاز می گردد و از مشاهدۀ آنها پی به علت اصلی و خدا برده می شود و سیر دیگری که فارغ از معلول است و خداوند بدون نیاز به علت و معلول اثبات می شود. شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ. در این نگاه، برهان آفاقی و برهان انفسی از یک سنخند چرا که هر دو در اثبات خداوند از معلول شروع می کنند. (أَفَلَا يَنْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ؛ مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ) به عبارتی می توان برهان حرکت افلاک ارسطو و شک دکارتی و سوژه محور او را یکی دانست که برای اثبات واجب الوجود از جایی غیر از او شروع می کنند. این در حالی است که در برهان صدیقین خداوند اثباتی خارج از خود ندارد و اصلاً حکمت حقیقی اثباتی نیست. از این رو ما با دو راه مواجهیم راهی که خرد عمومی و روزمره برمیگزیند و راهی که خرد برتر و والا آن را طی می کند. هر دوی این راهها به یک مقصد منتهی می شود و تفاوت آنجاست که نهایتاً آن کسی که باید از عامه دستگیری کند همان ولیی است که خود راه خطیر را برگزیده است و قدم در هفت خوان مجاهده با نفس گذاشته است.

 

A

بدون دیدگاه

ارسال پاسخ