سیما منصوری: صفت بارز معماری ایرانی “تربیع” بوده است.

هفتمین نشست از سلسله نشست‌های « مزاج و معماری » با عنوان « از سلامت تا بیماری، آسیب شناسی طرح خانه های مسکونی بر اساس معماری مزاج محور» با سخنرانی دکتر سیما منصوری، دکترای میان رشته ای معماری درمانگر در پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی برگزار شد.

معماري به عنوان يكي از شاخه هاي دانش از گذشته هاي دور تاكنون مي تواند اهميت فوق العاده اي در بدست آوردن سلامت انسان ها داشته باشد. امروزه محیطی که توسط خود انسان ساخته شده است، می تواند یکی از عوامل تهدید کننده برای سلامت جسم و روان او باشد. بحران سلامت و عدم احساس آرامش در کلیه فضاهای مسکونی، اداری، آموزشی و… امریست که انسان دنیای امروز را تهدید و موجب پایین آمدن کیفیت زندگی شهروندان در شهرهای جهان در حال توسعه می شود. متأسفانه همواره در شهرها و کلان شهرهایی نظیر تهران به نقش معماری و شهرسازی در كاهش استرس ها، ارتقای سلامت جسمی، روحی و روانی انسان، توجه اندكی شده است. از دیدگاه معماران و شهرسازان مدرن تغییر در منظر و عناصر معماری محیط، به تغییراتی در رفتار و به ویژه رفتار اجتماعی می انجامد.

نشست هفتم مزاج و معماری” از سلامت تا بیماری” به ضرورت توجه به مسأله همگرایی به عنوان یکی از مهمترین مسائل معماری امروز اشاره داشت، و اینکه چگونه می توان با آشتی و همگرایی بین شاخه های مختلف علوم معماری، پزشکی کهن، جغرافیا و شرایط آب و هوایی مبتنی بر پارادایم چهار مزاج ایرانی به چگونگی داشتن معماری سالم بعنوان سلول های سازنده یک شهر سالم پرداخت. همچنین در این نشست به آسیب شناسی نبود وحدت میان شاخه های مختلف علوم که منجر به پیدایش بیماری در جان و روان آدمی و همینطور معماری ناسالم میشود پرداخته شد.

سیما منصوری در چکیده ای از محتوای نشست هفتم مزاج و معماری عنوان کرد یکی از فاکتورهای توسعه یافتگی کشورها داشتن شهرهای سالم بمنظور حفظ سلامت شهروندان جامعه است. شهر برخاسته از تفکر همگرای برنامه ریزان شهری، معماران، شهرسازان، طبیبان، حکیمان و مدیران شهری و شهروندان است. فرهنگ ایرانی با داشتن قدمتی کهن به بلندای تاریخ در پاسداشت چهار گوهر بنیادین ماده ( خاک، آب، باد و آتش) به حفظ حرمت طبیعت و مقدس دانستن آن بعنوان آیت و نعمتی از سوی خداوند اهتمام فراوان داشته است. اما اندیشه و گسست و تفکر واگرای دوران مدرن اولیه بر همگرایی این باور ایرانی به یکی بودن ریشه دانش ها و تأثیرگذاری و تأثیرپذیری شاخه های مختلف دانش منجر شده تا امروز ما در رده های پایین شاخصه توسعه یافتگی شهرها در دنیا واقع شویم. “وی افزود” گویی معماران و شهرسازان هنوز از تأثیری که دست ساخته های آنها بر سلامت جان و روان آدمی می گذارد؛ غافلند. اندیشه ایجاد فرم و فضای زیبا که تنها جذبه بصری بیافریند و صرفاً به عملکردها و تناسبات بیرونی نیازهای انسانی پاسخ دهد نقطه آغاز راه است.

در ادامه ایشان با تاکید بر اهمیت چهار گوهر اصلی در کائنات (خاک، آب، باد و آتش) عنوان نمود، در گذشته اعتقاد بر این بود که تمام جهان هستی از ترکیب چهار عنصر اصلی بوجود آمده است و امروزه هنوز این چهار عنصر راه حل مناسبی برای ارتباط متقابل ساختمان و محیط اطراف و تاثیر آن بر سلامت انسان را فراهم می کند. “و” این چهار گوهر اصلی همانطور که آفریننده هستند می توانند ویران کننده هم باشند، “وی اضافه کرد” اگر انسان را به عنوان یک عالم صغیر تصور کنیم انسانی که تمام وجود هستی در وجود اوست، چنانچه هر یک از این اخلاط چهارگانه بخواهد افزایش یا کاهش خلط داشته باشد می تواند منجر به بیماری جسم و روح شود. لذا شناخت ویژگی های چهار گوهر اصلی در معماری دارای حائز اهمیت است. هر آنچه که آفریده دست خداوند است و هرآنچه که انسان به عنوان مصنوع می سازد دارای مزاج، طبع و اخلاط است و یکی از این چهار ماده بنیادین یا ترکیبی از این مواد را در خودش دارد. “و” یک معمار به دلیل گستردگی طیف مزاجی نباید یک طراحی یکسان برای همه خانه ها داشته باشد، زیرا انسان امروز به دلیل زندگی شهری دیگر تک مزاج نیست و از مزاج های ترکیبی برخوردار است.

این یک بحث سازه ای است که فی الذاته تفکر همگرایی که در ابتدای بحث به آن اشاره شد را در خود دارد، تفکری که مبتنی بر آن است که چگونه بسازیم تا هم سقفی را بنا کرده باشیم و هم سلامت و تعادل را حفظ کرده باشیم.

وی در ادامه به صفت بارز معماری کهن ایرانی صفت “تربیع” اشاره داشت این تربیع همان معماری چهارگانه هاست یا همان معماری برگرفته از مزاج که از پیش از اسلام تا به امروز وجود داشته است. “وی اضافه کرد” در عالم تربیع مکان به چهار قسمت تقسیم میشود و دایره ای بر آن محصور می شود و هر یک از این چهار مکان صفتی را به خود می گیرد و معماری چهار فصل را بوجود می آورد.

ایشان همچنین به اهمیت نور در معماری پرداخت و عنوان کرد، یکی از عواملی بسیار مهمی که سبب میشود انسان با قرار گرفتن در برخی از فضا ها و مکان ها احساس شادی و شعف کند و یا بالعکس در فضا ها و مکان های غمگین دل مرده، افسرده و بی قرار شود با اصل مهم نور ارتباط دارد. ” وی افزود” نور در بیشتر فرهنگ ها نماد تعالی، اوج گرفتن، به کمال رسیدن و بسیاری از خصوصیات عالی دیگر می باشد،  امروزه تاثیر نور مطلوب بر روان و خلق و خوی در انسان غیر قابل انکار می باشد.

وی در پایان نشست به افزایش ساخت و ساز ها اشاره کردکه چگونه باعث تخریب بیشتر محیط، فضاهای بکر و طبیعی درون و اطراف شهرها می گردد که شاهرگ های تنفسی محیط شهر و انسان های شهرنشین می باشند. این تخریب گسترده محیط زیست همراه با ساخت و سازهای مغایر با طبیعت باعث افزایش آلایندگی های مختلف در محیط شهرها و بروز مشکلات متعدد شهرنشینان شده است. ” از نظر وی” در گذشته بوسیله ایجاد فضاهای باز و باغ ها در خانه های ایرانی این مهم تامین می شده است و به عبارتی بهترین منظره ممکن پدید می آمده است.
توجه به رنگ از دیگر مسایل مهم در طراحی ومعماری است، نوع رنگ و چگونگی بکارگیری آن در طراحی تاثیر بسزایی بر روح و آرامش انسانها دارد. از این رو باید در طراحی از رنگهایی استفاده شود که به انسان آرامش دهد.

صوت کامل نشست هفتم

بدون دیدگاه

ارسال پاسخ